در حقیقت بائرمن آمده است چه بکند و بسکتبال ایران بعد از سه دوره قهرمانی در آسیا و اینک که در راه رقابتهای گزینشی المپیک قرار دارد از سرمربی آلمانی چه میخواهد؟ دورنمای بسکتبال چه المپیکی شود و چه از رقابتهای گزینشی به المپیک نرود چیست و برنامههای بعد از این مرحله به چه ترتیب است؟
اینها پرسشهایی است که در برنامههای طولانیمدت فدراسیون بسکتبال با سرمربی تیم ملی باید به دنبال پاسخ آنها بود. من کار بائرمن را زمانی که تیم ملی در آستانه سفر به چین برای رقابتهای جام ملتهای آسیا بود، دیدم. این مربی آلمانی بنابر دانش، تجربه و تخصص خود در کلاس بسکتبال اروپا برنامهریزی مثبتی داشت اما مشاهده کوچینگ او در بازیهای سخت برابر چین و فیلیپین چنگی به دل نزد، هر چند نباید این نکته را فراموش کرد بائرمن طی 45 روز اقامت در ایران و کار با تیم ملی نمیتوانست معجزه کند. او به زمان بیشتری نیاز دارد از طرفی کوچینگ با تمریندهی متفاوت است؛ به طوری که در بحث کوچینگ باید از مربیان و مشاوران آگاه داخلی در کنار سرمربی تیم ملی استفاده کرد. من اعتقادی به این موضوع ندارم که چون بائرمن آلمانی است و سوابق خوبی در بسکتبال آلمان دارد، بنابراین کارش جای انتقادی باقی نمیگذارد. این طور نیست و نباید از گفتن واقعیت خجالت کشید. فدراسیون باید کمیتهای از مربیان بسکتبال ایران تشکیل دهد تا برنامههای بائرمن را رصد کنند. ما مربیانی با این ویژگیها داریم که کمیته فنی بسکتبال مان را تشکیل دهند. مصطفی هاشمی و مهران شاهینطبع دو نفر از بین مربیان با دانش ایرانی هستند اما مطمئن هستم مربیان دیگری هم داریم که توان ارزیابی برنامههای بائرمن را داشته باشند. وقتی قرار است بائرمن طی برنامهای چهار ساله بسکتبال ایران را ارتقا دهد این به آن معنا نیست که مرد آلمانی را تنها بگذاریم تا او نسخه شفابخش بسکتبال را در رویدادهای داخلی و خارجی بپیچد. این کار وحدت و تلاش همگانی میخواهد و به عنوان یک فرآیند از استعدادیابی تا ساماندهی به فعالیتهای زیربنایی مختلف از جمله در آموزش و پرورش، هیاتهای استانی، باشگاهها و ... نیازمند است.
بیژن قهرمانلو
پیشکسوت بسکتبال
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم