قطعنامه 1559 و خلع سلاح حزب الله لبنان

جامجم آنلاین: درگیریهای جاری بین حزبالله لبنان و رژیم صهیونیستی در مزارع شبعا نشان میدهد که عدم خروج اسرائیل از این منطقه، همچنان به عنوان عاملی برای وقوع منازعه در جنوب لبنان به شمار میرود.
کد خبر: ۸۲۰۲۸
البته درگیریهای مذکور با حملات هوایی و زمینی رژیم صهیونیستی آغاز شده و به نظر میرسد در شرایط فعلی اسرائیل با حمله به جنوب لبنان چند هدف را دنبال میکند:
1- توجیه بنبست مذاکرات اسرائیلی و فلسطینی و عدم رغبت سران رژیم صهیونیستی به «اجرای نقشه راه»؛
2- تحتالشعاع قرار دادن سقوط کابینه رژیم صهیونیستی و جدا شدن شارون از «حزب لیکود» و در نتیجه فرافکنی مشکلات داخلی به خارج؛
3- جلب افکار عمومی جهان غرب و بسیج عمومی در سازمان ملل متحد برای اجرای خلع سلاح حزبالله لبنان و اجرای قطعنامه 1559 شورای امنیت؛
4- تلاش گسترده از سوی اسرائیل و امریکا برای هم سو نشان دادن مواضع حزبالله و سوریه در پرونده ترور رفیق حریری؛
به نظر میرسد هدف نهایی اسرائیل و امریکا خشکاندن ریشه یک حرکت مردمی در جنوب لبنان است که سد دفاعی در مقابل تعرضات اسرائیل به لبنان محسوب میشود. اصولا شیعیان لبنان در سال 1982 به رهبری جنبش حزبالله به مبارزه با اشغالگران اسرائیل که به لبنان تعرض کرده بودند، روی آورده و از این طریق و پس از چند دهه به قدرت سیاسی و نظامی قوی و تاثیرگذار در تحولات داخل لبنان و حتی در منطقه خاورمیانه دست یافتند.
پس از نزدیک به دو دهه جنگ سخت و نابرابر حزبالله لبنان و اسرائیل به ویژه در دوران اشغال جنوب لبنان (عروس خاورمیانه) از سوی نیروهای غربی و اسرائیل، سلاح مقاومت ارزش و کارایی خویش را در نبرد با نیروهای ائتلاف ثابت نمود. استمرار مقاومت و بهرهگیری نیروهای حزبالله از فنون و تاکتیکهای پیشرفته نظامی آنچنان ضربهای سهمگین به نیروهای اشغالگر قدس وارد ساخت که این نیروها با فلاکت و درماندگی، چارهای جز فرار از جنوب لبنان را پیدا نکردند. در واقع این اولین بار در تاریخ جنگهای اعراب و اسرائیل بود که نیروهای صهیونیستی موضع تدافعی اتخاذ کرده بودند. شکست از نیروهای حزبالله «افسانه شکستناپذیری رژیم صهیونیستی» را باطل ساخت و حزبالله را به نیروی قوی سیاسی و نظامی در منطقه بدل ساخت. از سوی دیگر شکست و زبونی نیروهای اشغالگر در جنوب لبنان باعث گشت که آنان برای حفظ روحیه تجاوزگری خود در منطقه همچنان مزارع شبعا در اختیار داشته باشند و از آن به عنوان مرکز سوقالجیشی برای کنترل نیروهای حزبالله و تعرض به لبنان استفاده کنند.
نتیجه این ناکامیها و شکست باعث شد تا امریکا و اسرائیل با مکانیزم قطعنامه سازمان ملل، جنگ سیاسی تازهای را با حزبالله و دو کشور سوریه و لبنان آغاز نمایند. این جنگ سیاسی سپتامبر گذشته و با قطعنامه 1559 که با حمایت پاریس، واشنگتن و تلآویو در شورای امنیت تصویب شد، کلید خورد.
محکومیت این قطعنامه از سوی دولت لبنان و نیز سوریه و ایران و تکیه اساسی مردم لبنان بر سلاح مقاومت برای قطع تجاوزات رژیم صهیونیستی، باعث گشت که اسرائیل و امریکا برای خلع سلاح مقاومت و زمین گیر نمودن این نیروها و نیز قطع پشتیبانی سوریه از حزبالله، ترور رفیق حریری را به نیروهای امنیتی سوریه ارتباط بدهند. محیط سیاسی و امنیتی لبنان پس از ترور رفیق حریری به شدت بحرانی گشته و نیروهای مخالف حزبالله در دو سطح داخلی و منطقهای در تلاشاند ضمن استفاده از شرایط و پیچیدگیهای موجود داخلی لبنان، فضا را برای حذف نیروهای مقاومت به عنوان عنصر تاثیرگذار در تحولات داخلی و منطقهای فراهم سازند.
در این راستا رژیم صهیونیستی علاوه بر ابزار نظامی از ترفندهای سیاسی نیز برای حذف و خلع سلاح حزبالله بهره میبرد، از اینرو سران این رژیم اعلام میدارند که گویا مزارع شبعا متعلق به سوریه بوده و این مساله میتواند در مذاکرات سوری و اسرائیلی حل و فصل شود این در حالی است که مقامات سوری بارها بر تعلق این مزارع به لبنان اذعان داشتند. به نظر میرسد مجموعه تحولات سیاسی پس از «ترور رفیق حریری» نخستوزیر سابق لبنان این جسارت را به رژیم صهیونیستی و امریکا داده است که ضمن بیاعتنایی به اعتراضها و مخالفتهای گسترده احزاب و جمعیتهای سیاسی لبنان و حتی مقامات بلندپایه این کشور، خلعسلاح حزبالله را به هر طریق ممکن دنبال کنند. در این میان امریکاییها با تصویب قطعنامه 1559 خواهان نفوذ بیشتر در لبنان و تضمین امنیت اسرائیل هستند این در حالی است که با عقبنشینی اجباری سوریه از حوزه نفوذ سنتی خود یعنی لبنان فضا برای ایجاد فشار بیشتر بر حزبالله لبنان فراهم گشته است.
نکته آخر این که درگیریهای اخیر در جنوب لبنان و نیز کارایی نیروهای مقاومت در وارد ساختن ضربات سهمگین بر ماشین جنگی اسرائیل ثابت نمود که سلاح مقاومت هنوز برنده است و از توان رزمی و نظامی این نیروها علیرغم فشارهای سیاسی و نظامی بر آن، کاسته نشده است. این پتانسیل بالای نظامی باعث گشته است که امریکا و اسرائیل درصدد تخریب پایههای همبستگی ملی، اقوام و مذاهب و جمعیتهای سیاسی لبنان برآیند.
اختلاف موجود میان امیل لحود با سنیوره و نیز دیدگاه منفی برخی از مقامات لبنان، نسبت به سوریه حاصل تلاشهای تفرقهافکنانه رژیم صهیونیستی و امریکا بوده است. لذا ملت لبنان برای حفظ یکپارچگی و تغییر روند موجود، چارهای جز حمایت از مقاومت لبنان را ندارند. به نظر میرسد همگرایی احزاب و اقوام مختلف لبنانی تنها راه پایان بخشیدن به توطئههای رژیم صهیونیستی در منطقه باشد.

دکتر محمدمهدی مظاهری
استاد دانشگاه
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها