زاویه

از مُلک ادب، حکم‌گذاران همه رفتند...

امروز، نشان چندانی از این مراسم و از این نوع موسیقی باقی نمانده؛ اما یک روز مردمان بوشهر، خوزستان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان برای درمان بیماری‌های روحی و روانی خود به اجرای مراسم «زار» می‌پرداختند. مراسمی که با رقص و موسیقی همراه بوده و از سوی«بابازار» و «مامازار» اجرا می‌شده است.
کد خبر: ۸۰۷۵۰۹

«زار»، نوعی بیماری روانی است که جاشوان و افراد تنگدست جنوبی به آن مبتلا می‌شوند و راه درمان آن مجلس قربانی و ساز و آواز و اورادخوانی است. اورادی که هیچ معنا و مفهوم خاصی ندارند و تحت تاثیر فرهنگ آفریقایی هستند. اورادی که درمان می‌کنند و درمانگری تنها مفهوم و خاصیت‌شان است. وردهایی که رفته‌رفته فراموش می‌شوند؛ آن هم در روزگاری که کشورهای پیشرفته، موسیقی را یکی از روش‌های درمان می‌‎دانند و از آن برای بهبود حال بیماران روانی بهره می‌برند.

غلام مارگیری، یکی از بابازارهای مشهور میناب بود. او سال‌ها در هرمزگان زیست و با موسیقی‌اش مردمان تنگدست حاشیه خلیج همیشه فارس را درمان کرد. محمدرضا درویشی، او را شناخت و کشف کرد. این پژوهشگر موسیقی محلی بود که دست غلام را گرفت و به جشنواره موسیقی نواحی ایران دعوت کرد تا همه مسحور صدای او و سازش شوند.

نمی‌دانم، غلام مارگیری و حاج قربان سلیمانی، بخت‌یار بودند که به همت محمدرضا درویشی به مردم دیگر معرفی شدند یا بخت و اقبال با درویشی همراه بود که نوازندگانی چون بابازار مشهور میناب را کشف کرد و به جشنواره موسیقی نواحی آورد و خواست تا بخوانند و بنوازند؛ تنها چیزی که می‌دانم این‌که ما و متولیان فرهنگی ما، آن‌گونه که باید و شاید قدر این هنرمندان برجسته را ندانستیم و ارزش هنرشان را درک نکردیم.

خبر کوتاه بود. غلام مارگیری به علت سکته مغزی درگذشت. بسیاری بی‌تفاوت از کنار این خبر گذشتند . بسیاری نمی‌دانستند و نمی‌دانند غلام مارگیری که بود و چه کرد و چه جایگاهی در موسیقی نواحی ما داشت. برای بسیاری از ما که دچار روزمرگی و هزار و یک گرفتاری ریز و درشت اقتصادی شده‌ایم چه اهمیتی دارد که غلام مارگیری 10 زار متفاوت را می‌شناخت.

غلام مارگیری، جمعه هشتم خرداد به دیاری دیگر کوچید و همزمان با میلاد حضرت علی‌اکبر(ع) به خاک سپرده شد. از این‌رو در مراسم خاکسپاری‌اش مولودی خوانی کردند و او را با کلامی آهنگین به خاک سپردند؛ کلامی موسیقایی که در نعت پیامبر و امامان گفته و خوانده می‌شود.

حالا یکی از مشهورترین بابازارها رفته و معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تنها به ارسال پیامی بسنده کرده و گفته است:«غلام مارگیری یکی از بزرگان موسیقی جنوب ایران محسوب می‌شد که جایگاه ویژه‌ای بین موزیسین‌ها داشت و قطعا کسی جای او را پر نخواهد کرد.» اما چه فایده؟!

غلام مارگیری، سرچشمه بود که خشکید و ستونی که فرو ریخت بی‌گمان هیچ‌یک از مسئولان فرهنگی به خانواده مشهورترین درمانگر میناب فکر نمی‌کنند همچنان که نگران خانواده ماشاءلله بامری و رضا سقایی و موسی بلوچ و فریدون پوررضا و حاج قربان سلیمانی و محمد درپور و گذران زندگی‌‌شان نبودند.

معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، از جایگاه ویژه غلام مارگیری در موسیقی جنوب ایران می‌گوید اما تدبیری نمی‌اندیشد تا برجسته‌ترین‌های موسیقی بومی با فقر دست و پنجه نرم نکنند و از حداقل‌ها بهره‌مند شوند.

نه حاج قربانی مانده و نه محمد یگانه‌ای؛ جشنواره موسیقی نواحی آینه‌دار برگزار می‌شود تا به موسیقی جنوب ایران بپردازد اما آینه‌داری نمانده چه خوب گفت بهار: «از مُلک ادب، حکم‌گذاران همه رفتند...»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها