ما شکست‌خوردگان شکست‌ناپذیر!

شکست‌ها هر کدامشان اغلب اجزای یک شکست بزرگ‌ترند. یعنی بر خلاف آن نقل قول مشهور ایرانی که هر شکست را مقدمه‌ای بر یک پیروزی می‌داند، در حالت عادی اتفاقا هر شکست به طور بالقوه پلی به سوی یک شکست بزرگتر است. این را همه می‌دانند، منتها سعی می‌کنند در جامه‌‌ای از الفاظ پرطمطراق اما بی‌مصرف پنهانش کنند.
کد خبر: ۸۲۵۴۷۸

تیمی که در یک بازی فوتبال گل اول را می‌خورد، با حفظ تاکتیک‌ها و روندی که منجر به گل خوردن شده، قطعا گل دوم و سوم را هم خواهد خورد. بین همه فینال‌های جام باشگاه‌های اروپا، مگر چند بازی مثل فینال استانبول پیدا می‌شود که یک تیم بعد از خوردن سه گل به بازی برگردد و قهرمان شود. تازه اگر هم پیدا بشود استثناست نه قاعده، قاعده همان آمار است، همان که ثابت می‌کند هر تیمی گل اول و دوم را زده معمولا بازی را برده است. جاهای دیگر هم همین است، کسی که در عالم سیاست دو امتیاز از حریف عقب می‌افتد، با حفظ همان شرایط و استراتژی‌ها، دیری نمی‌پاید که دو امتیاز عقب‌افتادگی‌اش تبدیل به چهار و شش هم می‌شود. چهار سال دورافتادگی از پارلمان و دولت، به هشت سال و 16 سال هم می‌رسد.

نمی‌خواهم آیه یاس بخوانم؛‌ اما مشکل ما این است که گاهی قاعده را نادیده می‌گیریم و استثنا را در بوق و کرنا می‌کنیم. بله تیمی که حتی سه گل خورده، اگر بجنبد می‌تواند برگردد، سیاست‌مدار هم اگر عاقل باشد و استراتژی‌هایش را عوض کند، شکست اول را می‌تواند تبدیل به پیروزی دوم کند. اما مساله همان جنبیدن و عقل و کاری کردن است. تبدیل شکست به پیروزی، پلن B و استراتژی جایگزین می‌خواهد. اراده و عقل می‌خواهد، تلاش دوچندان و گاهی صدچندان می‌خواهد. با میزان تلاش A اگر متحمل شکست اول شدیم، معلوم است دو برابر A باید تلاش کنیم تا شکست را جبران کنیم و وضعیت را به حالت اولیه برگردانیم، ده برابر هم باید تلاش کنیم تا دوباره شکست نخوریم.

مشکل ما این است که به رغم اختراع کلی شعار و ترفند برای دور زدن شکست در مواجهه با شکست منفعلانه‌ترین رفتارها را داریم. همه تخم‌مرغ‌های‌مان را در یک سبد می‌چینیم و وقتی افتاد شکست، زانوی غم بغل می‌گیریم. به جای تغییر استراتژی، دچار یاس می‌شویم. زمین که می‌خوریم، منتظریم با کاردک جمع‌مان کنند، یاد نگرفته‌ایم توان باقیمانده را چطور متمرکز کنیم و دوباره از جای‌مان بلند شویم، به جای همه اینها اما خیلی خوب بلدیم حرف بزنیم. در زندگی مالی‌مان هیچ وقت یک تومن را نتوانسته‌ایم دو تومن کنیم، اما طوری برای دیگران فلسفه می‌بافیم که اگر پولدار باشند ممکن است ببرند پول‌هایشان را بریزند توی چاه توالت، از بس که به آرامش و آسایش ما غبطه می‌خورند!

گاهی اینقدر این چرت و پرت‌هایی که در مورد شکست از بچگی توی گوش‌مان کرده‌اند باورمان می‌شود که اصلا دنبال اینیم حتما اولش یک دور شکست بخوریم، تا بعدش بتوانیم پیروز شویم. شکست‌ها اگرچه می‌توانند پل پیروزی هم باشند، اما لزوما جبران‌پذیر نیستند، خودشان هم باشند، گاهی بعضی عواقب‌شان جبران‌ناپذیر است. کسی که یک بار در زندگی مشترکش شکست می‌خورد، هزاری هم بعدا دوباره ازدواج کند و بچه‌دار شود و خوب و خوش زندگی کند، از عواقب روحی ازدواج ناموفق اول هیچ وقت خلاص نمی‌شود. گاهی این را فراموش و تصور می‌کنیم بعد از هر شکستی می‌توانیم برگردیم به نقطه صفر. می‌توانیم همه چیز را به حالت اول برگردانیم. اما بعضی وقت‌ها غیرممکن است، اگر بخواهیم و تلاش کنیم هم نمی‌شود. ...

عرفان پارسایی‌فر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها