در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«بودن با خویشتن و جهان» مهرداد صدری و «مطلق» بیژن بصیری نام نمایشگاههای دو هنرمند ایرانی مقیم اروپا هستند که قرار بود همزمان 24 خرداد افتتاح شود، اما ترخیص نشدن آثار بصیری توسط شرکت ترخیصکننده ـ که با سفارت ایتالیا کار میکند ـ باعث شد نمایشگاه بصیری به تعویق بیفتد و هفته اول تیر این نمایشگاه گشایش یابد.
حاملان فرهنگ ایرانی در موزه هنرهای معاصر
مجید ملانوروزی، مدیرکل مرکز هنرهای تجسمی و سرپرست موزه هنرهای معاصر تهران در کاتالوگ نمایشگاه این گونه آورده است: «با توجه به آن که بخش مهمی از جریان هنر معاصر ایران به دلایل مختلف اعم از تحصیل، ازدواج، اشتغال یا مهاجرت هنرمندان به خارج از کشور، در آن سوی مرزهای جغرافیایی رشد کرده است که قابل اعتنا، بررسی و پژوهش است بر آن شدیم آثاری از هنرمندان ایرانی را که مقیم خارج از کشور هستند و امکان مناسبی به عنوان حاملان فرهنگ هنر ایرانی در مجامع بینالمللی محسوب میشوند به نمایش بگذاریم.»
این در حالی است که آخرین نمایشگاه انفرادی موزه هنرهای معاصر مربوط به سال 86 و نمایشگاه ایران درودی بود. بعد از آن نمایشگاه، مدیران موزه به اتفاق تاکید کردند موزه را نباید یک گالری بزرگ فرض کرد. به این ترتیب موزه تنها باید جای مرور وقایع هنری معاصر باشد و در نتیجه رویدادهای مشابه به استثنای چند هنرمند تاثیرگذار بینالمللی از برنامههای موزه حذف شد، اما پس از سالها شاهد برگزاری نمایشگاه انفرادی دو هنرمند ایرانی در موزه هنرهای معاصر هستیم؛ یکی مقیم ایتالیا و دیگری مقیم اتریش. گفته میشود نمایشگاه حاضر به پیشنهاد رایزن فرهنگی ایتالیا و اتریش برگزار شده است.
طبیعت و انسان در چین و شکن
با گشتی در موزه هنرهای معاصر میتوان دید در آثار مهرداد صدری جزئیات انسان و اشیا از بافتشان بیرون آمده و با ایجاد تغییراتی در ابعاد، به گونهای متفاوت با یکدیگر مرتبط شدهاند. چنین روندی قالب فرم را که با آن آشنا هستیم از میان برداشته و فرصتی ایجاد میکند تا هنرمند بتواند آنچه در ذهن دارد، توصیف کند.
چنان که زپ موس مان درخصوص نمایشگاه مهرداد صدری نوشته است: «همه آنچه زندگی ما در این جهان را شکل میدهد، مشهوداتی که پیرامون ماست، برای ما امری واقعی است، اما هر آنچه در پس آن نهفته است، برای ما نیز پوشیده و پنهان است. این یک روند شخصی است که به ما اجازه میدهد همراه هنرمند به تخیل فانتزیاش راه پیدا کنیم. او ما را با خود به تماشای هنر خلاقهاش میبرد.»
البته صدری تعریف مشخصی از هنر و آنچه مخاطب در این نمایشگاه با آن روبهرو میشود، ندارد و در این خصوص به جامجم میگوید: ما در بر خورد با آنچه نو و بدیع عرضه میشود به فضاهای متنوع هنری وارد میشویم. برای ورود به بروز آن، یک رابطه فکری و گفتمانی دوطرفه نیاز است و امیدوارم این گفتمان در این نمایشگاه محقق شود.
در میان آثار صدری، یک نقاشی نیز سهبعدی است؛ بُعدی که با در هم پیچیدن پارچه بوم حاصل شده و سعی دارد در کنار آثار حجمی فلزی که خلق آنها به حدود 17 سال پیش بازمیگردد، نمایی از بعد در نقاشی را به نمایش بگذارد.
اما عمر نقاشیها بیش از چهار سال نیست و چیدمان کارها ارتباطی با یکدیگر ندارد و هر اثر به صورت مستقل در گالری قرار گرفته است. موضوعات کارها درباره طبیعت، چهره و فیگور است و در قابی انتزاعی در چین و شکن پارچهها نمود پیدا کردهاند. صدری این آثار را امضای شخصی خود میداند و میگوید: هنرمند برای بیان زبان خاص خود الفبای خاصی انتخاب میکند. این آثار نیز زبان من هستند که بعد از 20 سال به آن رسیدم. چین و چروکها را با توجه به محتوای کار مورد نظر قرار میدهم و از رنگ برای بیان منظور خود استفاده میکنم.
او تاکید میکند: تمام تلاشم این بود ایده آثار از درونم استخراج شود. حتی در اروپا نیز این آثار از نظر رنگ و فرم برای منتقدان بیگانه است. آنها معتقد هستند این آثار از فرهنگ و تمدن ایران نشات گرفته است. تمام این امور بیآن که بخواهم اتفاق افتاده است؛ چراکه در وجود من ریشه دارد.
اسطورههای ایران مانند مهر، آناهیتا، سیمرغ و... را میتوان در آثار صدری بخصوص حجمهای او شاهد بود که در قالب 50 اثر به نمایش درآمدهاند.
مطلق
در نمایشگاه مطلق که با نوشته «مطلق در سرشت طبیعت جای دارد و گاه آفرینشگر قطرهای سیاه و نادر است که همچون مرواریدی خلالناپذیر در ژرفای اقیانوس فرو میافتد» آغاز میشود، بصیری چرخه جدید توفان را به نمایش میگذارد.
با حضور میان آثار در نخستین نگاه، نمایی از تلفیق آبستره و فیگور در ذهن تداعی میشود، اما صدری با اعتقاد بر آن که آنچه هنرمند خلق میکند، سبک خود هنرمند است و امضای او را با خود همراه دارد به جامجم میگوید: گفتن این که سبک من آبستره یا سوررئال است معنا ندارد؛ چراکه این سبکها در زمان خودشان معنا داشتند، اما منکر این نمیشوم که تمام فرهنگها از تاریخ نشات گرفته و سبکهای هنری در آثار بعد خود موثر بودهاند. آثار من نیز از این قاعده مستثنا نیست.
برونو کورا در توضیح این نمایشگاه آورده است: در عرصه بلوغ هنری دهههای 40 و 50، بصیری معرف بیان هنری نادری است که با ترکیبی از نقاشی، مجسمهسازی، موسیقی و شعر و با تمامیت هنری حماسی و آرمانگرایانه خویش تماس بین دو فرهنگ عظیم شرق و غرب را نمایانگر است.
تکیه بر شهودی شاعرانه و الهامات ناشی از رابطه عمیق او با طبیعت و هنر، گداخت اندیشه نام میگیرد؛ تفکری که با ارائه بیانیه گداخت اندیشه 1363 ـ که تا امروز در دست تکمیل است ـ به اوج خود میرسد.
تبخیرها، هرمسها، آینههای خورشیدی، کتاب یارها، سنگهای آسمانی، جانوران، تاسهای تقدیر و مارها آثار نافذ و تاثیرگذار دیگر است. طراحی این نمایشگاه به شیوه و ارائهبندی سیاه (دیوارههای رنگ شده محاط بر تبخیرها) و سفید (خاکه مرمر) نمایانگر مراحل فلسفه هنر در بصیری است. بر این مبنا، تندیسها بسان بناهای کهن یادبود، تداعیگر ماهیتی اثیری هستند، آینههای خورشیدی کارکرد انعکاسی خود را از دست داده و در جهت بازتابش روشنایی درونی خود عمل میکنند و سنگهای آسمانی اصول نمادین جهانبینی بصیری را برگرفته از الهامات شاعرانه نمایان میکند.
در این میان صدری از گداخت اندیشه سخن گفته و در ادامه میگوید: این تفکر همانند آتشفشانی است که در گذر زمان از داخل داغ میشود و به بیرون فوران میکند و تبدیل به سنگ میشود. حدود 30 سال از این تفکر میگذرد و نمایشگاه حاضر مانند جوی است که این اتفاقات در آن بروز پیدا میکند. این گونه است که مخاطب شاهد آثاری با رنگ و بوی آتشفشان هستنند که این بار در قالب چیدمانی هنری در معرض دیدشان گذاشته شده است.
معصومه دیودار/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: