فیلمی که می‌خواهد متعادل باشد

تنهایی یک زن آن هم در زمانی که چاره‌ای جز مبارزه در یک وضعیت جمعی خشن و آشفته را ندارد، یکی از موقعیت‌های دراماتیک و داستانی مشهور و بارها امتحان‌شده‌ای است که به شیوه‌های مختلف تا به حال در سینما پرداخته شده است.
کد خبر: ۸۱۱۵۴۳

شیوه‌هایی گاه بشدت احساسات‌گرایانه و با تصویری از پیش معین از تصویر زن که آسیب‌پذیر و ناتوان است در برابر شیوه‌ای که جامعه و قانون و قدرت را محور قرار می‌دهد که سرد و خشن است و بی‌اعتنا به موقعیت آدم‌ها در این شیوه دوم خبری از احساسات‌گرایی نیست. در شیوه اول یعنی شیوه احساسات‌گرایانه این مساله پیش‌فرض قرار می‌گیرد که زن به‌عنوان جنس لطیف و موجودی که متکی بر احساساتش زندگی می‌کند، مورد خشم و بی‌عدالتی قرار می‌گیرد و در جامعه‌ای که احساسات او را پایمال می‌کند به‌دنبال حقش می‌گردد و مصائبی تلخ و خردکننده را تجربه می‌کند و در برابر این مصائب مدام می‌گرید در عین حال هم سعی می‌کند خود را نبازد. در این شیوه زن در خلوت‌های پر از اشک و آه نمایش داده می‌شود، با نورهای گرم و موسیقی‌های احساسی. اما در شیوه دوم بیشتر از این خلوت و تکیه بر درون و احساسات از پیش معینی که به زن همواره منتسب است، جامعه و نگاه بدون احساسش تصویر می‌شود، به‌طور خلاصه می‌توان نتیجه گرفت در نوع اول فرد و در نوع دوم جامعه بیشتر نمایان می‌شوند. اما در هر دو مورد پیش فرض‌ها و رویکردهایی کلی وجود دارد، در اولی درباره شخصیت زن که مثلا همه زن‌ها احساسی و لطیف هستند و در مورد دوم درباره جامعه که بی‌احساس و کور است.

در سینمای ایران هم این روال همواره وجود داشته، اما تلاش‌هایی که در سینمای ایران برای به تعادل رساندن این دوگانه انجام شده محدود بوده‌اند هر چند که مهم و قابل اشاره هستند، برخی فیلم‌های شاخص رخشان بنی‌اعتماد توانسته‌اند به دور از هیجانات زن محورانه یا مرد سالارانه، وجوه گوناگون وضع دشوار زندگی زنان را تصویر کنند، در حالی که به لایه‌های مهمی از شخصیت آنها نفوذ کنند. در کنار اینها یکی از نمونه‌های شاخص این تصویر فیلم سگ‌کشی بهرام بیضایی بوده است. هر چند که در خیلی از فیلم‌های بیضایی (و نمایشنامه‌های او) زن شخصیت محوری است، اما به‌طور مشخص در سگ‌کشی این تعادل و تصویر کردن جامعه و فردیت زن به‌طور همزمان به چشم می‌آید. در سگ‌کشی واقعیت‌های تقابل زن و جامعه بدون احساسات‌گرایی غیرواقعی و با نفوذ به لایه‌های مختلف شخصیت اصلی فیلم یعنی گلرخ کمالی، نمایش داده می‌شود آن هم بسیار دراماتیک و پر کشش.

فیلم روز روشن ساخته حسین شهابی که بتازگی به شبکه نمایش خانگی آمده است هم دارای همین تعادل و نگاه دقیق است. فیلم داستان یک روز بسیار پر تنش از زندگی زنی به نام روشن است که در شش ساعت باقیمانده به اعدام پدر یکی از شاگردان خود سعی دارد عده‌ای از همکاران شغلی او را که شاهد صحنه درگیری و قتل بوده‌اند، به‌عنوان شاهد به آخرین دادگاه او بیاورد. فیلم ریتمی مناسب دارد و یک دست و روان در آمده. بازی‌های خوبی دارد که شاخص‌ترینش بازی پانته‌آ بهرام در نقش روشن است که تحسین زیاد و جوایزی هم برای او به ارمغان آورده است. روز روشن بارها در جشنواره‌های بین‌المللی حضور موفقی داشته و مورد توجه قرار گرفته است.

ساختار روز روشن به نوعی یادآور فیلم‌های جریان نئورئالیسم ایتالیاست، جریانی که سعی می‌کرد واقعیت زندگی و بی‌عدالتی را نشان دهد در حالی که به احساسات و درونیات آدم‌ها تا حدودی وارد شود، اما در نهایت نشان می‌دهد که شرایط آدم‌ها بیشتر مولود وضعیت اجتماعی آنهاست تا انتخاب‌های فردی خودشان. البته شاید افراد زیادی باشند که چنین میزان از بها دادن به جامعه را نپسندند و تصور کنند این تنها جامعه نیست که واقعیت زندگی افراد را تعیین می‌کند، این البته شاید نتیجه‌ای بهتر است چون اگر این‌قدر جبرگرا به زندگی بیندیشیم دیگر تغییر یا حتی تصور تغییر برایمان ناممکن می‌شود. خوبی فیلم روز روشن این است که به این میزان هم جبرگرا نیست و اتفاقا از آن جهت که تلاش و ایستادگی و مقاومت یک زن در چنین جامعه و وضعیتی را نشان می‌دهد در هر حال فردیت را فارغ از نتیجه به عنصری پررنگ تبدیل می‌کند. روز روشن از آن فیلم‌های جدی و درگیرکننده است که به روانی و سادگی ساخته شده و تنها تلاش کرده موقعیتی بغرنج و همدلی‌برانگیز را به تصویر بکشد، بدون این‌که بیخودی تلخ باشد و به دروغ مخاطب خود را احساساتی کند.

علیرضا نراقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها