در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سروان میری در مسیر رفتن به اداره آگاهی بود که از طریق مرکز فرماندهی مرگ مرموز مردی را به او گزارش دادند. حادثه در یکی از برجهای معروف شمال شهر رخ داده بود. کارآگاه موضوع را به رئیس اداره قتل اطلاع داد و راهی آنجا شد. مسیر طولانی بود و پس از حدود یک.ساعت به آنجا رسید. ساعت 9 صبح بود و تعدادی از ساکنان در حال رفتن به محل کارشان بودند. سروان با راهنمایی نگهبان ماشین را در پارکینگ پارک کرد و به طبقه شانزدهم رفت. دو مامور کلانتری در مقابل واحد 60 ایستاده بودند و سروان با معرفی خود وارد آپارتمان شد.
ماموران تشخیص هویت در حال نمونهبرداری از محل بودند. آپارتمان بزرگ با وسایل گرانقیمت تزئین شده بود. مامور کلانتری با مشاهده سروان خود را به او رساند و گزارش داد. صاحبخانه مدیر کارخانه بستنیسازی بود که به تنهایی در اینجا زندگی میکرد. یک سرنگ در کنار جسد قرار دارد. مشخص نیست براثر تزریق فوت کرده یا خودکشی کرده است. حمید مرد بسیار عصبی و بداخلاقی بود که با هیچکس رفت و آمد نداشت.
چه کسی جسد را پیدا کرده؟
شریکش از دیشب چند بار با او تماس میگیرد، اما جواب نمیدهد. سرانجام صبح امروز به تلفنش جواب میدهد و بعد از گفتن جملاتی نامفهوم تلفن را قطع میکند. مرد جوان هم راهی اینجا شده و هرچه در میزند حمید جوابی نمیدهد، به همین خاطر موضوع را به پلیس 110 اطلاع میدهد. ما هم با دستور قضایی قفل را شکستیم و بعد از ورود با جسد او در اتاق خواب روبهرو شدیم.
کارآگاه سپس راهی اتاق خواب شد. جسد حمید در حالی که کت و شلوار به تن داشت روی تخت بود. دکتر جنایی در حال معاینه بود. سروان صبر کرد تا معاینات او تمام شود، بعد به سمتش رفت.
دکتر در حال جمع کردن وسایلش گفت: تصور میکنم علت مرگ آمپول هوا بوده.البته آثاری از خراشیدگی هم روی بدن او دیده میشود. حدود چهار ساعت از مرگ میگذرد. باید در پزشکی قانونی معاینات تخصصی و کالبدشکافی کنیم تا گزارش کامل را ارسال کنم.
سروان از مامور کلانتری خواست شریک حمید را برای بازجویی بیاورد و خودش هم از همسایهها تحقیق کند. سامان در حالی که مضطرب بود وارد اتاق شد.
حمید اعتیاد داشت؟
نه. او حتی سیگار هم نمیکشید و اگر میفهمید کسی در کارخانه معتاد است اخراجش میکرد .
چرا خودکشی کرد؟
مدتی بود پرخاشگر شده بود. سر هر موضوع کوچکی دعوا راه میانداخت. حتی چند بار جلوی کارگرها هم سر من فریاد زد، اما من با رفتارش آشنا بودم و به دل نمیگرفتم. از زندگیاش راضی نبود.
آخرین بار چه زمانی با او صحبت کردی؟
صبح امروز. قرار بود امروز یک قرارداد بزرگ را امضا کنیم. از دیشب برای هماهنگی این قرار ملاقات هرچه با او تماس گرفتم، جواب نداد. سرانجام ساعت 6 صبح جواب داد. اما جملاتی گنگ را به زبان آورد که نگران شده و به اینجا آمدم. وقتی در را باز نکرد با پلیس تماس گرفتم. ماموران قفل را شکستند و پس از ورود به خانه با جسد او روبهرو شدیم. هنوز دلیل خودکشی او را نمیدانم.
افسر کلانتری پس از تحقیقات محلی، نزد کارآگاه آمد و گفت: همسایهها هیچ مورد مشکوکی ندیدهاند. حمید ارتباط خوبی با همسایهها نداشت و نگهبان ساختمان میگوید؛ فقط شریک حمید به خانهاش میآمده است.
سروان میری پس از بررسی دوباره شواهد، دستور بازداشت سامان را به اتهام قتل صادر کرد.
پاسخ معمای نقشه شــوم
سروان میری با اشاره به سه دلیل زیر طاهره را بهعنوان قاتل معرفی کرد.
1ـ مغایرت زمان قتل با ادعای طاهره.
2ـ انگیزه طاهرهبرای قتل و تصاحب اموال.
3ـ بررسیها نشان میداد که هیچ ورود به زوری به داخل خانه نبوده و در این صورت ضارب نباید از بالای دیوار به خیابان میپرید و به راحتی از در خارج میشد.
شما خواننده گرامی با اشاره به 2 دلیل کارآگاه برای اثبات قتل مرد کارخانهدار میتوانید در مسابقه معمای پلیسی شرکت کنید. پاسخ خود را همراه نام و نام خانوادگی به شماره 300011224 پیامک کنید.
وحید شکری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: