در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
متأسفانه طی این دو یا سه سال اخیر تئاتر حرفهای ما با استقبال نکردن تماشاگران روبهروست و طبعا، به دنبال آن از نظر اقتصادی هم جوابگوی مخارج خود نیست. در دهه 70 با وجود داشتن تعداد انگشتشمار سالن اجرا در کلانشهرها خیل عظیم دوستداران تئاتر به علت کمبود بلیت و تعداد محدود اجرا موفق به دیدن تئاتر نمیشدند، اما امروزه که تعداد سالنهای تئاتر خصوصی و بعضا دولتی رو به افزایش گذاشته و زیاد شده است باز هم مسأله کمبود تماشاگر، بحرانی بسیار جدی است. در مواجهه با چنین وضعیتی این سوال مطرح میشود که مشکل کمبود تماشاگر در چه چیزی ریشه دارد؟
آیا اجراهای ما از کیفیت لازم برخوردار نیست؟ آیا گرانی بلیت تئاتر و نداشتن توانایی مالی مخاطبان تئاتر، مخصوصا قشر دانشجو موجبات این عدم استقبال را فراهم میکند؟ آیا نبودن تبلیغات کافی از طرف رسانههای جمعی دلیل بر این ادعاست؟
هنوز کسی بهروشنی به پاسخی بر این بحران تماشاگر نرسیده و البته بنابر دلایل منطقی پرواضح است که تمام مشکلاتی که وجود دارد به صورت زنجیرهوار به هم پیوسته است. گرانی اجاره سالنهای خصوصی، تعدد گروههای نمایشی برای گرفتن نوبت اجرا در سالنهای دولتی، هزینه و دستمزد عوامل و گروه اجرایی و مسائل دیگر باعث این اتفاق است.
اما به اعتقاد من شاید بتوان ریشه این ماجرا را در عدم حمایت مرکز هنرهای نمایشی از گروههای حرفهای تئاتر یا حمایت نکردن مراکز فرهنگی دیگر دانست؛ زیرا که در صورت تأمین منابع مالی از طرف مراکز مربوط گروه اجرایی میتواند به هر چه بهتر شدن کیفیت اجرای خود از نظر فنی و هنری با فراغ بال بپردازد و زمان بیشتری را برای رسیدن به یک اثر هنری ایدهآل در نظر بگیرد. در نتیجه کیفیت کار به بهترین حد خود ارتقا مییابد و
بهدنبال آن تماشاگر با رضایت کامل و احتمالا با پرداخت هزینه کمتری بتواند به رشد و تعالی این هنر ارزنده جان دوبارهای بخشد. پس به امید بهتر شدن شرایط تئاتر با سعی و کوشش خود به انتظار مینشینیم!
پیروز کرمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: