اوراق وجود ما همی گردد طی

دوستی که از فرنگ آمده ، می گفت در تمام سالهایی که آنجا درس خوانده و زندگی کرده هیچ وقت لنگ پول نشده چون همیشه کارهایی برای انجام دادن داشته ، حالا اگر پول آن کم بوده مهم نیست
کد خبر: ۸۲۰۶۶
، چرا که به هر حال چیزی دست او را می گرفته است.
همین دوست فرنگ دیده به نکته دیگری هم اشاره می کرد که برای جماعت ایرانی و در ایران درس خوانده غریب است : «دانشگاه ها در مورد اشتغال بچه ها خیلی فعال عمل می کردند. یعنی دانشگاه ما در هلند خودش واحدی داشت که به عنوان کاریاب فعالیت می کرد.»
صحبتهای این دوست وقتی جالب تر شد که دانستیم آموزش عالی در بخشهایی از فرنگ ، کار را گاهی به عنوان درس عملی محسوب می کند.
این وضعیت آنجا در حالی اتفاق افتاده و می افتد که ما در ایران هنوز هم از روی کتابی شناخته شده و نشده کپی می کنیم و به عنوان کار عملی و تحقیق و... آن را به استاد {استاد؛} می دهیم تا او هم ذوق زده نمره ای جلوی اعمالمان بگذارد. دنیای دانشجویی در ایران هم دوران غریبی است.
بارها دانشجویانی را دیده ام در بانکی ، اداره ای یا در هر جای دیگر که فکرش را بکنید. وقتی فرم را پیش رویشان گذاشته اند روبه روی شغل نوشته اند: دانشجو.
در ایران به علت مشقت بار بودن پذیرفته شدن در دانشگاه و فشاری که به روح و جان آدمی در سالهای پایانی دبیرستان در خوشبینانه ترین حالت وارد می شود، هیچ دانشجویی توش و توان کار کردن و کسب درآمد ندارد. از معایب جامعه ایرانی است این. چرخه وارد کردن فرد به جامعه و در عین حال یافتن شغل ، چرخه ای علمی است.
این چرخه علمی حالا و هنوز در ایران نه تنها عملی نشده ، بلکه حتی شنیده هم نشده است. روز به روز به تعداد بیکاران در کشور افزوده می شود تا مقام مسوولی بیاید روبه روی دوربین و بگوید: «بیش از 90درصد بیکاران جامعه هیچ گونه تخصصی ندارند».
مجال ، مجال دادن آمار نیست. فرصتی هم نیست که با علم به آن پی ببریم که چند درصد از این بیکاران دانشجو هستند. به هر حال چشمی باید اشک شود و چشمی خون ، اگر این آمار دقیق باشد. سالها دانشجویان را پشت نیمکت ها می نشانیم تا استاد چه کسی؛! درس دهد و بعد می گوییم 90درصد بیکاران هیچ تخصصی ندارند.
دریغ و درد که حتما میان این 90درصد، دانشجویان زیادی هستند که هیچ نیندوخته اند از این بظاهر خانه علم .علم به مدد آموزش عالی ایرانی شده است نمره تا شاگردی که لیسانسش را با معدل 19گرفته، پس از 4سال بیکار بماند.
در چنین وضعیتی توقعی از دانشگاه ها هم نمی رود. نهاد علم که هر روز درگیر دنبال پول دویدن و کارهای اجرایی است ، اگر فرصتی بماند باید کمی به کیفیت درسها فکر کند و صدالبته که هیچ وقت به نتیجه نرسد. گفتم حکایتی و تکرار نمی کنم که از دانشگاه ها هم هیچ انتظاری نیست.
این دور تسلسل باید در جایی خاتمه پیدا کند. سالهاست از ضرورت پیوند صنعت و دانشگاه ، بازار و دانشگاه و... سخن آمده و ما شنیده ایم و حالا به قول خیام :
از آمدن بهار و از رفتن دی / اوراق وجود ما همی گردد طی....
و این اوراق ذهن ماست که طی می شود و دنیای ما رنگ می بازد؛ دنیایی که فقط گذشتنش مهم است و چگونه گذشتنش نه.
جای تاسف است که باز هم باید مانیفست صادر کنم: دانشجویان با این تحرک و با این وضع آموزش عالی احتمالا تا مدت مدیدی باز هم باید در اداره ها و بانکها، روبه روی شغل بنویسند دانشجو.

نوید آقایی
aghaee@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها