واشنگتن در برزخ فرار یا قدرت‌نمایی

در گزارشی که چند روز پیش کنث پولاک ـ عضو ارشد مرکز مطالعات خاورمیانه وابسته به موسسه بروکینگز ـ به کمیته روابط خارجی سنا ارائه کرد، نکاتی مطرح شده است که شاید از زبان یک آمریکایی قابل تامل باشد.
کد خبر: ۸۳۲۱۶۵

نویسنده کتاب «معمای فارسی» در مقدمه گزارش خود با اشاره به این واقعیت که هدف از راهبردهای چند دهه گذشته ایالات متحده و متحدان اروپایی و منطقه‌ای وی (همچون اعمال crippling sanctions یا اصطلاحا تحریم‌های فلج‌کننده) نه لزوما برنامه هسته‌ای ایران، که ایجاد تغییر رفتار در ایران بوده است، تاکید می‌کند: اساسا از ابتدا مشخص بود تحریم‌ها در توقف برنامه هسته‌ای ایران تاثیری نخواهد داشت، بنابراین هدف از این تحریم‌ها منع گسترش (non-proliferation) نبوده است. اگرچه همواره شکل‌گیری نوعی رقابت تسلیحاتی آن هم از نوع اتمی در خاورمیانه، کابوسی منطقه‌ای و بین‌المللی محسوب می‌شده، اما شاید حقیقت این باشد که آنچه ایالات متحده در قبال ایران در دستور کار داشته عمدتا با هدف تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است.‌

اکنون پرسش این است که با فروریختن ساختار تحریم‌ها پس از توافق برجام و آمادگی ایران برای شفاف‌سازی حداکثری هسته‌ای در ازای مزایای اقتصادی از یک سو و از سوی دیگر تاکید مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران و در راس آنها رهبر معظم انقلاب بر حفظ خط قرمزهای نظام در مواجهه با امپریالیسم بویژه آمریکا، استراتژی جدید دولت آمریکا در قبال ایران و در نگاهی گسترده‌تر منطقه چه خواهد بود؟ آیا باید در انتظار یک نقطه عطف «Turning point» بود؟ این نقطه عطف در دستگاه دیپلماسی آمریکا چطور تالیف می‌شود و الزامات اجرایی شدن آن چه مواردی خواهد بود؟

در گزارش پولاک آمده است: «مهم‌ترین الزام توافق برجام برای آمریکا این بوده است که کاخ سفید باید خود را برای ایجاد تغییرات اساسی در خاورمیانه آماده کند؛ تغییراتی که به واسطه آنها برجام بتواند به تامین امنیت آمریکا کمک کند و نه علیه آن. این مهم با تغییر رفتار آمریکا (تغییر راهبردها) در منطقه محقق خواهد شد و نه با اجرای برجام به تنهایی. تجربه تاریخ معاصر خاورمیانه متذکر این نکته است که هرگاه آمریکا حضور نظامی، سیاسی و ... (بخوانید چتر حمایتی) خود را در خاورمیانه کاهش داده است، کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس به سرکردگی عربستان شروع به ترسیدن می‌کنند... مقامات این کشورها به این نتیجه رسیده‌اند که باید مستقلا اقدام کنند. اگرچه اغلب اظهاراتی از این دست با اغراق همراه است، اما این پیام را به ما مخابره می‌کند که در فقدان حضور فعال آمریکا در مقابل ایران، حالت پیش‌فرض کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس اقدام خودسرانه خواهد بود؛ موضوعی که نه تنها شرایط را بهتر نمی‌کند، بلکه وخیم تر خواهد کرد.»

اما نکته اصلی این نیست که آیا آمریکا باید در خاورمیانه بماند یا خیر؟ نکته اینجاست که آنها همچنان هزینه‌های نظامی، سیاسی و... حضور در منطقه را تقبل خواهند کرد یا از سال‌ها مناقشه و رد پا در منطقه خسته شده‌اند؟ او می‌گوید: «تنها یک راه وجود دارد که هم به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس اطمینان دهد ما از آنها غافل نیستیم و هم به ایران این پیام مخابره شود که ما زمین را برای ماجراجویی آنها خالی نکرده‌ایم. تنها گزینه برای ایستادن در مقابل ایران سوریه خواهد بود. شرایط فعلی سوریه دقیقا این امکان را برای ما فراهم می‌کند که نقش خود را به
هر دو طرف دعوا در خاورمیانه (ایران و همسایگان عربش) دیکته کنیم... متحدان عرب ما می‌خواهند آمریکا هدایت اوضاع در سوریه را به عهده بگیرد. سوریه بهترین مکان برای آمریکا با هدف کنترل درگیری در منطقه خواهد بود.»

تحولات چند ماه آینده حتما به این پرسش پاسخ خواهد داد که آیا آمریکا برجام را بهانه‌ای برای بیرون کشیدن پای خود از خاورمیانه قرار خواهد داد یا از آن به‌عنوان آغازی برای تغییر راهبردها بهره‌برداری می‌کند.

جواد حمیدی/ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها