نور و باران مثل رنگین کمان

در ساعت استراحت و پذیرایی کنفرانس ایدز و رسانه نشسته بودیم دور یک میز و داشتیم پای سیب و قهوه می خوردیم و ایدز در فاصله زیادی از ما خودی نشان می داد. آمده بودیم تا در رسانه هایمان بگوییم پیشگیری از HIV نیازمند مشارکت همه ماست.
کد خبر: ۸۱۴۹۴

و او داشت از NGOرنگین کمان می گفت و از آموزش هایی که به بیماران مبتلا به HIVو خانواده هایشان می دهند وشماره تلفنهای ما را که از رسانه های مختلف آنجا جمع شده بودیم می گرفت تا از فعالیت هایشان گزارش تهیه کنیم و یک ارتباط دوطرفه داشته باشیم و ما پای سیب و قهوه می خوردیم و ایدز از ما بسیار فاصله داشت.
او گفت من هم یک +HIV هستم و یکی از ما گفت دور از جون ، دیگری گفت درستش را بگو، بگو NGOما درخصوص +HIVفعالیت می کند، بگو... و او گفت خود من HIV مثبت هستم. خودم مبتلا هستم و...
ما چند لحظه سکوت کردیم و بعد توی جایمان جابه جا شدیم و با دسته فنجان هایمان بازی کردیم. بگذارید اعتراف کنم. در آن لحظه که من برای اولین بار خودم را اینقدر به ایدز نزدیک می دیدم ، اولین فکری که به ذهنم رسید این بود که این فاصله یک متری فاصله کمی نیست برای این که من به بیماری او مبتلا نشوم.
او از NGOرنگین کمان می گفت. مرکزی برای پیشگیری و مقابله با ایدز، در جنوب تهران ، شوش. می گفت که با 100بیمار ایدزی ارتباط مستقیم دارند و به آنها دارو، سرنگ و وسایل پیشگیری می دهند.
بیماران ، اغلب معتادان تزریقی یا همسران آنها بودند و چند تایی هم زنان خیابانی. او می گفت...
زن قبلا آرایشگاه داشت ، کارش خوب بود. آنقدر مشتری داشت که بتواند زندگی 4 نفره شان را اداره کند. مرد زندگی اش معتاد بود. کمک حالش نبود.
«هر چه را می ساختم او خراب می کرد.» زن به عشق بچه هایش زندگی می کرد، کار می کرد. مرد اما «اول تریاک می کشید، از اولین زندانش که برگشت ، هروئینی شده بود. دفعه بعد که گرفتنش ، تزریقی برگشت.»
مشکلات دیگر هم بود. آنقدر که دیگر ادامه زندگی مشترک برای زن غیرقابل تحمل شده بود. تقاضای طلاق کرد. طلاق که گرفت دیگر کسی نبود که حاصل کارش را دود کند و با دسترنج او نشئه شود. اما طلاق ، او را از خاطرات تلخ زندگی مشترکش جدا نکرد.
«خیلی اتفاقی رفتم سازمان انتقال خون و خون دادم. جواب آزمایش که آمد، فهمیدم مبتلا به +HIV هستم». زن در آستانه 30سالگی ، احساس می کند به پایان رسیده است.
«وقتی فهمیدم ایدز گرفته ام ، یک هفته حالم خراب بود. خیلی خراب. بیشتر به خاطر نامردی شوهرم. او می توانست بیماری اش را به من منتقل نکند. اما بعد از یک هفته از جایم بلند شدم.
با خودم گفتم این هم یک بیماری است مثل بقیه بیماری ها. می خواستم از باقی مانده زندگی ام استفاده کنم. معتقد هستم مرگ و زندگی دست خداست».
او که خودش را قربانی کمبود اطلاع رسانی درباره بیماری ایدز می داند، یک تصمیم بزرگ می گیرد: «می خواستم همه مردم کشور را از وجود این بیماری و راههای ابتلا به آن و شیوه های پیشگیری آگاه کنم. اگر من هنگامی که همسر یک معتاد تزریقی بودم ، این بیماری را می شناختم و راههای پیشگیری از آن را می دانستم ، هرگز به HIV مبتلا نمی شدم».
مطابق برآورد unAids بین 200هزار تا 300هزار معتاد تزریقی در ایران وجود دارد که شایع ترین عامل انتقال ایدز در کشور هستند.
سرنگهای آلوده مشترک و رفتارهای جنسی پرخطر عامل مهمی برای سرایت بیماری این افراد به یکدیگر و نیز شرکای جنسی آنها و در مرحله بعدی فرزندانشان است.
زن از وقتی که می فهمد HIV مثبت دارد، بیشتر به زندگی فکر می کند. «اول شروع کردم به تحقیق درباره این بیماری. می خواستم همه چیز را درباره آن بدانم. می خواستم دقیقا بدانم راههای سرایت آن چیست تا بچه هایم بیمار نشوند.
خوشبختانه دیدم پیشگیری خیلی آسان است و یک فرد مبتلا به ایدز می تواند با رعایت نکات ایمنی و بهداشتی در کنار اعضای خانواده اش یک زندگی معمولی داشته باشد و بیماری اش را منتقل نکند.
با همکاری NGO پرسپولیس که برای پیشگیری از اعتیاد فعالیت می کردند NGOرنگین کمان را راه انداختیم. معتادان تزریقی و خانواده های آنها را پیدا می کردم و آنها را با ایدز آشنا می کردم.
هر کسی را که می دیدم ، اگر هم بیمار بود دلش نمی خواست دیگران را بیمار کند و به آنها خسارت بزند. آنها نمی خواهند کسی را آلوده کنند فقط باید راههای پیشگیری و مراقبت را بدانند.»
انگ اجتماعی درد مشترک همه مبتلایان به ایدز است. آنها نمی خواهند به خاطر ابتلا به این بیماری از جامعه جدا شوند. دلشان می خواهد تا زنده هستند زندگی کنند. آنها حتی می توانند زندگی مشترک سالمی داشته باشند و مثل افراد معمولی به زندگی خود ادامه دهند.
«من تمام مراقبت های لازم را انجام می دهم. راههای انتقال مشخص است و خیلی راحت می شود پیشگیری کرد و اجازه داد همه زندگی کنند و ما هم زندگی کنیم».
اکنون بیش از 21سال از شناسایی ایدز می گذرد. آمارهای رسمی می گویند در حال حاضر 12هزار بیمار مبتلا به +HIVدر ایران وجود دارد. مدتها طول کشید تا انسان ها باور کنند همه گیری ایدز بدتر از آن است که تصور می کردند.
حال که این حقیقت پنهان را می دانیم 23میلیون نفر در جهان در اثر ابتلا به ایدز جان خود را از دست داده اند و بیش از 40میلیون نفر به این بیماری کشنده دچار هستند.
در حالی که در کشورهای پیشرفته به دلیل آگاه سازی مردم از راههای سرایت ، آهنگ ابتلا به بیماری کاسته شده است. متاسفانه 95درصد موارد جدید آلودگی در کشورهای جهان سوم رخ می دهد؛ جایی که مردم قربانی ناآگاهی خود و بی توجهی مسوولان به این خطر مرگ آور ولی پیشگیری شدنی هستند.
«این را بدانید خطر افرادی که جواب آزمایش آنها منفی است ، خیلی بیشتر از افراد مثبت است. چون کسی که از بیماری اش اطلاع ندارد، بیشتر می تواند آن را انتقال دهد».
زن دارد زندگی می کند. آنفدر درگیر کارهای پیشگیری و مقابله با ایدز است که دیگر کار آرایشگاه را رها کرده.وقتی با هم خداحافظی می کردیم اول من دستم را جلو بردم و بعد محکم دست پیش آمده او را گرفتم و آن قدر صبر کردم تا گرمای دستش به من منتقل شود، گرمای زندگی.

فائزه جمالی عالم
jamali@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها