او درمیان جمع تنهاست

برای بسیاری از آموزگاران مشاهده دانش آموزانی که پس از گذشت ماهها و حتی سالها از دوران تحصیل خود هنوز هم نتوانسته اند رابطه دوستانه و مناسبی با فضای کلاس و مدرسه برقرار کنند، چندان عجیب نیست.
کد خبر: ۸۱۹۶۴

در این میان برخی آموزگاران ، این کودکان تنها را با عنوان دانش آموزان منزوی و گوشه گیر به حال خود رها می کنند و به وظایف روزمره و تعریف شده خود می پردازند و برخی نیز همچنان می کوشند با انواع شیوه ها و رفتاردرمانی ها حصار سکوت و تنهایی این دانش آموزان را بشکنند و راهی به سوی زندگی اجتماعی لذت بخش برای آنها بگشایند.
میان دانش آموزانی که در مقایسه با دیگر همکلاسی ها در محیط کلاسی غیرفعال به نظر می رسند، بسیاری از آنها از نظر اجتماعی و آموزشی وضعیت مناسب و قابل قبولی دارند.
تنها مشکل آنها این است که نسبتا ساکت و آرامند و تمایلی به حضور در جمع و کار با دیگر همکلاسی های خود ندارند؛ اما میان برخی از آنها حالتهای انزوا و گوشه گیری مشکل زا بوده و حتی ممکن است نشانه هایی از اسکیزوفرنی داشته باشند. گاهی گوشه گیری کودکان ناشی از کمرویی آنهاست.
کمرویی در محیطهای اجتماعی جدید و نا آشنا تا حدی طبیعی است ؛ اما خجالتی بودن زمانی به مشکل تبدیل می شود که این حالت منحصر به موقعیت ها و شرایط نا آشنا و غریبه نباشد، بلکه این رفتار به نوعی در وجود فرد نهادینه شود، به طوری که بتوان او را خجالتی نامید، بویژه اگر کودک این برچسب را در مورد خود بپذیرد، الگویی تعمیم یافته از خجالتی بودن در وجود او شکل می گیرد و در نتیجه رفتار دیگری مانند امتناع از ورود به موقعیت های اجتماعی ، ناراحتی و ناخشنودی از حضور دیگران ، خودگرایی افراطی و خودنگری های منفی فزاینده را آغازمی کند.
به گفته دکتر خدابخش ، روان شناس و استاد دانشگاه ، گوشه گیری در دوران کودکی یک ویژگی طبیعی نیست ، بلکه یک علامت است. مانند تب که می تواند نشانه ای از بیماری های جسمی مختلف باشد، انزوا و گوشه گیری نیز می تواند در اثر وجود مشکلات مختلف روانی مانند افسردگی ، اضطراب ، اضطراب اجتماعی ، اختلالات شخصیتی و غیره بروز پیدا کند.
حتی دیده شده است افرادی که در بزرگسالی دچار پسیکوز(روان پریشی) و جنون شده اند، در کودکی انزواهای بیشتر و عمیق تری داشته اند. همچنین کناره گیری از دیگران و جمع می تواند نتیجه عدم مهارت های اجتماعی باشد.
با توجه به روحیات انزوا طلبانه کودک می توانیم به موانعی پی ببریم که در رشد اجتماعی و رشد مهارت های اجتماعی و ارتباطی او وجود دارد.
یک کودک منزوی می تواند کودک هراسانی باشد که دنیا را پر مخاطره فرض می کند و به همین دلیل خود را از دیگران وایجاد روابط عاطفی با آنها کنار می کشد. بنابراین به طورکلی می توان گفت گوشه گیری و انزوا می تواند علامتی باشد که بر اثر بیماری ها یا مشکلات مختلف روحی - روانی تظاهر پیدا کرده است.

مشکل از خانواده آغاز می شود
به گفته دکتر خدابخش ، کودکان هیچ گاه یکباره منزوی و گوشه گیر نمی شوند. اولین نشانه های انزوای آنها در خانه مشاهده می شود.
گاهی خود مادر ها کم تعامل هستند و انزوای کودک به افسردگی مادر مرتبط است. گاهی ممکن است حالتهای گوشه گیری در پدر خانواده وجود داشته باشد و کودک از او الگو بگیرد.
در این زمینه ، هم زمینه های وراثت مطرح است و هم زمینه های محیطی و تربیتی. گاهی شبکه ارتباط خانواده غنی نیست. در نتیجه مهارت های ارتباطی کودک بخوبی شکل نگرفته است.

نتایج گوشه گیری
در حالت طبیعی ، یک دانش آموز باید بتواند بخوبی با محیط مدرسه ، مربیان و همسالان خود ارتباط برقرار کند و تعامل داشته باشد.
دانش آموز گوشه گیر در ایجاد ارتباطات کلامی و بین فردی توانایی چندانی ندارد و به طور کلی حجم ارتباطاتی که با دنیای بیرون برقرار می کند پایین تر از سطح متوسط ومیانگین کودکان همسن خودش است.
این موضوع می تواند تاثیرات نامساعدی بر ذهن و روان کودک داشته باشد، زیرا بچه های گوشه گیر کمتر شناخته می شوند، افراد خانواده ، دوستان ، آشنایان ، معلمان ، همکلاسی ها و حتی والدین به این دلیل که در ایجاد رابطه دوستانه با این کودکان موفق نمی شوند، آنها را به حال خود رها می کنند و در نتیجه در عملکرد این کودکان مشکلاتی به وجود می آید.
مهارت های مختلف و موفقیت های تحصیلی آنها کمتر مورد توجه قرار می گیرد و هیچ گاه مطرح نمی شود. ممکن است مسوولیت های اجتماعی بخوبی به آنها تفویض نشود و در نتیجه مهارت های لازم اجتماعی که در طول رشد کودکان به طورطبیعی در محیط تعلیم و تربیت ایجاد می شوند، در این کودکان متبلور نشود و به این دلیل ممکن است برای آنها تشویق بیرونی وجود نداشته باشد و وقتی نظام تشویق بیرونی که خود می تواند سرمنشا تشویق درونی باشد حذف می شود، کودک از یک نظام تشویقی کم توان برخوردار خواهد بود و ممکن است شخصیت او شکننده شکل بگیرد و اعتماد به نفس خوبی نداشته باشد. پس این کودکان همیشه از کمبودها و نقایص خاصی رنج می برند.
کودکان گوشه گیر از بودن در جمع احساس راحتی نمی کنند و اطرافیان نیز از معاشرت با آنها لذت نمی برند. کار گروهی و پویایی گروهی این دانش آموزان بسیار محدود است و از آنجا که بسیاری از فعالیت های بشر، اجتماعی است کودکان گوشه گیر دچار نقص هویتی می شوند و در ارتباطات آینده خود، حتی در موضوع ازدواج و زناشویی با مشکل مواجه خواهند شد.

یخ ها را چگونه بشکنیم؛
روشهای مختلفی برای رفتار با دانش آموزان گوشه گیر و خجالتی پیشنهاد می شود. مشارکت باهمسالان ، مداخلات معلم و انواع دیگری از مداخلات روانشناختی بعضی از این روشها را شامل می شود.
مشارکت با همسالان: عده ای از روان شناسان برای برطرف کردن حالتهای انزوا و گوشه گیری دانش آموزان ، مشارکت دادن آنها با همسالان را توصیه می کنند.
این فعالیت ها ممکن است شرکت دادن دانش آموزان خجالتی در برنامه های اختصاصی با غیر همسالان ، ایجاد فرصتهایی برای آنان که در گروههای دونفره با کودکان کوچکتر بازی کنند، ثبت نام و مشخص کردن کودکان گوشه گیر و شرکت دادن آنها در گروههای کوچک و انجام فعالیت های مختلف کلاسی به صورت اشتراکی باشد.
مداخلات معلم: در یک تحقیق ، برخورد آموزگاران با دانش آموزان خجالتی و گوشه گیرمورد بررسی قرار گرفت. رایج ترین واکنش های آموزگاران عبارت بود از:
1 -تغییر محیط اجتماعی (برای مثال نشاندن آنها میان همشاگردی هایی که زودتر ارتباط برقرار می کنند یا دادن تکالیف جمعی به آنها).
2-تشویق واکنش های اجتماعی مثبت.
3-کاهش استرس ، خجالت و روحیه خجالت در آنها.
4-مشارکت دانش آموزان خجالتی در برنامه ها و فعالیت های خاص.
5-مشارکت آنها در گفتگوهای اختصاصی مداوم.
نکته قابل توجه در رفتار و واکنش های این آموزگاران ، پرهیز از تهدید و تنبیه بود.

راه های رهایی از انزوا
- علایق دانش آموزان خجالتی و گوشه گیر را شناسایی کرده و از آنها به عنوان وسیله ای برای برقراری ارتباط یا انجام فعالیت های آموزشی استفاده کنید.
- کارهای برجسته و تکالیف آنها را که بخوبی انجام شده است در کلاس به دیگران نشان دهید.
- او را با یکی از همکلاسی هایش که مهارت های ارتباطی بهتری دارد و مورد علاقه دیگر دانش آموزان است ، نزدیک کرده و در کارها با او سهیم کنید. اگر مدام در رویاهای خود فرو می رود و مشغول خیالبافی است ، او را تحت کنترل داشته باشید.
- به کودکان خجالتی کمک کنید برای خود اهداف اجتماعی در نظر بگیرند و به آنها جرات و اعتماد به نفس لازم برای رسیدن به این اهداف بدهید و در شروع دوستی با همکلاسی ها یا انجام دیگر فعالیت های گروهی و مهارت های اجتماعی او را یاری دهید.
- اطلاعات لازم را برای پیداکردن دید اجتماعی در اختیار او قرار دهید. (برای مثال به او بگویید که بیشتر دانش آموزان ابتدا برای پیدا کردن دوست دچار زحمت می شوند یا این که اگر او را دست می اندازند لزوما" به این معنی نیست که او را دوست ندارند.) روشهایی برای ایجاد ارتباط موثر و سازنده و این که به تمایل همکلاسی ها برای ایجاد ارتباط و دوستی واکنش بهتری نشان دهند به او بیاموزید.
- در کلاس به آنها وظیفه مشخصی محول کنید تا مجبور به انجام آن و ایجاد ارتباط و گفتگو با دیگر همکلاسی های خود باشند و این حس در آنها ایجاد شود که در غیر این صورت به حاشیه کلاس رانده و شرمسار می شوند.
- از دادن تکالیفی که حالتهای گوشه گیری این کودکان را تقویت می کنند، مانند نقاشی ، مجسمه سازی و به طور کلی فعالیت های انفرادی خودداری و در مقابل ، گرایش او را به کارهای گروهی همچون ورزش ، تئاتر و غیره بیشتر کنید.
- کلیدهای بازگشایی درهای اجتماع را به او بیاموزید. به او جرات سلام و احوالپرسی و صحبت با دیگران را بدهید.
- زمانی را هر چند کوتاه حتی برای چند دقیقه در روز به گفتگو با این دانش آموزان اختصاص دهید و با دقت به سخنان آنها گوش کنید و عکس العمل مناسب نشان دهید.
- داستان ها و زندگینامه های مختلفی را درباره کسانی که خجالتی و کمرو هستند و همیشه غمگین و ناراحت بوده اند و سرانجام آنها را برای این دانش آموزان بیان کنید.
کودکان و دانش آموزان خجالتی ممکن است به آموزش های مستقیم در زمینه مهارت های اجتماعی نیاز داشته باشند.در مجموع ، آموزگاران می توانند با استفاده از روشهایی که به کارگیری آنها نسبتا آسان است و با نقش آنها به عنوان یک آموزگار تطابق دارد، کمک قابل ملاحظه ای به دانش آموزان گوشه گیر و خجالتی کنند.
این روشها را می توان به صورت تشویق ، ایجاد فرصتهایی برای افزایش اطمینان و آرامش در کلاس برای دانش آموزان منزوی و خجالتی ، کنترل دقیق تر، استفاده از روشهای ارتباطی غیر کلامی ، مهندسی محیط و تلاش سازنده و دقیق برای جلب توجه دانش آموزانی که به گوشه گیری و خیالبافی تمایل دارند، خلاصه کرد.

سعیده کافی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها