همانطور که معمولا بزرگترها نسبت به بچهها اقتدار دارند و در نتیجه کودکان برای احترام دستور بزرگترها را اجرا میکنند، این نوع الگو گاهی در بین زوجین وجود دارد. به صورت سنتی مرد اعتبار و اقتدار بیشتری دارد و میتواند همسر خود را وادار به انجام عمل مجرمانه کند. اگرچه گاهی اوقات طرف مسلط هم میتواند زن باشد، اما در خانوادهها عموما مرد این نقش عمده را بر عهده دارد.
در نگاه روانشناختی تا فردی صفات شخصیتی ضداجتماعی نداشته باشد آگاهانه مرتکب اعمال مجرمانه نمیشود. معمولا این افراد، بخصوص مردها، در بسیاری از موارد افراد ضداجتماعی هستند که به دنبال همسری میرود که او هم مانند خود بیگانه با اجتماع باشد. اینها با این زمینه برای ازدواج رو به کارهای مجرمانه میآورند.
اگرچه بندرت زنان نیز در برخی موارد آگاهانه تصمیم به این کار گرفتهاند، اما معمولا مردها سه برابر زنان شخصیتهای غیراجتماعی دارند که مرتکب به جرم میشوند. برای همین به نظر میرسد احساس بیارادگی و نداشتن اعتماد به نفس، زنان را تابع همسران مجرم خود میکند. احساس اعتمادی که در خانوادههای سنتی نسبت به مرد وجود دارد ممکن است باعث شود زن از حرفهای بیتوجه به محتوای آن اطاعت کند. گاهی نیز عامل ترس باعث میشود زن حرف همسر را بیهیچ مخالفتی اجرا کند.
علاوه بر اینکه مردها اراده بیشتری برای این نابهنجاری دارند، ما شاهد گسستی در زندگی مجرمان هستیم. پیش از این جرم کمتر وارد حریم خانه میشد، اما امروز نهتنها برخی مجرمان جرم خود را پنهان نمیکنند، بلکه شرکای زندگی را به همدست خود تبدیل میکنند. متاسفانه رواج فیلمها، نمایشهای ویدئویی و ماهواره و انتخاب کردن موضوعهایی مانند جرم و جنایت و بزهکاری تمایل زوجین را به این سمت بیشتر کرده است؛ زیرا این ابزارهای فرهنگسازی، نابهنجاری را طبیعی نشان میدهند. این مسائل در اذهان ناپخته مینشیند و عاملان، جرم را به صورت شراکت ممکن میبینند و اینگونه خجالت و حرمتها را برای مطرح کردن این مسیر کنار میگذارند.
فربد فدایی، روانپزشک
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم