زمانی که ایران بودم، در دانشکده درسی به نام حقوق ارتباطات داشتیم که البته، همانطور که خود استاد میگفت، مبحثی نسبتا جدید در این عرصه بود و بیشتر این قضیه را از منظر نظری و نه از نظر اجرایی، بررسی میکرد و نهایتا اینطور نتیجهگیری میشد که هیچ نهاد خاصی در ایران به صورت جدی پیگیر این مساله نیست و راه زیادی تا دستیابی به یکسری قوانین کامل و جامع در این زمینه مانده است.
اما پس از مهاجرت من نکته دیگری دریافتم و آن هم این بود که نهتنها نقصان قوانین و نبودن نهاد تخصصی زمینه سوءاستفاده سودجویان را فراهم آورده، بلکه اساسا درصد بالایی از مردم هم به رعایت حقوق مادی و معنوی مولف اعتقادی ندارند و در واقع یک جورهایی خود مردم هستند که آه را از نهاد هنرمندان بلند کردهاند. در آمریکا اگر عکسبرداری در جایی مثل نمایشگاه یا تئاتر ممنوع باشد واقعا هیچکس هیچگونه عکسی نمیگیرد و اگر فیلمی اکران شود حتما آن را در سینما دیده یا از شبکههایی قانونی که برای عضویت در آن باید پول پرداخت کرد تماشا میکنند. اگر کتابی چاپ شود (با اینکه قیمت کتاب کاغذی نسبت به ایران واقعا زیاد است) حتما آن را میخرند یا اگر در توانشان نبود از کتابخانه امانت میگیرند. تمام برنامههای نرمافزاری از ویندوز و فتوشاپ گرفته تا نرمافزارهای پیامرسان، آلبوم خوانندهها، تکآهنگها، ویدئوهای مختلف آموزشی مثل آموزشهای تغذیه یا ورزش، اپلیکیشنهای موبایل یا حتی عکسهای زیبا از عکاسان بزرگ و کوچک، همه و همه توسط مخاطب به قیمت تعیین شده توسط تولیدکننده خریداری شده و در عوض مادامالعمر قابل استفاده است. این اخلاق یا به عبارت دیگر، رویه، در اغلب اهالی این کشور وجود دارد و اگر شما مثلا با خنده برای یک آمریکایی تعریف کنید که فتوشاپ 700 دلاری را میتوان در میدان انقلاب تهران با 10 هزارتومان یا کمتر تهیه کرد، به شما لبخند نخواهد زد، او بعید است چنین چیزی را باور کند. علاوهبر اینکه جریمههای بسیار سنگین و مجازاتهای شدید مثل چندین سال زندان در انتظار کسانی است که از تورنت و برنامههای مشابه برای دریافت و تکثیر اقلام فرهنگی استفاده میکنند، روحیات خود مردم طوری است که برای بازیگر، خواننده، گرافیست، بازیساز، نویسنده و... احترام قائلاند و معتقدند همانگونه که من تلاش میکنم و برای امرار معاشم پول درمیآورم، او نیز این حق را دارد که در ازای تلاش و وقتی که صرف کرده، مزدش را بگیرد و اگر من مصرفکننده این را پرداخت نکنم در حق او خیانت کردهام. به امید روزی که این رویه در کشور ما نیز تبدیل به یک فرهنگ درونی شود.
حنا بهمنبیگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: