در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در روزهایی که خیلیها دوست دارند؛ برنامهای شبیه به 90 بسازند، عادل فردوسیپور در هر فصل ترجیح میدهد که برنامهاش را بهروز کند. فراموش نکنیم که در تمام این 17 سال بارها این بهروز شدن را در 90 دیدهایم، اگر مشت نمونه خروار را باور داشته باشیم، کافی است که یادآوری کنیم این برنامه از اولین برنامههایی بود که معنای خبرنگار ـ شهروند را درک کرد و با اضافه کردن بخش دوربین 90 از این مساله استفاده کرد. بعد هم از آن به اقتضای زمانی گذشت.
دوشنبهشب برنامه 90 فصل تازهای را شروع کرد، در این فصل هم یک تیزهوشی مشهود است. در فصل قبلی هم این تغییر رویکرد را میشد در برنامه عادل فردوسیپور مشاهده کرد. شم خبرنگاری و شناخت رسانه و مخاطب باعث شده که این برنامه سفری جدی حاشیه به متن داشته باشد. شاید بخش از عمدهای از این تغییر رویه، به تغییر مختصات رسانهها برمیگردد. این روزها تعدد رسانه، حاشیه در فوتبال را تبدیل به غذایی کرده که باید بلافاصله صرف شود و دیگر منتظر ماندن برای یک هفته، آن را به غذای بیات تبدیل میکند. عادل فردوسیپور در طراحی جدید خود، فوتبال را تبدیل به مقوله جدیتری کرده است؛ آنالیزهایی که فوتبال را از نگاهی متفاوت به تصویر میکشد، گزارشهای کوتاهی که برای ساختن آن فکر میشود و خیلی دیگر از بخشهایی که میتواند فوتبال را با محوریت فوتبال به تصویر بکشد، باعث شده است که برنامه 90، فصل تازهای را تجربه کند. در این فصل تازه قرار است که مخاطب همراه با برنامه حتی از نوع نگاه هم که شده، یک گام به پیش برود.
افشین خماند
دبیر گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: