جام جم آنلاین: تهدید مسعود بارزانی رهبر حزب دمکرات کردستان عراق و رئیس نهاد خودگردان این استان در مورد اعلام استقلال این منطقه در صورت بروز جنگ داخلی در عراق، جزو تازهترین تحولات سیاسی این کشور است که نیازمند بررسی و تامل بیشتری میباشد.
کد خبر: ۸۰۵۳۶
در وهله نخست باید به این نکته اشاره کرد که اکراد عراقی حتی از سال 1990 میلادی به بعد و به دنبال قرار گرفتن کردستان عراق در چتر حمایتی امریکا و اعلام آن به عنوان منطقه ممنوعه هوایی ، اقدامات اساسی در جهت جدا کردن خاک این منطقه از عراق به عمل آوردند و در حال حاضر از تمامی عناصر لازم برای تشکیل یک دولت مستقل مانند ارتش ، پارلمان ، مردم برخوردارند و بنابراین برای اعلام استقلال این منطقه ، نیازی به بروز جنگ داخلی در عراق ، آنچنان که بارزانی اشاره کرده است ، وجود ندارد. حال باید دید پس چرا بارزانی و اکراد عراقی این گام را برنمیدارند؛ واقعیت این است که بارزانی به خوبی از این امر مطلع است که در عراق ، جنگ داخلی رخ نخواهد داد. ماه آینده انتخابات پارلمانی که طی آن دولت قانونی عراق را نمایندگان منتخب مردم عراق خواهند گزید، برگزار میشود. این دولت، گامهای اساسی در جهت ایجاد ارتش متحد و بازسازی نهادها و تاسیسات حقوقی و قانونی را خواهد برداشت و تا آنجایی که به مسائل متعلق به پدیده تروریسم مربوط میشود ، اتفاق نظر کلی در مورد مبارزه علیه تروریستها وجود دارد. بویژه این که تروریستها ، رهبران اکراد عراقی را نیز مورد حملات خود قرار دادند.
در چنین حالتی ، اظهارات بارزانی را باید انعکاسی از تمایلات درونی وی و سایر رهبران کرد عراقی برای دستیابی به استقلال تلقی کرد.
اما این امر ، به دلایل متعدد، مقدور نیست حتی در صورتی که امریکاییها با تمام قوا از این خواسته حمایت کرده و اروپاییها نیز نظر مساعد ابراز نمایند ، تحقق استقلال، برای خود اکراد عراقی ، فاجعهآفرین خواهد بود. روشن است که یکی از نشانههای اصلی دنیای بعد از جنگ جهانی دوم ، عبارت از عدم تغییر مرزهای جغرافیایی است.
از طرفی ، هرگونه تغییر و تحولی که در چهار دهه گذشته در مرزهای جغرافیایی شناخته شده به وجود آمد، محصول اجماع بینالمللی، منطقهای و محلی بوده است. دستکم تا آنجایی که به کشور عراق و مردم این کشور مربوط میشود،گمان نمیرود که احدی از آنان، موافق جدا شدن استان کردستان عراق از کشورشان، باشد. از طرفی، فضای منطقهای نیز به هیچ وجه، با تمایلات اکراد عراقی همسو و هم جهت نبوده و حتی، چنین گامی را به منزله تهدید مستقیم امنیت ملی کشورهایشان به حساب میآورند. از این رو، اکراد عراقی باید با همسایگانی زندگی کنند که هیچگاه موجودیت مستقل آنان را به رسمیت نخواهند شناخت.
از اینرو، برای رهبران کرد عراقی، راهی شناختهتر از این که به تعمیق ساختار سیاسی عراق و مشارکت فعال در آن در چارچوب حفظ فدراسیون کردستان عراق، وجود ندارد، هر چند که باید این واقعیت را پذیرفت که شیعیان عراق (با 65 درصد جمعیت) و اکراد عراق (با 10 درصد جمعیت) بیشترین ظلم و ستم را از حکومت جابرانه و ضدانسانی صدام متحمل شده و هزاران نفر از مردم عراق (از میان شیعیان و اکراد) به دست سازمانهای امنیتی صدام به شهادت رسیدند، اما نتیجه دلخواهتر از محو آن رژیم و احیای حقوق آنان و به دست آوردن سهم موثر در قدرت سیاسی این کشور، نباید داشته باشند. تمایل به سمت استقلالطلبی، همانقدر که اکراد عراقی را وسوسه میکند، شیعیان را نیز انگیزهدار کرده است و این به نفع عراق متحد و یکپارچه نخواهد بود.