در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یک زمانی خودم از دنبالکنندههای پروپاقرص این افراد بودم که شاید تعدادشان به چهل، پنجاه نفر و یا حتی بیشتر میرسید. افرادی که هرکدام فهرست بلندبالایی از مشاغلشان را در صفحه خودشان به نمایش گذاشتهاند و همگی ادعای نویسندگی، روزنامهنگاری، طراحی، عکاسی، گرافیست بودن، شاعری، تحلیلگری، و خیر بودن دارند. من حتی هر روز، با علاقه وقت زیادی را صرف خواندن نوشتههایشان میکردم و با جدیت بحثهایی را که عمدتا به قسمت نظرات کشیده بود، نیز دنبال میکردم. اما بعد از سه سال، یک روز تصمیم گرفتم تمام آنها را از فهرست دوستان مجازی یا دنبالشوندگان پاک و به زندگیام آرامش هدیه کنم. قطعا با ورود شبکههای اجتماعی به زندگی عادی و روزمره مردم، بخش زیادی از مناسبات اجتماعی تغییر کرد یا حتی روبه بهبود رفت. اما برای منی که تقریبا سه سال است خارج از ایران زندگی میکنم، دنبال کردن بعضی از این افراد پرطرفدار، عذاب مطلق بود. خیلیها اسمش را میگذارند بیان واقعیات جامعه اما من میگویم سیاهنمایی. سیاهنمایی از کوچکترین و عادیترین اتفاق ممکن گرفته تا مسائل کلان و بزرگ کشور. مثلا اوایل اردیبهشت امسال، خیلی از آنها یکصدا اعلام کردند به نمایشگاه بینالمللی کتاب امسال نخواهند رفت و از طرفی خیلیهای دیگرشان هم بارها از کمبود سرانه مطالعه در کشور مینالند و معتقدند اگر مردم ما بیشتر کتاب میخواندند فرهنگشان اینطور و آنطور بود و مثالی که همیشه در این باره میزنند این است که مردم در اروپا و آمریکا، در حال رفت و آمد در قطار و مترو و تاکسی، کتاب میخوانند و وقتشان را تلف نمیکنند. دوست دارم یک بار از آنها بپرسم خود شما بهعنوان کسی که هزاران دنبالکننده دارد و میتواند جماعتی را به کاری ترغیب کند، چند بار در مترو قطار و اتوبوس کتاب به دست گرفتهای؟ خود شما آخرین کتابی که واقعا خواندی (و نه فقط با یک فنجان قهوه و یک گلدان کنار کتاب از آن عکس گرفتهای و در اینستاگرام گذاشتی) چه بوده؟ خود شما آخرین باری که نمایشگاه کتاب رفتی کی بوده و آیا اگر نمایشگاهی فقط چند کتاب خاص مد نظر شما را عرضه نکند باید موجودیت آن را زیر سوال ببری؟ من از روزی که تصمیم گرفتم این افراد را از زندگی مجازیام پاک کنم بسیار خوشحالترم. البته هنوز هم بهخاطر عشقم به ایران و اینکه دوست دارم از آنچه در مملکتم میگذرد با خبر باشم، در جستجوی کسی هستم که جانب انصاف و منطق را در نوشتههایش رعایت کند و اتفاقات رایج را بخوبی در نوشتههایش منعکس کند اما چه کنم که تاکنون نتوانستهام.
حنا بهمنبیگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: