رئیس جمهور در اولین مصاحبه مطبوعاتی خود با خبرنگاران داخلی و خارجی اعلام کرد که برای پیشبرد امور مبهم صحنه بین الملل 20پیشنهاد دارد که به مرور و به اقتضای زمان یک به یک آنها را اعلام خواهد کرد.
کد خبر: ۸۷۰۴۲
دکتر احمدی نژاد پیش از این در مصاحبه مطبوعاتی که در جده با خبرنگاران برگزار کرده بود اولین بار درباره موضوع هولوکاست اظهارنظر کرد، ایده ای که رئیس جمهور کشورمان در این زمینه بیان کرد همچنان با کنشها و واکنشهای متعددی در محافل سیاسی ، علمی و تحقیقاتی بویژه در اروپا همراه شده است.
به دنبال ایجاد مقررات خشک منطقه ای در اروپا طی سالهای اخیر اظهار هر گونه انتقاد و حتی تردید درباره هولوکاست جرم محسوب می شود.
بر همین اساس بسیاری از محققان و پژوهشگران در اروپا دستگیر، شکنجه و محکوم شدند. اما در این میانه این اولین بار است که این مقام ارشد سیاسی درباره هولوکاست اظهارنظر می کند به همین دلیل اکنون فضای سیاسی در صحنه بین الملل برای اظهارنظرها، تردیدها درباره چند و چون یک پروژه ساختگی صهیونیستی باز شده است در عین حال آنچه رئیس جمهور مطرح کرده است علی الاصول فارغ و خارج از هر گونه تردید نسبت به این موضوع بوده و این ایده اساسا بر مبنای دروغین بودن مبنا و بهانه های جهان غرب در قبال دفاع از رژیم غیرقانونی صهیونیستی است.
ایده رئیس جمهور چه بود؛ پاسخ دقیق به این پرسش بگومگوهای جاری در این زمینه را شفاف خواهد ساخت. در همین زمینه و در خصوص جنجال وسیعی که جهان غرب به راه انداخته رئیس جمهور خود در برابر پرسش ، پاسخ داده است.
عصبانیت و واکنش خشن مخالفان ، به نظر من پرده های زیادی را کنار زد. بنده 3 نکته را با افکار عمومی جهان ، طرح کردم:
1-بین صهیونیزم و یهودیت ، تفکیک باید کرد. چون یهودیان در سرزمین های اسلامی همچون ایران و فلسطین و... همیشه در امنیت و آسایش زیسته اند و آزادی مذهب داشته ، دارند و خواهند داشت.
ولی صهیونیزم ، خودش یک ایدئولوژی غربی و یک ایده استعماری است که با اهداف سکولاریستی و روشهای فاشیستی ، توسط انگلیسی ها در منطقه تاسیس شد و در حال حاضر با کمک و هدایت مستقیم امریکا و بخشی از اروپا، مسلمانان را کشتار می کند.
2-بنیان تاریخی که برای مشروعیت صهیونیزم ساخته اند، مساله قتل عام یهودیان به دست ارتش آلمان است که در مورد تعداد این قربانیان ، دو دیدگاه رسمی و غیررسمی در خود اروپا وجود دارد ولی هیچ وقت به بحث آزاد علمی گذاشته نشده است و تبدیل به یک خط قرمز و اسطوره غیرقابل بحث شده است.
البته دیدگاه ما آن است که جان انسان ها از هر قوم و نژاد و دین محترم است و احدی حق ندارد پاکسازی قومی ، نژادی و مذهبی به راه اندازد، به هر ترتیب محکوم است.
3-اما اگر در این نقل تاریخی ، هیچ مبالغه ای هم نباشد و واقعا همین تعداد یهودی را هم کشته باشند چرا انتقامش را از مسلمانان می گیرند؛ چرا خود اروپا که عامل جنایت بوده ، هزینه اش را نپردازد؛
و یک سوال مهم که باید دولتها و رسانه های غرب پاسخش را به وضوح بدهند این است که آنها آن روز چه جنایاتی کردند که امروز صهیونیست ها نمی کنند؛ صهیونیزم ، اصلا یک فاشیزم جدید است.
البته حمایت های وسیعی هم در سطح جهان از طرح این سوال شده و هنوز هم می شود ولی من وقتی این عصبانیت در برابر طرح عادی یک سوال را دیدم ، از خود پرسیدم مگر سوزن این سوال به کدام نقطه عصبی حساس اصابت کرد؛
استفاده ابزاری غرب از حقوق بشر
سابقه حقوق بشربه سالهای پایانی قرن هیجدهم میلادی باز می گردد، زمانی که ملت خسته از ظلم و ستم پادشاهان بوربون های فرانسوی ، انقلاب خود را به راه انداختند.
اعلامیه حقوق بشر که در ابتدا یک مانیفست ملی بود، به تدریج جنبه جهانی به خود گرفت و به اعلامیه جهانی حقوق بشر تبدیل شد. با پایان جنگ جهانی دوم و شکل گیری دو بلوک ایدئولوژیک رقیب رو در روری یکدیگر، غرب به رهبری ایالات متحده امریکا موضوع حقوق بشر را به موضوعی برای تحت فشار قرار دادن رقبا و مخالفین خود بدل ساخت. غربی ها تلاش کردند در گرد و غبار حاصل از جنگ سرد، دیگران را با اتهاماتی نظیر نقص حقوق بشر، نادیده گرفتن حق حیات و حق آزادی بیان تحت فشار قرار دهند. در حالی که برخی از اتهامات وارده از سوی غرب علیه دیگران به دلیل وجود فرهنگ های متفاوت میان تمدن ها و جوامع بشر بوده است.
اگرچه حقوق بشر ناظر بر حقوق ذاتی انسان هاست و برخی از مواد آن جهانشمول به شمار می آید، اما در جریان اجرا، همین اصول جهانشمول با موانع مختلفی بر خورد پیدا می کنند. به عنوان مثال ، مفهوم انسان و حقوق انسانی در ادیان الهی بویژه دین اسلام به گونه ای متفاوت با انسان اومانیستی غربی تعریف می شود.
در فرهنگ غرب ، این انسان است که اصالت دارد و پدیده های اجتماعی از جمله حقوق و اختیارات حکومت باید در خدمت انسان باشند.
در حالی که در نگرش اسلامی ، اصالت با شرع اقدس الهی است و احکام حکومتی باید مشروعیت خود را از سرچشمه وحی الهی کسب نمایند. در اینجا ممکن است آنچه که حقوق بشر غربی حکم می کند با آیات الهی در تعارض باشد و برای مومن به وحدانیت الهی ، عمل به دستورات خالق مطلق از عمل به بیانیه هایی که توسط بشر نوشته شده است ، مهمتر خواهد بود.
به همین دلیل طی سال های اخیر حرکتی در جهان اسلام راه افتاده تا با تدوین حقوق بشر اسلامی ، پلی میان اعلامیه حقوق بشر و احکام الهی زده شود. آنچه مسلم است اینکه به مراتب پیش از آنکه اروپائیان در قالب اعلامیه حقوق بشر، احترام به نوع بشر را به رسمت بشناسند، حقوق زنان ، مردان ، اقلیت ها، اسرا و پیروان اهل کتاب در حکومت پیامبر اسلام (ص) در مدینه تامین شده بود. حتی در دوران پس از رحلت پیامبر و تشکیل حکومت های مختلف در سرزمین های اسلامی همین شیوه کم و بیش مد نظر قرار گرفت.
شاید به همین دلیل در تاریخ اسلام هیچگاه مسلمانان به نسل کشی دیگر ادیان نپرداختند، در حالی که طول قرن ها این مسیحیان اروپایی بودند که یهودیان را به قتل رساندند و با به راه انداختن تجارت جهانی برده داری ، لکه ننگی را در تاریخ بشر به نام خود به ثبت رساندد.
از این رو غرب با توجه به سابقه تاریخی خود چندان صلاحیت تحمیل کردن راه وروش زندگی خود به دیگران را ندارد. نکته بعدی اینکه رفتار دوگانه غرب در بر خورد با پدیده نقض حقوق بشر، اعتراضات جهانی را برانگیخته است.
در طول 50سال گذشته بسیاری از دیکتاتوری های نظامی تنها به دلیل همراهی با غرب از انتقاد نقض حقوق بشر رهایی یافتند. در حالی که حکومت های مردمی نظیر جمهوری اسلامی ایران که در تلاشند در نظام بین الملل طرحی نو در اندازند، به نقض حقوق بشر متهم می شوند.
حادثه 11سپتامبر سال 2001عملا نشان داد که در غرب نیز حقوق انسانی به راحتی پایمال می شود. آنچه که این روزها از زندان های ابوغریب و گوانتانامو منتشر می شود هیچ سنخیتی با ادعاهای دفاع از حقوق بشر غربی ندارد. به همین دلیل پیشنهاد محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران برای اعزام هیات های نظارت بر حسن اجرای حقوق بشر در کشورهای اروپایی و امریکایی ضرورری به نظر می رسد.
بویژه اینکه این روزها روند اسلام ستیزی در غرب زندگی را برای اقلیت پرشمار مسلمان در این کشورها دشوار کرده است. به عبارت دیگر اگر غرب برای خود این حق را قائل است که از اجرای دقیق حقوق بشر در کشورهای در حال توسعه اطمینان حاصل کند، کشورهای در حال توسعه از جمله کشورهای اسلامی نیز باید از این حقوق برخوردار باشند تا برای همیشه تبعیض حقوقی میان ملت ها به پایان برسد.
اتفاقا یهودستیزی یک سنت قدیمی در خود اروپا بوده است والا در جهان اسلام ، همواره یهودی ها راحت بوده اند. سوالی به ذهنم خطور کرد که حالا مطرح می کنم : آیا فکر نمی کنید که یک هدف مهم از ایجاد رژیم ساختگی «اشغالگر قدس» و کوچ دادن یهودیان اروپا به آنجا به نوعی ادامه همان یهودستیزی بوده باشد یعنی هدفشان اخراج یهودی ها از اروپا و نوعی پاکسازی قومی و مذهبی بوده است.
منتهی بهترین راه برای حذف یهودی ها از کل اروپا همین ساختن یک اردوگاه یهودی در منطقه اسلامی بوده است تا با یک تیر، دو نشان بزنند.
یعنی هم یهودی ها را از اروپا بیرون بریزند و هم با مظلوم نمایی به نام یهود در قلب جهان اسلام یک زایده اروپایی با ماهیت صهیونیستی و ضداسلامی ایجاد کنند؛ آیا به نظر شما این سوال مهمی نیست؛ از همه کسانی که در این خصوص ادعایی دارند بخواهید که به این سوال جواب بدهند.رئیس جمهور همچنین اظهارنظر دیگری ایده خود درخصوص موضوع حقوق بشر را مطرح کرد.
موضوع حقوق بشر در شرایط کنونی به ابزاری برای اعمال دیدگاه های انحصارطلبانه و استعماری چند کشور غربی در قبال دول مخالف خود بدل شده است. این فرآیند بر پایه تفسیر به رای آنها از تعبیر حقوق بشر عملی می شود و این در حالی است که اینک و در جهان معاصر تعاریف متفاوت و بلکه متناقض و در عین حال در مواردی دوپهلو از حقوق بشر در نزد افکار عمومی جهان وجود دارد.
از همین منظر این موضوع که به طور ناب و مجدد خوشایند اتحاد بشر می تواند باشد، یک چالش در صحنه بین المللی قلمداد می شود. دکتر احمدی نژاد در این زمینه پیشنهادی مطرح کرد. وی در پاسخ به سوالی درباره پیشنهاد خود گفت : من در باب حقوق بشر، دیدگاه شخصی و اختراعی ندارم و دیدگاه مکتبی ما هم روشن است.
«حقوق بشر» برای ما یک ابزار تبلیغاتی نیست ، بلکه حقوق بشر با تعریف دینی اش برای ما نه فقط اهمیت ، بلکه قداست هم دارد و حتما مهم است. وقتی از مهرورزی و عدالتخواهی یا از خدمت رسانی و پاسخگویی حرف می زنیم ، همه اینها تعابیر دیگری از مضامین «حقوق بشر» است و اما مساله گفتگو در این باب با دیگران ، با آن هم موافقیم و بلکه ما اصلا مدعی هستیم ، آن هم نه فقط گفتگو با چند کشور خاص و با اهداف سیاسی و تبلیغاتی ، بلکه من معتقدم کل جهان باید با یکدیگر در این باب ، کاملا صادقانه و مستدل و از موضع برابر، سخن بگویند.
در باب حقوق بشر و گفتگو در این خصوص بر 2نکته تاکید دارم:
1-مبانی نظری «حقوق بشر» باید کاملا شفاف و مستدل باشد و اگر کسانی می خواهند نوع لیبرالیستی آن را جهانی کنند و رابطه حقوق بشر را با دین ، قطع کنند. باید دلیل کافی بیاورند و پشت میز فلسفی ، در یک بحث منطقی و برابر و علنی و کاملا علمی ، آن را اثبات کنند.
با تهدید و فشار بحث علمی نمی شود. من پیشنهاد آغاز یک سلسله نشستهای علمی در سطح عالی میان متفکران اسلامی با متفکران اروپایی را در باب «مبانی حقوق بشر» می دهم و شرایط آن را هم دولت ایران فراهم خواهد کرد به شرط آن که این مناظره علمی ، در سطح رسانه های غرب هم سانسور نشود و نتیجه این بحثها برای اظهارنظر همه اندیشمندان در سطح بین المللی عرضه شود.
2-با «حقوق بشر»، در عمل هم باید برخورد صادقانه صورت گیرد و نباید برخورد ابزاری و در جهت سلطه و رویکرد استعماری باشد. روشی هم برای این مورد دوم پیشنهاد می کنم که همه موارد نقض حقوق بشر را فهرست کنیم و همه کشورها را مورد داوری قرار دهیم.
یعنی ما نماینده می فرستیم تا از وضع آزادی بیان و قلم ، وضع زندان ها، وضع زنان و کودکان در کشورهای اروپایی گزارش تهیه کنند، آنها هم عینا همین کار را در ایران صورت دهند و جمع بندی کنیم و به داوری افکار عمومی جهان بگذاریم و نتیجه را هم نه سانسور کنیم و نه یکجانبه گرایانه منتشر کنیم ، پس با 2قید «علمی بودن» و «منصفانه و برابر بودن»، با هر گفتگویی با هر کشوری و در هر سطحی در باب «حقوق بشر» موافقم.