یکی از موضوعاتی که این روزها زیاد میشنویم، این است که ترجمه به فرهنگ بومی ضربه میزند. من خیلی اعتقادی به این موضوع ندارم. این موضوع بیشتر برای ناسیونالیستها مهم است؛ فرهنگ یک مقوله جهانی است. همان قدر که حافظ برای ما مهم و عزیز است، برای همه جهان هم بوده است و قرنهاست جهانیان تلاش میکنند با وجود پیچیدگیهایی که در زبان او هست، شعرهایش را به زبان خودشان ترجمه کنند. همان قدر که ما از خواندن آثار شکسپیر لذت میبریم و او را ستایش میکنیم، یک فرد انگلیسی هم از حافظ لذت میبرد و هنر او را ستایش میکند. فرهنگ هر زبانی فقط بخشی از زیبایی و حقیقتی است که در دنیا وجود دارد، نه همه آن. این مفاهیم متعلق به یک ملت نیست؛ هرچند ملتها میکوشند در عرصههای فرهنگی با هم رقابت کنند و زبان و فرهنگ خود را غنیتر کنند. من ترجمه را تهدیدی برای زبان و فرهنگ بومی نمیدانم؛ بلکه آن را ضرورت میدانم. وقتی از زبانی اثری به زبان دیگر ترجمه میشود، باعث غنیتر شدن آن زبان مقصد میشود؛ به طوری که آفرینشگران این زبان مقصد میتوانند در خلق آثار خود از آن ترجمهها الهام بگیرند. گذشته از این، این طور هم نیست که با کتابهای ترجمه، کتابهای تالیفی فروش نکنند. اگر کتابهای تالیفی خوبی خلق شود و توزیعشان درست صورت بگیرد، به خوبی میتوانند با آثار ترجمه رقابت کنند.
با این حال متاسفانه شاهدیم در سالهای اخیر موازیکاری زیادی در ترجمه رخداده است. اغلب ناشران و مترجمان حاضر نیستند دست از این موازیکاری بردارند. با وضعی که هست همدلی مترجمان امری دور از ذهن میرسد. البته هستند ناشران و مترجمانی که استثنا هستند، اما حداقل در چند سال اخیر بارها شاهد بودیم که یک اثر را چند مترجم به فارسی برگرداندهاند. بنابراین این موضوع جز با پیوستن به کپیرایت جهانی حل نمیشود.
یکی دیگر از موضوعاتی که در سالهای اخیر موضوع بحثها بوده است ترجمه آثار ایرانی به زبانهای دیگر است. اتفاقا در چند دهه گذشته کتابهای زیادی از آثار معاصر به زبانهای دیگر ترجمه شده است. با این حال این موضوع عزم دولت را میطلبد. مترجمان به تنهایی نمیتوانند عمل کنند. آنها نمیتوانند یک کتاب را ترجمه کنند و بعد دنبال ناشر معتبر بگردند. تا آنجا که من میدانم، اغلب آثار فارسی که به زبانهای دیگر ترجمه شده، در انتشاراتیهای خرده پا منتشر شده است. بازار نشر در جهان، یک بازار جدی و رقابتی است و ناشران بزرگ باید از آثار حمایت کنند تا آنها مورد توجه واقع شوند. اگر قرار باشد خود مترجمان ایرانی آثار فارسی را ترجمه کنند، راه به جایی نمیبرند. چون اولا 90 درصد مترجمان ما توانایی ترجمه آثار فارسی به زبانهای دیگر را ندارند، آن 10 درصد باقیمانده هم هیچ رابطهای با ناشران بینالمللی ندارند. بازار نشر جهانی ضوابط و مقررات خاص خود را دارد. ناشران خارجی فقط اثری را منتشر میکنند که کپیرایت آن را خریده باشند. وقتی هم کپیرایت اثری را خریدند خودشان مترجم آن را هم انتخاب میکنند. اینطور نیست که مثل اینجا خود مترجم کتابی را ترجمه کند و آن وقت آن را بدهد به یک ناشر خارجی و آن کتاب چاپ هم بشود.
عباس پژمان
مترجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم