در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کیارش اسدزاده در اولین کارگردانی فیلم بلند خود، سراغ مضمون آشنای خیانت رفته و با یک فیلمنامه دمدستی و داستان یک خطی روایت زندگی چند خانواده را تصویر کرده است. این داستان یک خطی در نهایت تغییر شکل داده و به نوعی به دایره تبدیل میشود. چراکه یکی از شخصیتهای داستان در انتها به کاراکترهای ابتدایی فیلم وصل میشود. در گس با کاراکترهای مسن مانند سهیلا و جلال؛ میانسال مانند خسرو، سیمین، آذر و کاراکترهای جوانی مانند مهسا و رضا روبهرو هستیم. در واقع فیلمنامه گس همه رقم قشر سنی دارد و تقریبا از نماینده اصناف پر است.
پزشک، مدرس دانشگاه، زن خانهدار، زن کارمند و دانشجو. داستانکهای این کاراکترها نیز عمدتا شبیه هم هستند. یکی میخواهد از دیگری جدا شود تا به شخص سومی برسد و عمدتا این مردها هستند که قصد جدایی دارند و در این مسیر خیانتپیشگی برایشان عادت شده است. در این راستا داستانکهای فمینیستی گس بشدت تکراری جلوهگری میکند.
روایت کاراکترها و پرداخت آنها نیز کند و حوصله سربر است. در واقع گس فیلمی پر از داستانهای نیمهکاره و بیربط و کشدار است. سهیلا و جلال سمبل زوجهای پا به سن گذاشتهای هستند که زن به خیانت همسر هوسبازش دچار شده؛ خیانتی که همیشگی بوده است. سهیلا مسئول یک مرکز رسیدگی به امور کودکان است و جلال متخصص زنان و زایمان.
آذر و خسرو نمونه زوجهای جوانتر از سهیلا و جلال هستند که اگرچه حداقل دو دهه از آنها کوچکترند، اما همان گرفتاری را دارند. آذر منشی جلال است و خسرو همان راهی را رفته که جلال میرود. خسرو میخواهد از شر آذر خلاص شود و با یک زن دیگر ازدواج کند؛ زنی به نام سیمین که مدرس دانشگاه است و از همسرش جدا شده است.
حالا به قشر آخر داستانکهای فیلم گس میرسیم؛ جوانان این دوره و زمانه.
مهسا شاگرد سیمین است. او که دختر جلال و سهیلاست با دوست پسر خیانتکارش رضا دچار مشکل شده و سعی میکند به هر نحوی شده دست او را رو کند...
داستانکهای فیلم گس درباره بخشی از جامعه ما روایت میشوند که همگی در دسترس هستند و مابهازای اجتماعی دارند. این امتیاز فیلم است، اما نحوه روایت در گس بشدت ناامیدکننده است و باوجود بازی خوب اکثر کاراکترها شروع و انتهای هر داستانکی بیدر و پیکر به نظر میرسد. ضمن اینکه کشدار شدن هر کدام از این زندگیها حوصله سر براست.
اسدزاده یک ملودرام اجتماعی و خانوادگی ساخته اما معلوم نیست چرا به سبک فیلمهای مستند اجتماعی و فیلمهای مخاطرهآمیز و دارای داستانهای چالشبرانگیز قاببندی عجیبی برای نماهایش در نظر گرفته است. تماشاگر قرار نیست داستانهای پویایی ببیند. این نوع روایت با کشدار شدن بیش از حد هیچ نیازی به قاب متحرک و دوربین چرخان نداشته است، اما اکثر نماهای گس با دوربین روی دست گرفته شده و روی اعصاب است.
گس برای سینمای عامهپسند اثر قابل قبولی است. فیلم کیارش اسدزاده قالبهای استاندارد یک فیلم سهل و ممتنع را دارد. اگرچه موضوع و دستمایه اصلی او بشدت مورد استفاده و تکراری است. سینمای ملودرام اجتماعی بیانکننده حال و روز جامعه است. سوژههای فراوان و موضوعهای بکری در این زمینه موجود بوده که امید است مورد استفاده فیلمسازان قرار بگیرند و خیانت در خانواده دیگر موضوع اصلی نباشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: