گفت‌وگو با حسن میرعابدینی، پژوهشگر ادبیات

افزودن یک دهه دیگر به «صد سال داستان‌نویسی»

حسن میرعابدینی یکی از پژوهشگران خوش‌ذوق و بادقت ادبیات داستانی است که در آثارش بیشتر سیر تحولات این حوزه را در یک صد سال اخیر واکاوی کرده است. او با انتشار کتاب «صد سال ادبیات داستانی» خود را به عنوان یکی از جدی‌ترین پژوهشگران این عرصه مطرح کرد. حالا این مولف خیال دارد یک دهه دیگر را هم به «صد سال ادبیات داستانی» اضافه کند. دهه سال‌های 1375 تا 1385 شمسی، جز این او کتابی هم درباره ادبیات داستانی زنان نویسنده در دست نگارش دارد. درباره تازه‌ترین فعالیت‌های نوشتاری این نویسنده و منتقد و همچنین کارهای او در گروه ادبیات معاصر فرهنگستان زبان و ادب فارسی، گفت‌وگوی کوتاهی انجام دادیم که در زیر می‌خوانید.
کد خبر: ۸۰۲۱۰۴

دوستان، اغلب برای مطالعه سیر تحولات ادبیات داستانی ایران، به کتاب شما در این زمینه یعنی کتاب «صد سال داستان‌نویسی» مراجعه می‌کنند. تصمیم ندارید مجلدات دیگری از این کتاب ارائه دهید؟

ادامه «صد سال داستانی‌نویسی» را در دست تالیف دارم که البته تا به سرانجام برسد طول می‌کشد. قصد دارم در ادامه یک دهه دیگر از ادبیات داستانی را هم بررسی کنم. چون «صد‌سال داستان‌نویسی» تا سال 1375 شمسی را در برمی‌گرفت و می‌خواهم از سال 75 تا 85 را در ادامه بررسی کنم. قبلا «صد‌سال داستان‌نویسی» در دو جلد شامل 4 مجلد منتشر شده بود که این هم به آن 4 جلد پیوست می‌شود. منتظر بودم نسل جوان این کار را بکند. نسل جوان که این کار را نکرد ما مجبور شدیم دوباره بنویسیم.

پیش از عید هم کتابی درباره داستان کوتاه از شما منتشر شد. درست است؟

بله. و کتاب «80 سال داستان کوتاه ایرانی» اواخر سال 93 منتشر شد. یک کتاب هم در دست نگارش دارم درباره ادبیات زنان که تقریبا به نیمه رسیده است. در این کتاب ادبیات داستانی زنان داستان‌نویس ایران را بررسی می‌کنم.

آقای میرعابدینی، بسیاری از منتقدان می‌گویند کتاب‌های پژوهشی شما در زمینه بررسی ادبیات داستانی، مشترکاتی با کتاب‌های برخی دیگر از مولفان مانند حسین پاینده یا جمال میرصادقی دارد. در واقع این منتقدان معتقدند نوعی موازی‌کاری در این زمینه بین آثار شما و افرادی که نام بردم وجود دارد. نظر خود شما
در این باره چیست؟

این را باید منتقدان بگویند و من نمی‌توانم بگویم. من کار خودم را می‌کنم، آقای پاینده همین طور، آقای میرصادقی و دیگران هم همین طور. هر کس با نگاه خودش سراغ این موضوعات می‌رود و این به خواننده و منتقد بستگی دارد که ببیند شباهت‌ها و تفاوت‌ها در چیست.

شما در فرهنگستان زبان و ادب فارسی هم فعالیت می‌کنید. از فعالیت هایتان در آنجا چه خبر؟

آنجا در گروه ادبیات معاصر کار می‌کنیم. تاکنون سه دفتر درباره تاریخ نگاری ادبیات معاصر کار کردیم. دفتر چهارم هم در حال آماده شدن است و بزودی چاپ می‌شود. دفتر چهارم تا دهه 60 خورشیدی را دربر می‌گیرد.

بعد از این همه کار پژوهشی درباره داستان و رمان ایرانی، خودتان تصمیم ندارید دست به قلم شوید و داستان یا رمان بنویسید؟

نه نمی‌خواهم. چون من رمان‌نویس نیستم.

از این می‌ترسید که این گفته درست از آب در بیاید که منتقدان هرگز نویسندگان خوبی نیستند؟

نه نمی‌ترسم. هر کس باید کاری را که بلد است انجام دهد. من باید کاری را انجام دهم که فکر می‌کنم بلدم. اگر آن را خوب انجام دهم وظیفه فرهنگی خود را انجام داده‌ام. رمان نویس باید رمانش را بنویسد، من هم باید نقدم را بنویسم. فکر کنم این طور بهتر است.

سجاد روشنی / گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها