در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا کمتر وقت میکنیم به دوستان و اقواممان سر بزنیم. کمتر گوشی تلفن را برمیداریم تا حالی از عزیزی بپرسیم. در بهترین حالت همه روابط ما خلاصه شده در یک ارسال پیامکی از طریق شبکههای اجتماعی که آن هم روز به روز کوتاهتر میشود و به شکل ارسال یک استیکر و شکلک و... بروز میکند و ما چقدر غافل شدهایم از تاثیر یک سرکشی کوتاه به مادربزرگها و پدربزرگهایمان و چقدر دور شدهایم از پرسیدن احوال دوستی که مدتهاست گرفتار یک مشکل است و ما بیخبر بودهایم.
بگذارید تجربهای را برایتان بگویم؛ چند شب پیش با اینکه دیروقت بود برای انجام کاری به یکی از همکارانم پیامکی فرستادم و از او چند سوال کردم. همکارم که بتازگی صاحب فرزند دختری شده است، با تاخیر پاسخ میداد، به شوخی برایش نوشتم برای انجام کار من و پاسخ دادن از دخترکت اجازه میگیری؟ پاسخ داد: دخترم چند روزی است بیمار و در بخش مراقبتهای ویژه بستری است. بیتوجه به اینکه ساعت از نیمه شب گذشته است، گوشی تلفن را برداشتم و با او حرف زدم. حال خوبی نداشت، خیلی مضطرب و نگران بود. برایش گفتم که این بیماری چیز مهمی نیست و پس از مدتی دخترش سالم به خانه برمیگردد. کاری از دستم برنمیآمد جز دلداری و امیدبخشی. نیم ساعتی با هم حرف زدیم. پس از خداحافظی همکارم برایم پیامکی فرستاد و نوشت: ممنون که زنگ زدید، چقدر حالم بعد از تلفن شما خوب شد.
میخواهم بگویم گاهی یک زنگ زدن کوتاه و احوالپرسی مختصر میتواند حال رفیقی را خوب کند و افسوس که ما دریغ میکنیم. تکنولوژی مقصر است، زندگی سخت شده ، گذر زمان سریع شده و وقت کم میآوریم، نمیدانم. ولی هر دلیلی داشته باشد مقصر اصلی خودمان هستیم که مهربانی و عشقورزیهایمان را ارزان فروختهایم. سرمایهای را که قیمت ندارد، به بهای ناچیزی از دست دادهایم و همچنان احساس ورشکستگی نمیکنیم!
زهرا عرب - دبیر چاردیواری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: