هفته گذشته مرد جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و درخصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی همسرم شبها دیر از سرکار تعطیل میشود و هرچه هم به او تذکر میدهم که زودتر به خانه بیاید، فایدهای ندارد. وی افزود: او هر روز خیلی دیر تعطیل میشود و تا به خانه برسد هوا تاریک شده است. من همیشه باید چند ساعتی را در خانه بمانم تا همسرم از سرکار برگردد. هرچه به او میگویم نیازی به حقوق تو ندارم و نمیخواهم تو سرکار بروی، فایدهای ندارد. من هر شب سر این موضوع با او درگیر میشوم و از هر راهی استفاده کردهام تا شاید بتوانم او را راضی کنم تا دست از کار کردن بردارد فایدهای نداشته است.
مرد جوان ادامه داد:حتی به همسرم پیشنهاد دادم تا حداقل شغلش را عوض کند و سرکاری برود که ساعت کاری کمتری داشته باشد و بتواند زودتر به خانه برگردد ولی باز هم او کار خودش را ادامه داده و اهمیتی به من نداده است. من هم وقتی این وضعیت را دیدم تصمیم گرفتم برای همیشه از این زن جدا شوم. بعد از صحبتهای این مرد همسرش هم به دادگاه خانواده احضار شد تا قاضی صحبتهای او را هم بشنود.
هدیه آزادی پس از 7 سال کابوس مرگ
جوانی که به اتهام قتل دوستش تا پای چوبه دار رفته بود، با کمک خیرین و بخشش خانواده مقتول، مورد عفو قرار گرفت و بعد از هفت سال به زندگی بازگشت.
سعید و رحمان دو دوست و همسایه در منطقه 20 متری شهرداری یکی از مناطق محروم اهواز زندگی میکردند. رحمان 18 سالش بود و سعید یک سال از او بزرگتر. برادر رحمان سیمکارتی را به سعید میفروشد اما رحمان سیمکارت را از سعید مطالبه میکند. بر سرهمین موضوع میان دو دوست درگیری رخ داده و منجر به آن شد که رحمان، سعید را با ضربه چاقو از پای در آورد. همزمان با تشکیل پرونده قضایی، رحمان دستگیر و پس از محاکمه به قصاص محکوم شد. خانواده سعید که تنها پسرشان را از دست داده اند، قصاص میخواستند اماعدهای خیرخواه که به دنبال نجات جان این جوان پشیمان بودند با پدر مقتول صحبت کردند که سرانجام پدر مقتول با پادرمیانیها خیرین از قصاص رحمان گذشت، اما خون بهایی 700 میلیون تومانی مطالبه کرد که سرانجام به دیه 450 میلیونی رضایت داد. یک چک 160 میلیون تومانی به آنها داده میشود و 290 میلیون تومان دیگر باید جمع شود تا خونبهای سعید تهیه شود و او رضایت قطعی بگیرد و از قصاص رهایی یابد. پس از هفت سال انتظار و اشکهای ناتمام خانواده جوان نادم مبلغ دیه توسط قشری خداجو و انسان دوست جمعآوری شد.
مخالفت مرگبار با ازدواج
مرد جوان زمانی که با مخالفت والدینش با ازدواج روبهرو شد،آنها را کشت و تسلیم شد.
سرهنگ روحالدین پاریاد، فرمانده انتظامی شهرستان ازنا در این باره گفت: پسر جوانی که همراه والدینش در روستای دربند ازنا زندگی میکرد، پنجشنبه هفته گذشته والدین خود را به قتل رساندو بعد از آن با حضوردرکلانتری 11 ازنا خود را به پلیس تسلیم کرد. وی اضافه کرد: قاتل که دارای مشکلات روحی و روانی است چند مرتبه برای ازدواج با خانواده خود صحبت کرده، اما والدینش به دلیل نداشتن شرایط لازم اوبرای ازدواج، مخالفت کردند. او زمانی که با مخالفت آنها روبهرو شد تصمیم به قتل والدینش گرفت و روز حادثه ابتدا با چاقو و چماق ضربههایی به پدرش وارد کرده و سپس مادرش را زخمی میکند که هردو آنها بهدلیل شدت خونریزی فوت کردند. قاتل که دچار عذاب وجدان شده بود با حضور در کلانتری خود را به پلیس تسلیم کرد .
اهدای اعضای بدن دختر دانشآموز
خانواده دختر نوجوان استثنایی که در جریان حادثه تصادف مرگ مغزی شده بود، اعضای بدن او را به بیماران اهدا کردند.
فاطمه جوان الماسی دانشآموز استثنایی پایه نهم متوسطه، در مدرسه استثنایی شهید اصلانی مشغول تحصیل بود، روز شنبه 21 آذر امسال تصادف کرده و مرگ مغزی شد. خانوادهاش زمانی که متوجه شدند امیدی دیگر به زندگی او نیست کلیهها، ریه، دریچههای قلب و نسوج وی را به بیماران هدیه کردند تا زندگی به آنها نیز لبخند بزند .
افشای راز قتل مرد کامیوندار
پنج مرد که در جریان سرقت محموله 25 تنی پسته راننده کامیونی را کشته بودند، پس از یک سال فرار دستگیر شدند. متهمان زمستان سال گذشته راننده کامیون را در اطراف کرمان با شلیک گلوله کشتند.
اعضای این باند به قتل راننده و 30 فقره سرقت، به آتش کشیدن عمدی خودروی یک پزشک، آدمربایی و حمل سلاح جنگی غیرمجاز اعتراف کرده و روانه زندان شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: