عشق و علاقه را دست‌کم نگیرید

در مقوله ازدواج، ما افرادی را دیده‌‌ایم که قبل از ازدواج هیچ آشنایی نداشتند و حسی هم بین‌شان نبوده‌، اما بعد از ازدواج به مرور عشق و علاقه بین آنها به وجود آمده؛ عکس این موضوع را هم شاهد بوده‌ایم.
کد خبر: ۸۷۲۱۲۹

یعنی فرد با وجود آشنایی قبلی و حس و علاقه‌ای که به طرف مقابلش داشته، بعد از ازدواج نتوانسته با او کنار بیاید و از هم جدا شده‌اند. این دو وضعیت متضاد به چند عامل روان‌شناختی بستگی دارد؛ یک علت آن برمی‌گردد به ویژگی‌های شخصیتی.‌ افرادی که از نظر شخصیتی حساس هستند و معیارهای انتخاب همسرشان براساس حساسیت، نوع نگاه به زندگی و نگرش و تابوهای ذهنی خودساخته است، اگر وارد زندگی مشترک شوند، چون بدون آشنایی و وجود حس قبلی است، با مشکلات و اختلافات در زندگی خود مواجه می‌شوند؛ یعنی حساسیت‌های روان‌شناختی و ویژگی‌های فردی مانع از موفقیت او در زندگی آینده‌اش می‌شود. این مساله به نوع رفتار طرف مقابل هم بستگی دارد. به طور مثال اگر فردی با حساسیت‌های روان‌شناختی خاص وارد زندگی مشترک شود و نیازش به محبت، توجه و جذابیت‌های ظاهری مثل صورت زیبا، قد بلند، موی بلند و... برطرف شود، زندگی آنها به سمت خوشی سوق پیدا خواهد کرد، اما اگر فرد با حساسیت‌هایی که دارد وارد زندگی جدیدی شود، ولی همسرش نتواند نیازهای متفاوت روحی و روانی او را تامین کند، این عدم تامین نیاز، حساسیت روان‌شناختی او را دو چندان کرده و به بروز مشکلات متعددی در زندگی منجر می‌شود. بخش دیگر این تحلیل روان‌شناختی این است که فرد حساس نبوده و فکر می‌کند بعد از ورود به زندگی مشترک می‌تواند به همسرش علاقه‌مند شود، اما هر چه تلاش می‌کند نمی‌تواند آن حس قشنگ را به همسرش منتقل یا دریافت کند.

این موضوع تابع دو اصل است؛ یکی براساس اصل نگرش زوجی که می‌خواهد آن احساس و عاطفه را در اختیار همسرش قرار دهد و دوم نگرشی که می‌خواهد این عواطف را دریافت کند. در هر صورت مبنای اساسی این است که زوجین ‌ابتدای امر به ویژگی‌های روان‌شناختی و احساسی خود توجه داشته باشند تا بتوانند حداقل فاکتورهای لازم را در همسر آینده‌شان ببینند؛ چراکه داشتن حداقل فاکتورها باعث تلاش و کوشش در فرد برای ادامه زندگی می‌شود. بنابراین زوجین قبل از ازدواج باید از نظر ظاهری فرد مقابل‌شان را بپسندند. چه‌بسا زوجینی که اختلاف شدیدی به لحاظ ظاهری دارند، اما خودشان را متقاعد می‌کنند که می‌توانند به این زندگی ادامه دهند. از سوی دیگر توجه به حرف و حدیث دوستان و آشنایان باعث غلبه تفکرات منطقی بر احساس شده و با عادی شدن رفتارهای همسر، مرد یا زن حس می‌کند‌ چه کار اشتباهی انجام داده است.

همیشه به یاد داشته باشیم که نبود علاقه‌مندی اولیه باعث خوشبختی و رضایت در زندگی مشترک نمی‌شود و نباید این‌طور فکر کرد که بعدها علاقه به وجود می‌آید. علاقه‌مندی در زندگی به شرطی به وجود می‌آید که بنیاد و پذیرش اولیه صورت گرفته باشد. ضمن این که بدی‌ها و زشتی‌ها در ابتدای آشنایی و پس از زندگی مشترک هرگز فراموش نشده و بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد. زوج‌هایی که با این مشکل روبه‌رو هستند، بهتر است به خوبی‌های همسر خود توجه کنند تا شاید با احساس خود کنار آمده و مانع از فروپاشی زندگی مشترک‌شان شوند. اگر همچنان حسی نبود، بهتر است تصمیم درست و مناسبی را برای ادامه یا پایان زندگی مشترک اتخاذ کنند.

دکتر پرویز رزاقی - روان‌شناس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها