در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تا وقتی کودک هستیم دوست داریم بزرگ شویم و وقتی بزرگ میشویم حسرت دوران کودکی خود را میخوریم. کمتر کسی را سراغ داریم از زندگیاش راضی باشد و قدر داشتههایش را بداند و در حسرت نداشتهها نباشد. شاید این سرشت آدمی است که همواره در تلاش برای بهتر شدن است و گاه برای رسیدن به خوشبختی همه عمر گران را طی میکند و به هر دری میزند تا به آن برسد، غافل از اینکه خوشبختی مطلق وجود ندارد و مهم حس خوشبختی است. خوشبختی را میتوان بهراحتی مزهمزه و با این مزه شیرین زندگی کرد.
شاید رسیدن به خوشبختی برای هر یک از ما نیاز به بازتعریف داشته باشد، اگر فکر کنیم همین که امروز از خواب بیدار شدهایم و خورشید بار دیگر به رویمان لبخند زده است، خوشبختیم.
اگر تصور کنیم همین که توانستهایم با یک نگاه مهربانانه دل کسی را شاد کنیم؛ همین که قادر بودهایم دست سالمندی را بگیریم و از خیابان عبورش دهیم؛ همین که امکان داشتهایم همنوعی را در مسیر رفت و آمد هر روزهمان سوار خودرو خود کنیم و به مقصد برسانیم؛ همین که روزمان را بدون شکستن دلی به شب رساندهایم؛ همین که توانستهایم غذایی لذیذ برای اعضای خانوادهمان بپزیم؛ همین که با رفتارمان همکار، همسر و فرزندمان را نیازردهایم،
پس خوشبختیم. باور کنید بههمین سادگی میتوان حس خوب خوشبختی را در جان خود بریزیم و از زنده بودن خود لذت ببریم. زندگی عشق نهفته است به اندیشه ما، فقط به یک تغییر کوچک نگاه نیاز دارد، همین.
زهرا عرب - دبیر چاردیواری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: