به گزارش جامجم، ساعت 14 و 30 دقیقه شنبه اهالی ساختمانی در خیابان ظفر با شنیدن فریاد «پدرم، پدرم» هراسان به واحد طبقه سوم رفتند. آنها پس از ورود به ساختمان با جسد غرق خون حمید 55 ساله در ورودی خانه روبهرو شدند. با اعلام موضوع به کلانتری 103 گاندی، ماموران در محل حاضر شدند و تحقیقاتشان را آغاز کردند. پسر جوان که با ایجاد سر و صدا همسایهها را خبر کرده بود، به ماموران گفت: ساعتی قبل وقتی به خانه آمدم مردی جوان از خانه خارج شد. وقتی خواستم جلوی او را بگیرم با چاقویی که همراهش بود، دستم را مجروح کرد و گریخت.
پزشک جنایی پس از معاینه جسد اعلام کرد، 27 ضربه چاقو به پیکر مرد 55 ساله اصابت کرده است.
با حضور بازپرس جنایی، بازجویی از پسر جوان آغاز شد که او گفت: پدرم راننده اتوبوس شرکت واحد است. او بعد از مرگ مادرم از من و دو خواهر دوقلویم جدا شد و ما با اجاره این خانه سه نفری زندگی میکنیم. پدرم همیشه در اتوبوس میخوابید و ماهی یک شب به خانه میآمد. ساعت 8 صبح برای انجام کاری از خانه خارج شدم و ظهر وقتی به خانه آمدم، مردی قد بلند با یک چاقو قصد خروج از آپارتمان را داشت که با او درگیر شدم و پس از این که با چاقو دستم را مجروح کرد، از خانه گریخت.
پسر جوان اضافه کرد: من با خودروی پژوی عمهام در آژانس کار میکردم. دو ماه قبل وقتی جریمههای خودرو زیاد شد، عمهام خودرو را از من گرفت و بیکار شدم. در این مدت از پساندازم استفاده کرده و گاهی از پدرم پول توجیبی میگرفتم.
در ادامه یکی از همسایهها به تیم جنایی گفت: ساعت 10 و 30 دقیقه صبح متوجه سر و صدا از واحد طبقه پایین شدم. ابتدا فکر کردم آنها در حال اسبابکشی هستند به همین خاطر به موضوع مشکوک نشدم اما ساعتی بعد با سر و صدای علی متوجه مرگ پدرش شدم. در این مدت دو بار دیدم که پسر همسایه از خانه خارج و دوباره به خانه آمد. سرایدار خانه نیز با بیان این که مقتول شب گذشته به خانه آمده بود، مدعی شد امروز هیچ غریبهای وارد خانه نشده و هیچ مورد مشکوکی ندیدهام.
با اظهارات همسایهها و پسر مقتول، او به دلیل تناقضگویی با دستور سجاد منافیآذر بازپرس ویژه قتل تهران بازداشت شد و برای تحقیقات بیشتر در مورد قتل پدرش در اختیار کارآگاهان اداره قتل پلیس آگاهی قرار گرفت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم