در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کافی است چند دقیقه به خودروهایی که در خیابان عبور میکنند خیره شوید تا ببینید چند خودروی خالی با یک راننده از جلوی چشمانتان میگذرد. برای جلوگیری از این معضل، شهرداریها مردم را به استفاده بیشتر از ناوگان عمومی تشویق میکنند، در حالیکه روش دیگری هم به نام «اشتراکگذاری خودرو» در دنیا مرسوم است که در انگلیسی carpooling نامیده میشود و بیش از 40 سال قدمت دارد. در این روش صاحب خودروی شخصی، همکاران یا همکلاسیهای هممسیرش را سوار میکند و آنها را به مقصد میرساند و در عوض مسافران نیز هزینه سوخت یا کرایه را متقبل میشوند. با این کار بخشی از هزینههای صاحب خودرو تامین میشود و مسافران نیز با هزینه پایینتر و بسیار آسانتر از وسایل حمل و نقل عمومی به مقصدشان میرسند، ضمن اینکه یکی از مشکلات جوامع شهری از قبیل آلودگی هوا، ترافیک و نیاز به جای پارک کاهش پیدا میکند.
اهمیت به اشتراکگذاری خودرو به قدری است که در برخی کشورها مثل آمریکا، دولت برای تشویق افراد به استفاده اشتراکی از خودروهایشان، به محدود کردن لاینهای بزرگراه برای ماشینهای تکسرنشین اقدام کرده و خودروهایی با بیش از یک سرنشین اجازه حرکت در لاینهای سرعت را دارند. اکنون یک تیم جوان و خوشفکر ایرانی تصمیم گرفته به کمک فناوری، ایده اشتراکگذاری خودرو را اجرا و شرکتی نوپا برای رسیدن به موفقیت تجاری تاسیس کند. تلاش این هفته در مورد ایده «همپاتریپ» است که حاصل کار تیمی یک گروه سه نفره بوده و توانسته پیشرفتهای زیادی کند. برای آشنایی با این ایده با اعضای تیم به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید.
نام ایده: همپاتریپ
سایت: hampatrip.com
امیرحسین حسنی: مدیر پروژه و مسئول ارتباط با مشتری همپاتریپ
امیرحسین 26 ساله است و لیسانساش را در رشته مهندسی صنایع از دانشگاه آزاد تهران جنوب گرفته است. او نیز همچون رضا دانشجوی کارشناسی ارشد صنایع است و اوقاتفراغتش را با ورزش ژیمناستیک پر میکند.
رضا خیاط: موسس و ایدهپرداز همپاتریپ
رضا 27 سال دارد و مدرک کارشناسیاش را در رشته مهندسی صنایع از دانشگاه خواجه نصیر طوسی گرفته و اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد است. کارهایی مثل برنامهنویسی، شبکه و طراحی سایت از علایق اوست که طی چند سال اخیر به آنها مشغول بوده و اوقات فراغتش را نیز با همانها میگذراند.
همپاتریپ چیست؟
خیاط: همپاتریپ ایده به اشتراکگذاری خودروست که از سالها پیش در دنیا وجود داشته و ما سعی کردیم با آن یک استارتآپ راه بیندازیم. در این روش، کسی که خودروی شخصی دارد صندلیهای آن را با افراد دیگر به اشتراک میگذارد؛ آن افراد میتوانند همکاران یک شرکت یا دانشجویان یک دانشگاه باشند. فرض کنید هر روز صبح از منزل به محل کار میروید و میتوانید همکاران دیگرتان را - که خانهشان نزدیک است - سوار کنید یا در جایی قرار بگذارید. همین الان خیلیها در کشورمان این کار را انجام میدهند، برای مثال در یک دانشگاه افرادی که ماشین دارند پس از پایان کلاس، دوستانشان را سوار میکنند و تا جایی که هم مسیر باشند میرسانند، منتها تاکنون مانند کشورهای دیگر شرکت یا موسسهای نداشتهایم که اشتراکگذاری خودرو را در قالب یک کسب و کار انجام دهد. این همان نقطهای است که ما با همپاتریپ هدف گرفتهایم؛ در سرویس ما پلتفرمی وجود دارد که مسافران را به صاحبان خودرو متصل میکند و جامعه کاربری آن میتواند فراتر از جمع دوستان باشد.
این پلتفرم چگونه کار میکند؟
خیاط: پلتفرم همپاتریپ بر مبنای ارتباط مردم با مردم است؛ به اینگونه که دو گروه کاربر با عنوان «مسافر» و «به اشتراکگذارنده خودرو» اساس این سیستم را تشکیل دادهاند. در گام اول وبسایتی طراحی کردهایم که مسافران و افراد صاحب خودرو باید در آن ثبت نام کنند و پس از احراز هویت و تائید صلاحیت به عضو رسمی تبدیل میشوند. اگر مسافر باشید با مراجعه به سایت میتوانید مسیر حرکت دلخواهتان را جستجو کنید سپس افراد احتمالی را که در آن مسیر تردد میکنند، بیابید و یکی را انتخاب کنید. با این کار و ثبت درخواست، پیغامی از طریق پیامک به راننده ارسال میشود و اطلاعات دقیق فرد درخواستدهنده و موقعیت مکانیاش را به اطلاع او میرساند. سپس دو طرف میتوانند با هم قرار بگذارند تا راننده مسافر را سوار کند و به مسیر مورد نظرش برساند. برای درآمدزایی، مسافر باید هزینهای را به صاحب خودرو پرداخت کند؛ اما نه مستقیم، بلکه این کار از طریق سایت انجام میشود که درصدی از آن برای همپاتریپ است و هزینههای ما را تامین میکند. ایدهمان به همین سادگی است.
چطور امنیت کاربرانتان را تامین میکنید؟
حسنی: مساله امنیت مهمترین چالش اساسی این ایده است. اصلا به دلیل همین امنیت است که به اشتراکگذاری خودرو آنچنان که باید تاکنون در کشورمان رایج نشده و فکر میکنم فناوری بتواند با درصد بالایی آن را رفع کند. برای رفع این چالش، همانطور که توضیح دادم مسافر و راننده هر دو باید در سایت ثبت نام کنند و هویتشان را تائید کنیم. البته همپاتریپ قرار است به افراد یک جامعه مشخص مثل افراد یک دانشگاه یا شرکت خدمات ارائه کند، نه افراد غریبه و ناآشنا؛ هرچند این مورد را هم برای آینده در نظر داریم. به این ترتیب افراد باید معرفینامهای از دانشگاه یا محل کارشان به ما بدهند تا بتوانیم اعتماد کنیم. غیر از این، سابقه کل سفرهای شخص ثبت میشود و سیستم امتیازدهی و نظرات داریم تا همه چیز واقعی و قابل لمس باشد؛ مانند شبکههای اجتماعی که مردم با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. این را هم اضافه کنم که خانمها و آقایان در سیستم ما از هم تفکیک شدهاند و برای مثال یک خانم میتواند خودرویی را انتخاب کند که راننده آن زن است. با این حال تامین امنیت 100 درصدی نیست و بخش اعظمی از اطمینان بر اساس
همکار بودن و آشنایی افراد یک شرکت یا دانشگاه در نظر گرفته شده است، اما در نظر داشته باشید امنیت سرویس ما بسیار بیشتر از خودروهای شخصی و حتی حمل و نقل عمومی است؛ زیرا مشخصات تمام افراد در سیستم ما ثبت شده و قابل پیگیری است.
ایده چطور به ذهنتان رسید و چگونه به اینجا رسیدید؟
خیاط: راستش خیلی ساده بود. من هر روز با ماشین خودم از خانه به محل کار میرفتم و به این فکر میکردم دوستان دیگرم که با اتوبوس، مترو یا تاکسی به سر کار میآیند برایشان دشوار است و هزینه بیشتری هم میپردازند؛ بنابراین همیشه با خود میگفتم کاش من آنها را میرساندم و در عوض هزینه بنزینم هم تامین میشد.
از آنجا که سایت طراحی میکردم، به سرم زد سایتی راه بیندازم تا افراد شرکتمان بتوانند با یکدیگر هم مسیر شوند. ایده این کار را با دو نفر از دوستانم، امیرحسین و امین در میان گذاشتم و آنها هم استقبال کردند؛ هرچند امیرحسین خوشبین نبود و چالشهای پیادهسازی ایده را خیلی بزرگ میدید. حدود چهار ماه روی ایده کار کردیم و با توجه به اینکه مهندسی صنایع خوانده بودیم سازوکار اجرایی آن را هم حسابشده برنامهریزی کردیم. طراحی سایت با خودم بود و پیگیری و مدیریت کلی پروژه با امیرحسین و کارهای اجرایی هم با امین. ابتدا انرژیمان زیاد بود ولی پس از مدتی به این نتیجه رسیدیم برای عملی کردن ایده به پول زیاد، حمایت و آموزش نیاز داریم. هیچ کدام را نداشتیم. کمکم داشتیم فکر میکردیم همپاتریپ هم مثل ایدههای دیگرمان محتوم به شکست است که با مرکز شتابدهی آشنا شدیم. چون بخش برنامهریزیها و اساس کارمان مشخص بود خیلی سریع و آسان توانستیم آزمون ورودی مرکز را پشت سر بگذاریم و الان حدود دو ماه است که در اینجا مشغول کار هستیم و آموزشهای لازم برای عملی کردن ایده را میگذرانیم. ضمن اینکه این تضمین وجود دارد که سرمایهگذار هم پول به کارمان تزریق خواهد کرد.
حسنی: ما چرخ را از نو اختراع کردیم! بسیاری از کارها را انجام داده بودیم که متوجه شدیم نمونه مشابه آن در برخی کشورها وجود دارد و وقت زیادی برای مسائل زیرساختی هدر رفت. با این حال اولین شرکتی هستیم که در ایران این کار را انجام میدهد.
برنامهتان برای آینده چیست؟
خیاط: در حال حاضر روی اپلیکیشن همپاتریپ کار میکنیم و قصد داریم خیلی زود یک اپ برای این کار منتشر کنیم تا همه امور از طریق آن انجام شود. پس از این میخواهیم در پارک علم و فناوری پردیس برای کارمندان آنجا بهصورت آزمایشی و رایگان سرویسمان را ارائه کنیم، سپس برنامهمان را برای ارائه خدمات به دانشگاههای حومه شهر تهران آماده میکنیم. اگر در این مراحل موفق شویم، کمکم وارد شهر تهران میشویم و کار را جدی از سر میگیریم.
ممکن است برای بسیاری از خوانندگان این سوال پیش بیاید که از کجا شروع کنند. توصیهتان به افرادی مثل خودتان چیست؟
خیاط: فقط شروع کنند! من و امیرحسین از دوران دبیرستان همدیگر را میشناسیم و خیلی در مورد اینکه فلان کار را بکنیم بحث میکردیم، ولی هیچ گاه به نتیجهای نرسیدیم؛ چون اصلا کاری نمیکردیم و همهاش حرف بود. به نظرم بهترین توصیه این است که اگر ایدهای دارید هر طور شده آن را شروع کرده و سپس به جزئیات آن فکر کنید.
رامین فتوت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: