در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تیم ملی والیبال در ادامه بازیهای لیگ جهانی، سفر به روسیه را در پیش دارد. کشوری صاحب والیبال که در کنار آمریکای متحول شده با والیبال نوین و سبک کلاسیک والیبال در لهستان، حریف قدرتمند دیگری برای والیبال ایران بهشمار میرود. اما پیش از این سفر و در بازیهای برگزار شده توسط ملی پوشان والیبال، به نظر میرسد آنها با امید به بازیهای خانگی، مسافرتهای خارجی را یکی بعد از دیگری پشت سر میگذارند، آن هم برای 6 مسابقه خانگی، که شاید امتیازات آن بازیها را از پیش برای خود کنار گذاشتهاند. امتیازاتی که باید گفت ضمانتی برای آن وجود ندارد.
بسیاری معتقدند تیم ملی برای برتری در بازی نخست با لهستان، بخت زیادی داشت و حتی میتوانست با یک امتیاز میدان را ترک کند، اما نداشتن شادابی و نبود انگیزه لازم، باخت را به تیم ملی تحمیل کرد. تیم ایران در دو گیم نجنگید و انگار انگیزهای برای بردن نداشت. هر چند بازی در لهستان با تیم ملی این کشور کار راحتی نیست، اما روی سخن ما با جنبههای روانی و انگیزشی بازیکنان تیم ملی والیبال است. آنها در شرایطی که در بازی با اختلاف کم امتیازی با حریف قرار میگیرند به گونهای عمل میکنند که انگار 8 تا 10 امتیاز اختلاف دارند از این رو از تلاش بیشتر دست میکشند به طوری که به بیننده القا میشود ملیپوشان والیبال برابر رقبا از پیش بازندهاند.
ملیپوشان والیبال در شرایطی پای به رقابتهای لیگ جهانی گذاشتهاند که اردوهای آمادهسازی خود را در تهران، فنلاند و جمهوری چک پشت سر گذاشتند. تجربیات دورههای قبلی حضور در لیگ جهانی نیز در این مقطع چاشنی بازیهای آنهاست، اما تیمی تا این حد بیرمق و فاقد جنگندگی که زمانی ملیپوشان والیبال با این ویژگی مثبت در رقابتهای مختلف لیگ جهانی و بازیهای قهرمانی جهان معرفی میشدند، پرسشهایی را به وجود آورده است که پاسخ به آنها میتواند تیم کواچ را از شرایط بحرانی کنونی خارج کند. اینکه در اردوها بر بازیکنان چه گذشته است و بازیهای تدارکاتی چگونه بود و برخی آمد و رفتها در تیم چرا صورت گرفته است، پرسشهایی هستند که ما از پاسخ آنها بیخبریم، اما اصول والیبال در لیگ جهانی ایجاب میکند، تیمها برای ورود به این عرصه مباحث روحی ـ روانی و انگیزشی خود را پس از بررسیهای لازم، تقویت کرده و ملیپوشان آماده و شاداب را رهسپار میدانهای سخت کنند. با این بازیها شاید کسی انتظار برد از تیم ملی برابر بزرگان والیبال دنیا نداشته باشد، اما از سوی دیگر کسی نمیپذیرد تیم ایران شاخصهایی را که تا پیش از این در والیبال دنیا به آنها شهره شده بود، بهسادگی کنار بگذارد و برابر رقبا تسلیم محض باشد. انگیزههای روانی در میان ورزشکاران با وجود موفقیتهای بیشمار در یک رشته ورزشی اثرگذاری خاصی دارد مانند مایکل فلپس که قهرمانیهای متعدد او در شنای جهان، این شناگر آمریکایی را نه فقط از صید مدال سیراب نکرد بلکه به انگیزههای او برای موفقیتهای بعدی دوام بخشید یا علی دایی که همیشه در دوران فوتبال خود، برای آقای گل شدن و آقای گل ماندن انگیزه داشت و تا 38 سالگی دست از تلاش نکشید.
مردم حتما والیبال را به خاطر جنگندگی ملیپوشان و انگیزه رقابت با بهترینهای دنیا دوست داشتند که در دورههای گذشته حتی مقابل باختهای تیم ملی سر بلند میکردند و به احترام ملیپوشان و سقف آرزوهای آنها در والیبال دنیا، کلاه از سر بر میداشتند، اما امروز به نظر میرسد والیبال در همان روزهای خوش گذشته با چهارمی لیگ جهانی و ششمی قهرمانی جهان متوقف شده است و انسجام و همدلی گذشته را ندارد. این نکته در سه بازی قبلی ملیپوشان نمایان بود با این وجود اما امیدمان به دیدارهای آینده با انگیزههای تازه این تیم است.
محمد رضاپور / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: