در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در نگاه اول میتوان هشتگ را وسیلهای برای همگرایی و نزدیکی افراد به هم دانست که تاکنون در بسیاری از موارد اینگونه عمل کرده است. اما در طرف دیگر، هشتگها میتوانند حاکمان مغزهای شما باشند و بدون اینکه کنترلی روی احساسات خود داشته باشید این هشتگها به خط فکری شما جهت دهد. همین افزایش تجمعهای مجازی که با نام انقلابهای توئیتری میشناسند، باعث میشود انسان از کنشگری در مورد مسائل مختلف در دنیای واقعی خودداری کرده و نیاز روحی خود به تلاش و اعتراض را در همان هشتگها خلاصه کند. این ناهنجاری اجتماعی در جامعهشناسی با واژه «تنبلگرایی» شناخته میشود؛ اتفاقی که گاهی باعث بیتفاوتی فرد در جامعه میشود. محسن در این خصوص نظر مشابهی دارد و میگوید: «کاربران شبکههای اجتماعی واکنش نشان دادن به هشتگها و ساختن آنها را یک فعالیت مدنی میدانند و همین باعث میشود دیگر در جامعه واقعی تلاشی برای بهبود شرایط انجام ندهند.» البته از نظر او این مساله کاملا نسبی است. با این حال هشتگها هر روز بیشتر از قبل ارتباط خود را با شبکههای اجتماعی محکم میکنند و براحتی افراد را دستهبندی کرده و به آنها جهت فکری میدهند. هشتگ در عمر نزدیک به 10 ساله خود توانسته به وسیلهای تاثیرگذار در شبکههای اجتماعی تبدیل شود و بهنظر میرسد در سالهای آینده نقش خود را در جامعههای مجازی گسترش دهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: