در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، 4 مهر امسال خانواده علی 36 ساله وقتی فهمیدند او دچار مرگ مغزی شده است با اهدای اعضای بدن او موافقت کردند. پس از انتقال مرد جوان به بیمارستان مسیح دانشوری اعضای بدن او به پنج بیمار نیازمند اهدا شد.
با پایان زندگی مرد کارگر، خانواده او با مراجعه به دادسرای امور جنایی از صاحبکار علی به خاطر مرگ مشکوک او شکایت کردند. برادر متوفی در شکایتش به بازپرس پرونده گفت: برادرم از چهار سال قبل به عنوان راننده در یک کارخانه ساخت مخزن آب در جاده مخصوص کار میکرد. او چند شب در ماه نیز به عنوان نگهبان در کارخانه میماند. روز حادثه، علی هنگام بالا رفتن از اتاقک نگهبانی سقوط کرد و دچار مرگ مغزی شد. وقتی به کارخانه رفتم صاحب کارخانه مدعی شد برادرم بعد از سقوط از نردبام روی گاو صندوق افتاده و دچار جراحت شده است. اما با بررسی صحنه، گاو صندوق در آنجا نبود و فکر میکنم او به قتل رسیده باشد.
با احضار صاحب کارخانه او با رد ادعاهای خانواده علی گفت: آن شب ما در کارخانه نبودیم و در تماس نگهبان کارخانه مجاور متوجه حادثه شدیم. وقتی به آنجا رسیدیم نگهبان کارخانه مجاور مدعی شد علی در حال رفتن به اتاقک نگهبانی بود که پس از سقوط جانش را از دست داد.
با اظهارات صاحب کارخانه، بازپرس جنایی دستور تحقیقات بیشتر در مورد علت مرگ کارگر 36 ساله را صادر کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: