«عصر یخبندان» یکی از امیدهای اکران امسال از فردا به نمایش درمی‌آید

درام با افزودنی‌های مجاز

از ضدگلوله تا عصر یخبندان، خط‌ویژه‌ای طی شد تا مصطفی کیایی به کارگردانی صاحب شناسنامه در سینمای ایران بدل شود. گرچه این چند فیلمی که ساخته از حیث مضمون و درونمایه متفاوت از هم است، اما می‌توان به عناصر و مولفه‌های مشترکی در بازنمایی سینمای او دست یافت که دست‌کم قصه‌گو بودن، تعدد شخصیت، تنوع لوکیشن و فضاسازی، ریتم تند و مهم‌تر از همه توجه به عنصر سرگرمی از مولفه‌های مشترک آن است.
کد خبر: ۸۱۰۶۶۱

عصر یخبندان نیز مثل دو فیلم قبلی خوش‌ساخت بوده و مخاطب را با تعلیق‌آفرینی‌های متعدد وارد یک رمزگشایی مداوم کرده و تا آخر با خود همراه می‌کند، هرچند فیلم چند پایان دارد و امیدوارم نسبت به نسخه جشنواره مشمول تدوین مجدد شده و به یک پایان قطعی برسد.

معتقدم صحنه کشته شدن بهرام رادان و دوربینی که از بالا بارش برف را تصویربرداری می‌کند می‌تواند بهترین سکانس پایانی باشد. فیلم به شکل پازل‌گونه روایت می‌شود و شاید این تعدد پایان‌ها به خاطر همین داستانک‌ها و اهمیت و هم‌وزنی هرکدام باشد که نمی‌توان یکی را به دیگری اولویت داد. این پازل‌ها البته در یک درهم‌تنیدگی روایی با ساختاری غیرخطی از روایت قصه به یک کلیت هویت‌مند بدل می‌شود که به نوعی بازنمایی درونی از شرایط روانی جامعه امروز و نسل سرگردانی است که در روزمر‌گی‌ها خود دچار روزمرگی شده. نوعی استحاله شخصیتی که زندگی در فضای مجازی را به زیستن در دل واقعیت ترجیح می‌دهد و در نهایت احساس می‌کند هیچ چیز واقعی نیست یا هر چیز که گمان می‌کند و به ذهنش می‌رسد احتمالا واقعی ا‌ست. یک نوع اسکیزوفرنی اجتماعی که مرز بین خیال و واقعیت در آن دچار آشفتگی شده و هویتی ندارد. امسال به همراه فیلم رخ دیوانه عصر یخبندان دومین فیلمی بود که به زندگی در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی و تاثیرات منفی آن بر زندگی واقعی را در درام خود روایت می‌کرد.

تعلیق و معما به عنوان یک عنصر و مولفه دراماتیک سهم مهمی در عصر یخبندان دارد و روایت غیرخطی نیز به کمک آن می‌آید تا ابعاد این معما، عمق بیشتری به خود بگیرد. در درون این فضای پرکشش و ملتهب قصه آدم‌های ملتهب روایت می‌شود تا فرم و محتوا در تعامل با هم قرار گرفته و رمزگشایی با رمزگذاری دراماتیکی درهم تنیده شود. این درهم تنیدگی لزوما به معنای تداخل داستانک‌ها نیست که اساسا در این قصه سرنوشت هر شخصیتی با شخصیتی دیگر گره خورده تا پیچیدگی این موقعیت برجسته‌تر شود. منتها این تقابل‌های چندگانه با یک دوگانگی دیگر می‌آمیزد و آن هم لحن قصه و روایت است که بین جدی و کمدی در نوسان است. گرچه این دوگانگی لحن گاهی به یکدستی زبان فیلم لطمه می‌زند، اما تعلیق بر ساخته آن جذابیت لازم برای درگیری ذهنی مخاطب با قصه را دارد و داستان از ریتم نمی‌افتد. حفظ ریتم و هدایت آن بیشترین امتیاز کارگردانی اثر است که توانسته با وجود پیچیدگی موقعیت آن را سرپا نگه دارد. شادابی و پویایی قصه نیز از همین نقطه قوت برمی‌خیزد. دست‌کم مخاطب آن‌قدر غافلگیر می‌شود که احساس ملال و خستگی نکند. به نظر می‌رسد انتخاب همین ساختار روایی با وجود برخی حشو و زوائد به واسطه حفظ راکورد ریتم کمتر از ناحیه مخاطب آسیب می‌خورد و بیشتر یک اشکال فیلمنامه‌ای است که تاثیر روانی آن بر مخاطب مشهود نیست. فضای معمایی و غافلگیری‌های آن آن‌قدر قدرت دارد و آن‌قدر ذهن مخاطب را با خط اصلی قصه درگیر می‌کند که لذت رمزگشایی از آن را نمی‌کاهد. جالب است این همراهی گاه با چنان چرخش دراماتیکی همراه می‌شود که گرچه پیش‌بینی‌های مخاطب را باطل می‌کند، اما چنان جذاب و گرم است که به دلسردی تماشاگر نمی‌انجامد. مصطفی کیایی بویژه در دو فیلم اخیر خود نشان داد که روان‌شناسی مخاطب ایرانی را بخوبی می‌داند و با در نظر گرفتن آن به روایت قصه خود دست می‌زند. در عین این‌که سعی می‌کند از مخاطب جلوتر باشد اما همراهی او را نیز تضمین می‌کند و این ویژگی فارغ از ضعف و قوت‌های دراماتیکی فیلمش یک امتیاز محسوب می‌شود.

هدایت بازیگران متعدد و شخصیت‌های فراوان قصه یکی دیگر از امتیازات کیایی است که با بازی گرفتن درست از بازیگرانش تکمیل می‌شود. در میان همه شخصیت‌های فیلم فرهاد اصلانی هم به واسطه قدرت بازی و نوع شخصیت و کاراکتری که دارد بیش از بقیه برجسته می‌شود. روان‌شناسی شخصیت او بیش از پرسوناژهای دیگر جذابیت‌های دراماتیک دارد که بازی خوب خودش تبلور بیشتری هم پیدا می‌کند.

عصر یخبندان مثل خط ویژه سرشار از انتقادات و تاویل‌های سیاسی ـ اجتماعی است که در برخی صحنه‌ها با ذات و منطق درام همخوانی دارد و مماس است و در برخی صحنه‌ها از این فضا بیرون می‌زند و زائد به نظر می‌رسد. کیایی باید بتواند بین متن بصری و دراماتیکی اثرش و متن گفتاری و دیالوگ‌هایش یگانگی و وحدت بیشتری برقرار کند تا این تعادل بین اجزای مختلف فیلمش حفظ شده و از کوک خارج نشود. فیلم به واسطه ماهیت دراماتیکش واجد یک نوع عصبیت است که البته منطقی است و چه خوب بود در این فیلم نیز از هومن سیدی استفاده می‌شد که شاید جنس بازی‌اش با این فیلم همخوانی بیشتری با خط ویژه دارد، هرچند یکی از سکانس‌های برتر خط ویژه نیز مربوط به بازی در سکانس داخل اتومبیل است.

عصر یخبندان قطعا یکی از فیلم‌های مطرح امسال خواهد بود مگر این‌که دلایل خارج از متن مانع این اتفاق شود. اکران فیلم در ماه مبارک رمضان نیز البته یک ریسک است و با قطعیت نمی‌توان گفت آیا زمان مناسبی است یا نه، اما محتوا و فرم خود فیلم این امید را ایجاد می‌کند که عصریخبندان در گیشه نیز موفق باشد یا نه.

سید رضا صائمی‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها