در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
* به لحظاتی که تسلیم خواستههای دیگران میشوید کاملا توجه کنید. مثلا اینکه چرا و چه وقت و در کنار چه کسانی، شما از قدرت و نیروی فردیتان دست کشیده و به خواسته دیگران تن میدهید. در حقیقت مشخص کنید که چه چیزی باعث میشود بخواهید رابطهای را حفظ کنید.
* یاد بگیرید دائم به دنبال تائید دیگران نباشید. نیازهای خود را نزد کسانی که برایتان مهم هستند مطرح کرده و اجازه دهید آنها هم از خواستهایتان مطلع شوند. این جسارت ابراز وجود خود باعث میشود احساس آرامش کنید. البته برای اینکه بتوانید این کار را براحتی انجام دهید باید بارها و بارها آن را تمرین کنید. در صورت امکان از دوست یا یکی از اعضای خانوادهتان کمک بگیرید و با بیان خواستهایتان به او، این روش را تمرین کنید. حتی میتوانید مقالههای مربوط به ابراز وجود را مطالعه کنید یا از مشاوران زبده کمک بگیرید. هرقدر در رفتارهای جسورانه و مقتدرانه بهتر شوید، احساس بهتری نسبت به خود و اطرافیانتان پیدا میکنید.
* وقتی تصمیم میگیرید تغییر کنید، باید تا جایی که میتوانید از منطقه امن و آسایش عاطفی خود دور شده و بدون واهمه شروع به بیان عقاید، افکار و احساسات خود نمایید و به این موضوع که ممکن است دیگران با شما موافق نباشند اهمیت ندهید. در واقع به خود بگویید اگر کسی به رفاه شما نمیاندیشد و برای هویتتان ارزشی قایل نیست، ارزش محبت دیدن از سوی شما را ندارد و حتی مناسب دوستی نیست، زیرا باعث آزارتان میشود.
* مراقب تمایلات ناخودآگاهتان نسبت به موافقت یا تسلیم شدن در برابر خواستهای دیگران باشید. به جای اینکه در برابر هر سخن یا خواستهای بلافاصله پاسخ دهید، ابتدا کمی روی آن تامل کرده و ببینید چه چیزی واقعا از شما میخواهند. سپس با درنظر گرفتن شرایط و نیازهای خودتان نسبت به قبول یا رد آن خواسته اقدام کنید. هرگز به دلیل دیگران، نیازهای خود را نادیده نگیرید. البته قرار نیست رفتار خودخواهانه ای از خود نشان دهید و همیشه اولویتهای خودتان را مقدم بردیگران بدانید اما باید به خود یادآور شوید که نیازهای شما هم درست مانند نیازهای دیگران مهم هستند و باید همانقدر که برای دیگران ارزش قائل هستید به خودتان هم اهمیت بدهید و از ترس طرد شدن تن به انجام خواستههای دیگران ندهید و توجه به دیگران فقط و فقط به دلیل احساس واقعیتان در محبت کردن به دیگران باشد.
* زخمهای روحی و روانی دوران کودکیتان را شناسایی کنید. زیرا این کار به شما کمک میکند از احساسات بد دوران کودکی و آسیبپذیریتان کاسته شود. ناراحتیهای آن دوران را تنها به بخشی از خاطرات کودکیتان که تمام شده و گذشته اند تبدیل کنید. اکنون خود را فردی بزرگسال که مقتدر است بدانید. کسی که برای زندگی و احساس امنیت نیازی به خشنود کردن دیگران ندارد. البته این کار بسیار سخت و زمانبر است، اما با کمک روان درمانگری که در زمینه کودک درون تخصص دارد، میتوانید از عهده آن برآیید.
* استقلال فردیتان را بالا ببرید. با این روش می توانید خود را از شخصیت خشنودکننده دیگران به شخصیتی مستقل و بینیاز به دیگران تبدیل کنید. یادتان باشد که ممکن است اطرافیان تان همیشه با شما موافق نباشند و بخواهند نظراتشان را به شما تحمیل کنند. زمانی که مستقل بودن را تمرین کنید، می توانید از پس آنها برآمده و هویت و شخصیت خودرا حفظ کنید. ممکن است بخشی از شخصیت خشنودکنندهتان از نامطلوب و گستاخ به نظر آمدن بترسد، اما به خودتان اطمینان بدهید که با این روش میتوانید از هویت و شخصیت خود مراقبت کنید و چنین توجهای بسیار ضروری است.
با طی کردن فرآیند بهبود و بازسازی شخصیتتان میتوانید نسبت به زندگی احساس خوبی پیدا کرده و دچار شرمندگی و حقارت نشوید. با اعتبار بخشیدن به هویت خود، دیگران هم یاد میگیرند به شما احترام بگذارند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: