در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به نظر میرسد حتی انسانهایی هم که دچار ضعف شخصیتی هستند و نمیتوانند کاملا مقید به اصول اخلاقی باشند، در صورت هزینه دادن بابت اعمال غیراخلاقیشان، رفتهرفته از چنین اعمالی اجتناب کنند. اگر دروغ باعث ضرر مادی یا سست شدن اعتماد دیگران به ما شود، حتی اگر به اخلاقیات مقید نباشیم، سعی خواهیم کرد دروغ نگوییم. اما چه چیز باعث میشود که دروغ گفتن، هزینهای برای دروغگو نداشته باشد؟ برای پاسخ به این پرسش، به تامل درباره سوال دیگری میپردازیم؟ در چه جامعهای، دروغ برای دروغگو هزینه دارد؟ به نظر میرسد دروغ وقتی برای گوینده آن هزینه خواهد داشت که «مشت دروغگو» بزودی باز شود. اگر ما بدانیم کذب ادعاهایمان بر همه معلوم خواهد شد، دیگر براحتی دروغ نخواهیم گفت، چون میدانیم که دروغگفتن باعث میشود بزودی آبرویمان برود.
اما در چه شرایطی مشت دروغگو باز خواهد شد؟ اگر دروغگو در میان راستگویان زندگی کند، بزودی دروغ او برملا خواهد شد. چرا که صداقت و راستگویی، «یک» چیز است و واقعیت یکی بیش نیست. اگر همه افراد بر یک چیز شهادت دهند و صرفا من، شهادتی متفاوت از یک واقعیت بدهم، تعارض گفته من با گفته آنها موجب رسواشدن من میشود. در واقع دروغگو در بین راستگویان یک «وصله ناجور» است که حتی خودش هم از وضع غریبی که بین جماعت آنها دارد، احساس زشتی و پلیدی میکند و بنابراین چارهای ندارد جز اینکه یا جامعه راستگویان را ترک کند یا همرنگ جماعت شود.
اما دروغگو در جامعه دروغگویان در امان است. چرا که دروغ او هیچگاه برملا نمیشود. در چه دادگاه اخلاقیای میخواهند او را محکوم کنند؟ وقتی هیچ حکم و روایت صادقانهای به نحو شایع در جامعه رواج نداشته باشد، چگونه میتوان دروغگو را مجازات کرد؟ بنابراین دروغ نیاز به بستر دروغ دارد و مبارزه با دروغ، بیش از هر چیزی نیازمند خراب کردن و اصلاح این بستر است. مبارزه با دروغ با اصلاح یک فرد محقق نمیشود، بلکه نیازمند اصلاح جامعه است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: