عیش مدام

داستان مرد و حیواناتش

انتخاب راه‌های متفاوتی برای زندگی و کشف استعدادی بیرون از جبر و تحمیل محیط زندگی برای انسان‌های کمی اتفاق می‌افتد؛ انسان‌هایی خاص که احتمالا رویاهای خود را جدی می‌گیرند و گاه به زندگی خود و داشته‌هایشان پشت پا می‌زنند تا موفق شوند. موفقیت برای این آدم‌ها اندکی با شکست همراه است، یعنی آنها باید در روند تکراری و مورد انتظار محیط زندگی خود شکست بخورند تا در تحقق رویای خود که محیط زندگی‌شان با آن بیگانه است، موفق باشند.
کد خبر: ۸۱۳۶۰۶

فیلم مستند راننده و روباه که در گروه سینمایی هنر و تجربه به نمایش درآمده است، ساخته «آرش لاهوتی» است و درباره محمود کیانی فلاورجانی است که شغلش راننده کامیون و فیلمساز است. بله هم راننده کامیون است و هم فیلم‌های تجربی و کوتاه درباره حیوانات دست‌آموز خود می‌سازد. او تلاش می‌کند به داستان‌هایی درباره حیوانات برسد و آنها را فیلم کند. فلاورجانی تا به حال جوایز متعددی را در جشنواره‌های سینمایی مختلف داخلی و خارجی نصیب خود کرده است.

فیلم راننده و روباه از جایی شروع می‌شود که فلاورجانی دچار افسردگی و بیماری دوقطبی شده و در بیمارستان روانی به سر می‌برد. آنچه او را افسرده می‌کند، بیشتر نگاه بیرونی به اوست؛ نگاهی که اجازه نمی‌دهد او با حیواناتش که به آنها عشق می‌ورزد، زندگی کند و درباره آنها فیلم بسازد؛ نگاهی که در محیط زندگی او که محیطی بسته و دچار تکرار است عجیب و غیرقابل هضم است، اما فیلم نشان می‌دهد که پس از بهبود نسبی فلاورجانی به زندگی که بازمی‌گردد، شروع می‌کند به فیلم ساختن دوباره و کار کردن و...

فیلم لاهوتی البته آنقدر که می‌تواند به جزئیات شخصیت اصلی خود نمی‌پردازد و بیشتر نگاهی از بیرون به شخصیت خود می‌اندازد. با این وجود فیلم دارای موقعیت‌های جالبی است که تعقیب کردن آن را جذاب می‌کند. زندگی محمود کیانی‌فلاورجانی حسرت‌برانگیز نیست، در شغل خودش آنقدر که شایسته است، موفق نیست، کامیونش را نمی‌تواند تعویض کند و مجبور است با وسیله‌ای قدیمی کار کند که به ضرر کارش و درآمدش است.

از سوی دیگر او از اطراف خود غافل است، خودش بافراست در پی کار کردن نیست، حواسش کمتر دنبال خانواده‌اش است و همه عشق و توجه او به حیوانات و داستان‌هایی است که می خواهد آنها را به فیلم تبدیل کند. او تصمیم گرفته راه خودش را دنبال کند و این برایش شوق‌‌آور است و می تواند به زندگی امیدوارش کند. او علاقه و هدف اصلی خود را دنبال می‌کند، چون چاره‌ای ندارد یا باید آن را دنبال کند یا از کارافتاده باشد و این انتخاب آنقدر دشوار است که کسی حسرت بودن در آن موقعیت را نمی‌خورد و مخاطب نمی‌تواند با فلاورجانی همذات‌پنداری کند. این کمی از درگیری احساسی تماشاگر با اثر کم می‌کند، اما در هر حال نکته مهمی را افشا می‌گرداند و آن نکته مهم این است، پیگیری علایق و اشتیاقات هزینه‌ای سنگین دارد که باید پرداخت شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها