اعترافات اینترنت

اگر قرار باشد روزی اینترنت را دستگیر کرده و از او اعترافاتی بگیرند، چه خواهد گفت؟ به چه چیزهایی اعتراف خواهد کرد؟ این موضوع ارزش ساعت‌ها فکر کردن دارد، اگر هم نداشته باشد، ارزش خواندن تا انتهای این مطلب را دارد که حداکثر پنج دقیقه زمان شما را می‌گیرد.
کد خبر: ۸۱۰۲۶۸

همین چند سال پیش برای وصل شدن به اینترنت، در انتظار صدای خِر خِر مودم می‌نشستیم و وقتی صدا قطع می‌شد، دعا می‌کردیم آن دو مانیتور به هم پیوسته در گوشه صفحه نمایش رایانه آرام بگیرند. بعد هم وقتی آدرس وبسایتی را وارد می‌کردیم، چشم به چشمک همان دو مانیتور می‌دوختیم تا اگر حالشان خوب بود، دیتاها را منتقل کرده و وبسایت برای ما نمایش داده شود. بعد از این سختی‌ها، خدای ناکرده اگر کسی تلفن را برمی‌داشت، هم شرمندگی برای او بود و هم عصبانیت برای ما؛ اما امروز فاصله شما تا اتصال به اینترنت چند لحظه است؟ فکر می‌کنم لمس گزینه دیتای تلفن همراه، همین.

سرویس‌های ابری

سرعت اینترنت و شرایط دسترسی به آن به قدری آسان‌ شده که بسیاری از اطلاعاتمان را دیگر خودمان نداریم، به دست اینترنت می‌سپاریم و می‌دانیم بخوبی از آن نگهداری می‌کند. در ایران هنوز سرویس‌های ابری (Cloud) جای خود را باز نکرده‌اند، اما در دنیا چند سالی است سیستم‌های حسابداری، سیستم‌های فروشگاهی و سیستم‌های مشتری‌مداری به‌صورت سرویس‌های ابری ارائه می‌شوند؛ صاحب کسب و کاری که اطلاعات را خودش نگهداری نمی‌کند و بیشتر اطلاعاتش در اختیار سرویس‌دهندگان است. وقتی به وبسایت این سرویس‌دهندگان سر می‌زنید، از مزایای اصلی خدماتی که ارائه می‌کنند امنیت اطلاعات است؛ یعنی اطلاعات نزد سرویس‌دهنده، امن‌تر از اطلاعات نزد صاحب کسب و کار است. جالب نیست؟ این جمله درست است، زیرا سرویس‌دهنده تجهیزات بهتر و قوی‌تری دارد، صاحب کسب و کار حفظ این اطلاعات بخش جانبی از کسب و کارش است، اما ارائه‌کننده سرویس تمام کسب و کارش همین است. این تغییرات آن‌قدر نامحسوس است که وقتی این مطلب را می‌نوشتم یادم آمد شماره تلفن‌ها و نشانی‌هایی که روی تلفن همراهم ذخیره کرده‌ام در واقع روی سرویس ابری گوگل است و دفترچه تلفن شخصی‌ام را به دست گوگل سپرده‌ام، چون می‌دانم بیشتر از من مراقبت می‌کند.

تلفن‌های همراه، فامیل نزدیک

شاید بهتر باشد اسم تلفن‌های هوشمند امروزی را عوض کنند. چند درصد از زمان‌ استفاده ما از تلفن هوشمند به استفاده از قابلیت تلفنی آنها اختصاص دارد؟ چه مقدار از قابلیت‌های هوشمندی که این روزها به این ابزار افزوده می‌شود به بخش تلفن آنها مربوط است؟ تنظیم قرار ملاقات‌ها، عکاسی و فیلمبرداری، سیستم یادآوری‌کننده و بتازگی هم که ثبت اطلاعات مربوط به ورزش و سلامت از قابلیت‌هایی است که تلفن‌های هوشمند روز به روز آنها را افزایش می‌دهند. بنابراین شاید بهتر باشد این ابزار را دستیار هوشمند بنامیم، یا شاید هم همراه هوشمند.

کمی به این قابلیت‌ها نزدیک شویم، تلفن همراهی که تعداد گام‌های هر روز صاحبش را می‌شمرد، حساب تعداد لیوان‌ آبی را که می‌نوشد دارد، از قهوه و چای نوشیده شده خبر دارد، حتی می‌داند در کدام خیابان‌ها، در چه دمایی و با چه سرعتی این کارها را انجام داده است، تازه می‌داند تقریبا روزی چه میزان در شبکه‌های اجتماعی پرسه می‌زند و چند بار ایمیل‌هایش را چک می‌کند. می‌داند روزی چند دفعه به صفحه موبایلش نگاه می‌کند و چقدر از قابلیت اینترنت آن استفاده می‌کند و... اما این تمام اطلاعات نیست، وقتی با قابلیت ثبت اطلاعاتی که گوگل از طریق ایمیل انجام می‌دهد این اطلاعات را یکپارچه می‌کنیم، به ارزش آنها افزوده می‌شود؛ زیرا گوگل می‌داند چه چیزی را جستجو کرده‌اید و چند وقت است دنبال یک موضوع خاص می‌گردید. خلاصه این‌که تلفن همراه شما و البته گوگل خیلی چیزها را می‌داند. در این مطلب قرار نیست به این موضوع بپردازیم که این خوب است یا بد یا این‌که در حال حاضر گوگل چه استفاده‌هایی از این دانسته‌ها می‌برد.

همه این دانسته‌ها را کنار هم بگذارید، کدام‌یک از نزدیکان شما این اطلاعات را دارد؟ بعید می‌دانم کسی اطلاعات مربوط به شما را با جزئیاتش داشته باشد. می‌خواهم به چالش بزرگ‌تری دعوتتان کنم؛ تلفن همراه شما گاهی شما را بهتر از خودتان می‌شناسد، بهتر می‌داند و به خاطر دارد چه ساعت‌هایی معمولا عصبی هستید و چند بار صفحه را روشن و خاموش می‌کنید. بهتر می‌داند چه زمان‌هایی مسافرت می‌روید و عکس‌هایتان را در شبکه‌های اجتماعی قرار می‌دهید. می‌داند کدام محله‌ها و شهرها را خوب نمی‌شناسید و از سیستم‌های موقعیت‌یاب استفاده می‌کنید. می‌داند چه ساعت‌هایی حس و حال ورزش دارید و معمولا تحرک شما زیادتر است. خلاصه این‌که تلفن همراهتان شما را بهتر از خودتان می‌شناسد.

اینترنت زبان می‌گشاید

با این حساب شاید بهتر باشد وقتی دکتر می‌رویم و از حال و احوالمان می‌پرسد، بگذاریم تلفن همراهمان جواب دهد؛ زیرا او بهتر می‌داند چه کرده‌ایم و چه نکرده‌ایم و چه چیزی باعث شده بیمار شویم. شاید بخندید و شاید هم وقتی به این موضوعات فکر می‌کنید هنگ کرده و دقایقی این طرف و آن طرف را نگاه کنید، اما در هر دو صورت یک نفس عمیق بکشید و بگذارید ذهنتان هم نفسی بکشد، البته هنوز این مورد را تلفن همراه شما نمی‌فهمد و ثبت نمی‌کند (البته امیدواریم نفهمد!) بیایید کمی جلوتر برویم، قدمی در آینده‌های نه‌چندان دور بزنیم. تصور کنید وسیله‌ای از طریق پورت یو.اس.بی به تلفن همراه شما متصل می‌شود و می‌توانید از طریق آن فشار خون خود را اندازه بگیرید. این وسیله کوچک است؛ زیرا به صفحه نمایش و باتری خاصی نیاز ندارد و از تلفن همراه استفاده می‌کند. وسیله‌ای دیگر را وصل می‌کنید و براحتی قند خون خود را آزمایش کرده و وضع آن را چک می‌کنید و ابزارهای جانبی دیگری که هرکدام تلفن همراه شما را به وسیله‌ای جدید تبدیل می‌کند. همه این اطلاعات ثبت می‌شود و از آن مهم‌تر همیشه همراه شماست و با اطلاعات دیگری که صحبتش را کردیم، ترکیب شده و اطلاعات جدیدتری می‌دهد.

شاید در آینده‌ای نه‌چندان دور، تشخیص پزشکی از طریق تلفن همراه و ابزارهای جانبی آن امکان‌پذیر باشد، پرونده جامع پزشکی شما در تلفن همراهتان باشد، تشخیص اولیه‌ای داده و شما را به پزشک معرفی می‌کند، ویزیت را از همان طریق پرداخت کرده و پزشک وضع شما را به کمک اطلاعات ارسالی بررسی می‌کند. اگر هم اطلاعات بیشتر یا آزمایش خاصی لازم باشد تجویز کرده و نسخه شما را ارسال می‌کند، نتایج آزمایش را از همان طریق در اختیار پزشک قرار داده و ادامه فرآیند تشخیص شما طی می‌شود. پزشک شما هر روز اطلاعات بیشتری از شما دریافت می‌کند و نتیجه داروهای مصرفی شما را مشاهده می‌کند. این آینده چقدر برای شما قابل تصور است؟ گاهی فکر می‌کنم آن‌قدر نزدیک است که شاید سال آینده چنین شیوه تشخیصی مرسوم باشد؛ همان‌طور که در این چند سال همان اینترنتی که با آن دردسر امکان اتصالش بود، امروز با یک لمس در دسترس است. می‌توان پیش‌بینی کرد وسیله‌های متعدد دیگری را که هر کدام صفحه نمایش، محل ذخیره کردن اطلاعات و باتری دارند، به ابزارهایی جانبی برای تلفن‌های همراه تبدیل می‌شوند، همان طور که دستگاه‌های کارتخوان فروشگاه‌ها چنین تغییری را شاهد بوده‌اند و در حال حاضر در بسیاری از کشورها با یک ابزار ساده، تلفن همراه به یک کارتخوان تبدیل می‌شود، این تغییرات نیز امکان‌پذیر و نزدیک است. به ابتدای این مطلب برگردیم، اگر روزی قرار باشد اینترنت اعتراف کند، اعترافش ارزشمندتر از اعترافات ما خواهد بود. وای به حال روزی که اینترنت زبان بگشاید!

سجاد تقی‌زاده بهجتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها