در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، 29 مرداد سال 92 پیکر نیمه جان مرد 40 سالهای توسط اورژانس به بیمارستان لقمان تهران منتقل شد. در بررسی وسایل همراه مرد ناشناس هیچ مدرک شناسایی پیدا نشد و مرد ناشناس براثر شدت جراحات جانش را از دست داد. با انتقال جسد به پزشکی قانونی و انگشت نگاری، هویت مرد 40 ساله به نام سعید شناسایی و مشخص شد او دارای چندسابقه کیفری به اتهام مواد مخدر است. همچنین پزشک جنایی علت مرگ او را اصابت جسم سخت به سرش اعلام کرد.
با احتمال وقوع جنایت، تحقیقات برای شناسایی خانواده سعید آغاز شد. در حالی که هیچ ردی از اعضای خانواده او بهدست نیامده بود پسر جوانی خرداد سال گذشته با مراجعه به دادسرای امور جنایی از مفقود شدن پدرش به نام سعید خبر داد. پسر 17 ساله در شکایتش گفت: پدرم 9 ماه قبل از خانه خارج شده و تاکنون بازنگشته است. با توجه به این که او معتاد بود احتمال میدادیم دستگیر و زندانی شده اما با بررسی زندانها هیچ ردی از پدرم به دست نیاوردیم. با اعلام شکایت پسر 17 ساله، او با مشاهده آلبوم اجساد بدون هویت، پدرش را شناسایی کرد. در بررسیهای تخصصی مشخص شد سعید همان فردی است که 9 ماه قبل بر اثر اصابت جسم سخت به سرش فوت کرده و جسدش به خاک سپرده شده است.
در ادامه پسر سعید مدعی شد: پدرش با دوستش اکبر مواد مخدر مصرف میکرد و احتمال دارد مرد 45 ساله بداند چه بلایی سر او آمده است. با دستور سعید احمد بیگی بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تحقیقات برای شناسایی اکبر و دستگیری او آغاز شد و ماموران متوجه شدند او آذر سال 92 به اتهام سرقت دستگیر و زندانی شده است.
با احضار اکبر، او در بازجوییها گفت: روز حادثه من و سعید برای مصرف موادمخدر به خانه جمشید رفتیم. بعد از این که از خانه جمشید خارج شدیم سعید پول مواد را نداد که بر سر این موضوع با هم درگیر شدیم. من که کنترلی روی اعصابم نداشتم با چوب بزرگی که همراهم بود چند ضربه به سر او زده و با رها کردن پیکر نیمه جان سعید در خیابان فرار کردم.
با اعترافات مرد 45 ساله به قتل دوستش پرونده وارد مرحله جدیدی شد.
روز گذشته دوپسر مقتول همراه مادر بزرگشان با مراجعه به دادسرای امور جنایی با گذشت از قصاص اکبر، درخواست دریافت دیه کردند. پسر مقتول به بازپرس گفت: در مدت 9 ماهی که پدرم گم شده بود هربار که به اکبر مراجعه میکردیم او مدعی میشد هیچ خبری از پدرم ندارد و نمیداند او کجاست. بعد از طلاق پدر و مادرم، ما با مادر بزرگم زندگی میکنیم. بعد از مشورت با مادر بزرگم تصمیم گرفتیم با اعلام گذشت از قاتل پدرمان به او فرصت دوباره دهیم و امیدواریم اکبر از این حادثه درس گرفته باشد و به زندگی سالم برگردد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: