عملیات ملائک در مرز غزّه!

تنی چند از ملائک (جمعی تیپِ تکاور، مستقر در عرش)!
کد خبر: ۸۵۰۰۶۳

سحرگه دزدکی در مرز غزّه،

پشت دیواری کمین کردند!

از آنجا صهیونیستی را ربودند و به سوی آسمان بردند

لب و چنگال خونین او را شستند!

پس از آن پوزه‌بندی بر دهانش بسته،

با پس‌گردنی توی قفس کرده،

به درگاه خدا بردند!

یکی آمد جلو تعظیم کرد و گفت:

خداوندا! اگر آن روز...

(منظورش هزاران سال و اندی پیشتر بود)!

جسارت کرده، اظهار نظر کردیم

و اندک اعتراضی نیز برآن چاشنی آمد!

اگر صحبت،

هم از خونریزی نوع بشر در ارض می‌کردیم

همین را عرض می‌کردیم!

(به سوی «صهیونیست» آنگه اشارت کرد)!

سکوتی سرد و سنگین حکمفرما شد

پس از لختی ز سوی حق ندا آمد:

(همانی که هزاران سال و اندی پیشتر فرمود)!

که: «من می‌دانم آن‌چیزی که ای خیل ملک آن را نمی‌دانید»!

به ناگه پرده‌ای در پیش چشمان ملائک جلوه‌گر شد

شبیه سینما نوری به روی پرده می‌تابید

تصاویری از آینده پدید آمد:

جوانانی چو ماه چارده رخشان

غیورانی به‌دل بیدار

اشدّاءُ علی الکفّار

به لب فریاد: یا مهدی(عج)

هجوم آورده، پس بر خاک مالیدند

سه‌سوته پوزه گرگان صهیون را!

شب ظلمت سحر می‌شد

بنای ظالمان زیر و زبر می‌شد

جهان جوری دگر می‌شد

ملائک نغمه تسبیح سر دادند

سپس بار دگر در سجده‌ افتادند!

سعید سلیمان‌پور ارومی

جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها