چرا مردان دوباره ازدواج می‌کنند؟

این رفتار در مردان چند علت دارد. اول اینکه وابسته به فرهنگ بوده و از دیرباز نیز وجود داشته است. علت دوم، تنوع‌طلبی مردان است که در ساختار روانی آقایان وجود دارد. مردانی که زیباترین همسر را داشته باشند، در تصور ذهنی خود باز هم یک شخص متفاوت از آن چیزی که دارند را می‌خواهند؛ چیزی که در زنان وجود ندارد. عامل بعدی در مسائل احساسی و عاطفی است که مردان حس می‌کنند آنها اصل هستند. به طور مثال در تعامل مرد با زن، این‌گونه مطرح می‌شود که او به خواستگاری‌ام آمد ولی مرد می‌گوید به خواستگاری‌اش رفتم.
کد خبر: ۸۲۷۳۳۵

این یک نوع برتری و توانمندی است که در مردان حس می‌شود. وجود این قضیه در خانواده عامل دیگری برای تکرار این مساله است و زمانی بیشتر خود را نشان می‌دهد که مرد مشکلی با همسرش دارد و نتواند آن را حل کند. جامعه هم در این امر بی‌تاثیر نیست و ازدواج مجدد مرد را عار نمی‌داند. اگرچه در شرایط دهگانه عقدنامه، زمانی‌که مرد ازدواج می‌کند، زن حق طلاق پیدا می‌کند، اما در عمل این موضوع شکل عملی به خود نگرفته است.

عامل دیگر تمکن مالی مرد است که چون تمکن مالی بیشتری دارد و احساس می‌کند می‌تواند زن یا خانواده دیگری را مورد حمایت خودش قرار دهد، باعث می‌شود به سمت ازدواج دوم کشیده شود. دخالت‌های خانواده همسر در زندگی مشترک و وابستگی همسر به والدین خود نیز عامل دیگری است که می‌تواند مرد را از ادامه زندگی مشترک خوب و ایده‌آل بازدارد و به سمت ازدواج مجدد بکشاند. گاهی وقت‌ها این ازدواج‌های مجدد، عطف ماسبق می‌کنند. مثل ازدواج‌های سنتی که در آن از عاطفه و احساس خبری نیست و زن نیازهای عاطفی مرد را تامین نکرده و مرد آن انتظاری که از زندگی داشته را به دست نیاورده است و در این شرایط و برای تامین نیازهایش ازدواج می‌کند.

علت بعدی را می‌توان در ازدواج‌های مدرنیته از طریق آشنایی یا دوستی دانست. یعنی آیتم‌هایی که در دوران دوستی وجود داشته، در زندگی مشترک کمتر دیده شده یا رنگ می‌بازد و همین عاملی می‌شود برای تشویق مرد به ازدواج دوباره. علت بعدی را می‌توان در اخلاق تند و دعواهای شدید خانوادگی جستجو کرد. مخصوصا در جایی که مرد خلق آرامی دارد و از تنش و دعوا بیزار است که این موضوع باعث می‌شود مرد از فضای خانه خارج و به سمت ازدواج مجدد برود و در کنار این می‌توان به روابط فرازناشویی اشاره کرد که تامین نشدن آن از سوی زن مرد را تشویق می‌کند تجدید فراش کند. اختلالات روان‌شناختی، افسردگی، وسواس‌های مداوم، پرخاشگری‌ها، شلختگی، بی‌نظمی، حضور نیافتن در خانواده، عدم سرپرستی فرزندان و... می‌تواند مرد را از تعهد به زندگی دور کرده و به شکل خواسته یا ناخواسته به سمت زن دیگری سوق دهد. آنچه بین موارد مطرح شده بیشترین تاثیر را دارد، مخفیکاری توسط زن در خانواده، به حساب نیاوردن دنیای مردانه به طوری که در تصمیم‌گیری‌های شغلی، کاری، فردی و اجتماعی، مرد را به حساب نیاورده و به نوعی مرد را در زندگی دخالت نمی‌دهد که در چنین حالتی احساس حقارت به مرد دست داده و دست به پرخاشگری‌های مداوم زده یا به سمت ازدواج مجدد می‌رود. پیشنهاد ما به خانم‌ها این است که نیازهای اساسی و احساسی همسرشان را شناسایی کرده و آنها را تامین کنند و در عین حال با ایجاد یک فضای روانی و مطلوب و مشورت کردن و نه اجازه گرفتن، می‌تواند مرد را در کانون محبت قرار دهد.

آیا مردان از ازدواج دوم خود راضی‌اند؟

اتفاقا تنش در زندگی دوم بیشتر مشاهده می‌شود. زیرا از نظر روانی یک زندگی اولیه در ساختار روانی مرد نقش بسته است، بجز مواردی که ازدواج خوبی داشته‌اند. در گفت‌وگوهایی که در اتاق مشاوره با مردان صورت می‌گیرد، عنوان می‌کنند که از ازدواج دوم خود راضی نیستند و اگر همسرشان بداخلاقی نمی‌کرد و نیازهای روحی و روانی را تامین و برای حفظ زندگی تلاش می‌کرد، الان شرایط طور دیگری بود. این نشان می‌دهد در ازدواج دوم خود رضایتمندی کمتری را به دست آورده‌اند.

دکتر پرویز رزاقی‌ /‌ روان‌شناس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها