در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از زمینههای شهرت کینز را میتوان مخالفت او با نظریات قبل از خودش دانست که تا آن زمان در بسیاری از کشورهای دنیا طرفداران زیادی پیدا کرده بود. پیش از کینز، تصور عمومی اقتصاددانان بر آن بود که نوسانهای اقتصادی، عدم تعادلهایی هستند که در کوتاهمدت توسط مکانیزم بازار اصلاح میشوند و شرایط اشتغال کامل مجددا احیا میشود، اما کینز معتقد بود این چرخههای مخرب ممکن است در بلندمدت برگشتناپذیر باشد و لذا دولت باید برای رسیدن به اشتغال کامل در اقتصاد دخالت کند.
بنابراین میتوان شاه کلید اختلافنظر کینز با نظریات اسلافش را در دخالت یا عدم دخالت دولت دانست. به عبارت دیگر، کینز برخلاف نظریات اقتصاد کلاسیک، منتقد رویکرد به اقتصاد آزاد و سپردن اقتصاد به نیروهای بازار بود. وی این نظریه را که جامعه در حالت تعادل به اشتغال کامل میرسد، رد کرد. وی در آن زمان توانست نظریات خود را به اثبات برساند و به عبارتی، یکتنه در برابر تمام اقتصاددانان کلاسیک ایستاد. قدرت اثبات و استدلال وی تا جایی بود که بهواسطه صحت نظریاتش در تئوری و عمل، یک گرایش در اقتصاد به نام وی ثبت شد و بعد از او اقتصاددانان کینزی بهعنوان طیفی از اقتصاددانان در برابر کلاسیکها به اعلام موضع پرداختند.
اقتصاددانان کلاسیک که نظرات خود را از تکامل نظریه دست نامرئی آدام اسمیت گرفته و نشر داده بودند، معتقد بودند اقتصاد با فعالیت بخش خصوصی که هدف حداکثر کردن مطلوبیت و سود را دنبال میکند، به تعادل خواهد رسید و بهترین شرایط را در حالت عدم دخالت دولت رقم خواهد زد. کینز سال 1936 کتاب «نظریه عمومی اشتغال بهره و پول» را منتشر کرد که یکی از تأثیرگذارترین کتابهای اقتصادی قرن بیستم محسوب میشود. کینز که از سال 1937 به بیماری قلبی مبتلا شده بود، 21 آوریل 1946 در خانه روستایی خود در ساسکس تیلتون در گذشت. او پس از مرگ سوزانده و خاکسترش در بلندیهای منطقه به باد سپرده شد.
محمد رضایی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: