چند دقیقه بعد اهالی دور محمد حلقه زدند، یکی از آنها نبض مرد جوان را گرفت. قلبش از کار افتاده بود و دیگر دیر شده بود. دقایقی بعد تیمی از ماموران همراه بازپرس جنایی خود را به محل جنایت رساندند. همزمان همسر محمد نیز هراسان خود را به محل رساند.
تیم جنایی به تحقیق از همسر مقتول پرداختند. او در بازجوییها منکر هر گونه اطلاعی از قتل شد و گفت: صبح همسرم برای خرید از خانه خارج شد. با طولانی شدن غیبت او راهی کوچه شدم. یکی از اهالی ادعا کرد مردی را با چاقو زدهاند. دلشوره گرفتم و خود را به پارک رسانده و با جسد شوهرم رو به رو شدم.
کارآگاهان که به رفتار مینا، همسر مقتول مشکوک شده بودند، تحقیقات را روی او متمرکز کردند که بررسیها نشان داد مینا با برادرزادهاش ارتباط داشته و به احتمال قوی محمد قربانی توطئه خانوادگی شده است.
مینا و برادرزادهاش سعید دستگیر شدند که در بازجوییهای اولیه منکر قتل شدند. پس از چند روز سکوت، سرانجام سعید لب به اعتراف گشود و گفت: عمهام همیشه از آزار و اذیت شوهرش گله میکرد و از من خواست او را بکشم. قرار بود برای کشتن محمد 15 میلیون تومان دستمزد بگیرم.
مینا هم در ابتدا به قتل اعتراف کرد، اما در ادامه منکر همدستی در قتل شوهرش شد و گفت: شوهرم وضع مالی خوبی داشت و در یک کارخانه مهندس بود. هر وقت از او پول میخواستم در جواب میگفت؛ خودت کار و پول در بیاور. او خیلی زود عصبانی میشد و هر موضوع باعث میشد مرا به باد کتک بگیرد. از برادرزادهام خواستم او را بترساند و هیچ وقت تصمیمی برای قتل او نداشتم. وقتی شنیدم شوهرم را کشته شوکه شدم.
با تکمیل تحقیقات، پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و دو متهم پای میز محاکمه قرار گرفتند. در این جلسه اولیایدم خواستار قصاص قاتل و اشد مجازات برای مینا شدند.
سعید هم در دفاع از خود گفت: یک روز که به دیدن عمهام رفته بودم، او در حال گریه بود. او از رفتار شوهرش خسته شده بود و از من خواست کسی را پیدا کنم تا محمد را گوشمالی بدهد. شب حادثه عمهام به من پیامک داد و گفت شوهرش صبح زود از خانه خارج میشود. من هم در مسیر او قرار گرفته و با چاقو چند ضربه به او زدم.
پس از آخرین دفاعیات متهمان، قضات دادگاه وارد شور شده و سعید را به قصاص و مینا را به 15 سال حبس محکوم کردند. در حالی که شمارش معکوس برای اجرای حکم قصاص آغاز شده بود، تلاشهای خانواده سعید نتیجه داد و اولیای دم قاتل را بخشیدند.
با نجات قاتل از چوبه دار، او هفته گذشته از جنبه عمومی جرم در شعبه چهارم دادگاه کیفری پای میز محاکمه قرار گرفت. پسر جوان در این جلسه با قبول اتهامش گفت: قرار نبود من کسی را به قتل برسانم و تنها به درخواست عمهام میخواستم شوهرعمهام را ادب کنم و او را کتک بزنم. من به عمهام گفتم دوستانم را میفرستم تا شوهرت را کتک بزنند. ولی درنهایت خودم رفتم و این قتل صورت گرفت. الان هم خانهای را که در شهر ری داشتیم به اسم دخترعمهام زدیم تا توانستیم رضایت بگیریم.پس از قتل عمه ام یک گردنبند و انگشتر به من داد که با فروش آن 500 هزار تومان به دست آوردم. از کار خود پشیمانم و درخواست بخشش دارم.
قضات دادگاه پس از رسیدگی به پرونده و با توجه به بخشش اولیای دم، سعید را به ده سال حبس و مینا را به پنج سال زندان محکومکردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم