jamejamonline
جامعه عمومی کد خبر: ۸۲۷۷۸۵ ۳۰ مرداد ۱۳۹۴  |  ۱۰:۰۰

قد و نیم قد کنار هم که بایستند کسی باور نمی‌کند اینها همان قاتل‌ها، سارقان و زورگیرانی هستند که اسمشان در صفحه‌های حوادث روزنامه‌ها می‌آید. بعضی از آنها هنوز به بلوغ هم نرسیده‌اند. برخی شان صبح و روزشان را به نجاری گذرانده‌اند تا بعد از سپری کردن دوران محکومیت در کانون اصلاح و تربیت، شغلی برای خودشان دست و پا کنند.

15درصد مجرمان کوچک به کانون باز می‌گردند

اما «عطاالله محمدی»، که 30 سال روان‌شناس کانون بوده، می‌گوید 15 درصد از آنها بعد از دوران محکومیت به جرم بازمی‌گردند.

او اعتقاد دارد دیگر کانون اصلاح و تربیت تاثیری بر کاهش جرم کودکان ندارد، ولی مجازات‌های جایگزین هنوز در سیستم حقوقی ایران جا نیفتاده است.

گفت‌وگوی «تپش» با این استاد روان‌شناسی کودکان را درباره ارتکاب جرایم توسط مجرمان کوچک در ادامه می‌خوانید.

با توجه به این‌که شما دوره‌ای در کانون اصلاح و تربیت فعالیت می‌کردید، جرایم نوجوانان شامل چه نابهنجاری‌هایی می‌شود؟

جرایم این دسته از افراد دایره‌ متفاوتی را دربردارد. از سرقت که کوچک‌ترین جرمشان است شروع می‌شود تاجرایم شدیدتر مانند قتل. فرار از منزل هم گرچه به‌خودی خود جرم نیست، اما بعد از فرار آنها به سمت سرقت می‌روند.

بیشترین جرم نوجوانانی که وارد کانون اصلاح و تربیت می‌شوند، چیست؟

سرقت و از این قبیل اعمال نابهنجارانه کوچک.

عمده این جرایمی‌که از آن نام بردید در چه سنی اتفاق می‌افتد؟

بیشتر این جرایم در 15 تا 17 سالگی رخ می‌دهد.

طبقه اقتصادی در نوع جرم این کودکان و نوجوانان تاثیری داشته است؟

این موضوع تاثیر زیادی بر جرایم آنها داشته است. کودکان و نوجوانان مجرم بیشتر به خانواده‌های با طبقه اقتصادی پایین تعلق دارند. خیلی کم هستند کودکان مرفهی که به کانون اصلاح و تربیت بیایند. البته این امکان هم باید در نظر بگیریم که خانواده‌هایی که در طبقه اقتصادی بالا قرار دارند اجازه نمی‌دهند، نتیجه عمل مجرمانه کودکانشان به کلانتری و دادگاه کشیده شود. برای همین این موضوع باعث می‌شود تا جرایم آنها کمتر نشان داده شود.

شکل جرم کودکان طبقه اقتصادی بالا و پایین با هم فرق دارد؟

بله در نوع عمل مجرمانه شان تفاوت‌هایی دیده می‌شود. برای مثال افرادی که متعلق به طبقه اقتصادی بالاتر هستند کمتر از کودکان با خانواده‌های فقیر به سمت سرقت می‌روند. کودکان سارق از نظر اقتصادی و اجتماعی در منزلت پایین‌تری قرار دارند.

جرم کودکانی که متعلق به خانواده مرفه هستند بیشتر چه بوده است؟

آنها بیشتر دست به جرایمی ‌می‌زنند که جزو جرایم خشونت‌بار قرار می‌گیرد؛ جرایمی ‌مانند کتک کاری، درگیری و آسیب رساندن به وسایل خانه. از سویی دیگر برخی نیز با مصرف مواد درگیر می‌شوند.

در جامعه‌شناسی جرم، دو نگاه عمده وجود دارد. اول این‌که فقر منجر به ناهنجاری می‌شود و کودکان برای کسب درآمد دست به جرم می‌زنند و دوم این‌که فرهنگ سرقت یا هر ناهنجاری دیگر منجر به شکل‌گیری پدیده کودک مجرم می‌شود. نظر شما در اینباره چیست؟

انجام جرایم در همه افراد تک عاملی نیست و عوامل مختلفی دخالت دارند اما زمینه‌هایی هستند که شرایط نا‌هنجاری را برای آنها بیشتر فراهم می‌کند. برای همین فقر و مشکلات اقتصادی خانواده به‌صورت منفرد تاثیری در شکل‌گیری جرایم ندارند. اکثریت خانواده‌هایی که وضعیت اقتصادی خوبی ندارند، هم خود و هم کودکانشان شرافتمندانه زندگی می‌کنند. اما از آنجا که هرگز جرایم به خاطر یک علت رخ نمی‌دهد اختلالات دیگری مانند اعتیاد، آشفتگی خانواده، مجرم بودن پدر، مادر و برادر‌ها امکان ارتکاب جرایم در این کودکان را افزایش می‌دهد.

فرم ناهنجاری کودکان مجرم در سال‌های متفاوت چه فرقی کرده است؟ برای مثال جرم کودکان در دهه 70 با این دهه تفاوتی داشته است؟

جرم کودکان در این مدت زمانی هیچ فرقی نکرده و تقریبا شبیه به هم است. البته در 10 سال گذشته اقدام به جرایمی ‌که زمینه پرخاشگری داشته افزایش یافته است. یعنی جرایمی ‌مانند آسیب رساندن عمدی، درگیری و زور‌گیری که ناشی از خشونت بوده در این دهه بیشتر از سال‌های گذشته شده است.

عامل جنسیت در وقوع جرایم تاثیری داشته است؟

بله. در تمام دنیا جرایم بیشتر توسط مردان و پسران انجام می‌شود. اما مساله قابل توجه این است که میزان جرایم زنان و دختر‌ها بسیار افزایش یافته است.

دختران کودک بیشتر به سمت چه جرایمی‌ می‌روند؟

بیشتر جرایم ناشی از روابط نامشروع است. آنها بیشتر به خاطر شرایط خانه فرار می‌کنند و به جرم رابطه نامشروع و گرفتاری در دام‌های قاچاق موادمخدر دستگیر می‌شوند.

با توجه به این‌که کودکان در کانون اصلاح و تربیت عضو گروه‌های دوستی ناهنجارانه می‌شوند، بعد از گذراندن دوران محکومیت خود در کانون دوباره به سمت جرم برمی‌گردند؟

تمام افرادی که وارد کانون می‌شوند دوباره به سمت جرم برنمی‌گردند. اما 15 درصد آنها دوباره مرتکب جرم می‌شوند، چرا که این افراد به همان شرایط قبلی که بر زندگی‌شان حاکم بود برمی‌گردند.

کانون در پیشگیری از جرم موفق عمل کرده است؟

تغییر شرایط زندگی آن 15 درصد باقیمانده بسیار دشوار است و گرنه می‌توانستیم از بازگشت این افراد به دنیای مجرمانه هم جلوگیری کنیم. کانون‌های اصلاح و تربیت در دنیا دیگر موضوعیت پیشگیری از جرم را از دست داده‌اند. تحقیقات نشان داده که این شیوه نگهداری کودکان مجرم تاثیری در پیشگیری از جرم ندارد و باید روش‌های جدیدتری پیدا کرد. متاسفانه روش‌هایی مانند مجازات‌های جایگزین که باید برای آن به دقت برنامه‌ریزی کرد در کشور ما وجود ندارد.

صحبت‌های برخی از این کودکان نشان می‌دهد تعدادی از آنها جایی برای زندگی بیرون از کانون ندارند و به همین دلیل می‌خواهند در کانون بمانند. چه پیشنهادی می‌توان برای محل زندگی این دسته از کودکان داشت؟

حرف شما را قبول دارم. برخی از این کودکان که بیشتر با عنوان کودکان خیابان از آنها نام برده می‌شود جایی برای زندگی کردن ندارند. این افراد همیشه آسیب پذیرند و حتی در بزرگسالی نیز مجرم می‌مانند. برای اینها باید دستگاه‌های دیگری مانند بهزیستی و دستگاه‌هایی که رسیدگی به بهداشت روانی مردم را برعهده دارند وارد عمل شوند. خود دستگاه قضایی نیز به تنهایی نمی‌تواند از عهده این موضوع برآید و تنها می‌تواند یک بازوی کمکی باشد.

سن مسئولیت کیفری در کشور‌های مختلف

پاکستان: عمل کودک پایین‌تر از هفت سال جرم محسوب نمی‌شود. کودک میان هفت تا 18 سال چنانچه براساس نظر دادگاه بلوغ کافی برای درک ماهیت عملی که مرتکب شده را داشته باشد، مشمول قانون سن مسئولیت کیفری و مجازات خواهد بود.

عربستان سعودی: کودک از 10 سالگی در برابر جرایم خود مسئولیت دارد.

هندوستان: آنچه که یک کودک بین هفت سال تا 12 سال انجام دهد جرم محسوب نمی‌شود .

ترکیه: سن مجازات کیفری برای تحمل کامل مجازات 18 سال است. بازجویی از کودکان کوچک‌تر از 11 سال در هنگام وقوع جرم، مجاز نیست.

اسپانیا: سن مسئولیت کیفری 13 سال است.

اتریش : نوجوانان زیر 14 سال به هیچ‌وجه به دادگاه‌ها احضار نمی‌شوند.

آمریکا: سن مسئولیت کیفری توسط قانون ایالتی مشخص می‌شود و تنها 13 ایالت سنین پایین‌تر از 12 سال را برای آن در نظر گرفته‌اند. بیشتر ایالت‌ها برمبنای همان قانون عمومی‌عمل کرده و سنین هفت تا 14 سال را به‌عنوان سنی در نظر می‌گیرند که فرد مسئول جرم خویش است . البته به این معنا نیست که فرد دارای مسئولیت کیفری است .

ایتالیا: تا سن 14 سالگی، فرد کودک محسوب می‌شود. بین سنین 14 تا 18 سالگی نیز تصمیم با دادگاه است تا بلوغ فرد را در تشخیص عواقب و ماهیت جرم کافی تشخیص دهد.

ایران: در جرایم تعزیری سن مسئولیت کیفری 18 سال شمسی تعیین و قائل به پذیرش مـسئولیت کیفری تدریجی شده است، اما در جرایم حدود و قصاص، سن 9 و 15 سال قمری را ملاک قرار داده و‌‌ همان مسئولیت را برای دختران 9 سال قمری به بالا قائل است.

انگلیس: سن مسئولیت کیفری 10 سال است.

تپش (ضمیمه چهارشنبه روزنامه جام جم)

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
مرگ چیزی نیست غیر از حسرت از دست دادن

مرگ چیزی نیست غیر از حسرت از دست دادن

میان هیکل بود. با صورتی جدی و چشم‌هایی عمیق. صبح‌ها اصرار داشت حتما با اکسیمتر، اکسیژن خون را چک کنم و بعد هم افشانه ضدعفونی کننده را می‌گرفت و چندتا پیس می‌زد و می‌گفت روز خوبی داشته باشید.

تصمیم نگرفتن، بدترین تصمیم است

تصمیم نگرفتن، بدترین تصمیم است

ماه‌هاست ستاد ملی مقابله با كرونا مشغول آزمون و خطاست. این ستاد از همان هفته‌های اول شیوع بیماری طوری تصمیم گرفت و رفتار كرد كه گویی سرگرم خرید وقت است تا ببیند چه پیش می‌آید و كارها چگونه پیش می‌رود.

پیامبر زلالی

پیامبر زلالی

کلاس‌های دکتر تهرانی نسب را می‌رفتم به شوق این که بعدش فاصله کلاس که طبقه چهارم بود تا طبقه هم‌کف را حرف بزنیم.

گفتگو

بیشتر
پیشنهاد سردبیر بیشتر