در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مدرسه فکری آیتالله جوادیآملی از جامعیت علمی برخوردار است؛ یعنی چه از حیث علوم تولیدی عقلی در اشکال مختلف آن در دانشگاهها و چه آنچه حوزویان مبتنی بر عقل و نقل تولید میکنند، در این مدرسه فکری جایگاه خاص خود را دارد.
در این مدرسه فکری دانشها نسبت به هم فرصت ایجاد میکنند و نه این که تهدید باشند. یکی از مسائل مهمی که در حوزه دانشها وجود دارد این است که اینگونه توهم یا تلقی شود که یک علم برای علم دیگر تهدید است؛ برای مثال علم فقه برای علم اخلاق یا علم فلسفه و حکمت برای علم فقه و امثال ذلک ممکن است تهدید محسوب شود. اما از این نگاه و در این مدرسه علوم نسبت به یکدیگر فرصتاند و زمینه رشد و شکوفایی یکدیگر را فراهم میکنند. در حقیقت جامعیت موجود در این مدرسه این اقتضا را دارد که هر علم، کمک و زمینهای برای رشد و تعالی علوم دیگر نیز باشد.
ویژگی بارز و مطرح دیگر برای این مدرسه فکری این است که همه روشهایی که برای تحصیل دانش و علم برای بشر امکان پذیر است نه تنها از مقبولیت برخوردار است بلکه صبغه و هویت دینی هم دارد. به عبارت دیگر تفسیر و تلقی از علم و دانش در این مدرسه فکری این است که هر آنچه را بشر کشف میکند یا قول و یا فعل خدا و روشهای مورد استفاده در علوم یا روش عقلی است یا روش نقلی و همه اینها بر اساس عنایتهای الهی است. لذا هر آنچه به عنوان علم و دانش در دانشگاهها و مراکز علمی تولید میشود و همچنین هر آنچه در مراکز حوزوی و دینی تولید میشود البته ضابطه مند، روشمند و علمی است و در عین حال همه صبغه دینی، بلکه هویت دینی دارد. این علوم همه حجت اند و خروج از چارچوب دانش هیچ جایگاهی ندارد. همان طور که دانش فقه احکام و بایدها و نبایدهایی را ارائه میکند، اگر سایر دانشها نیز چنین وضع علمی را برای جامعه ایجاد کنند آنها هم در همان چارچوب قرار خواهند گرفت.
آخرین ویژگی مدرسه فکری آیتالله جوادی آملی عبارت است از این نکته اساسی و اصلی که گرچه در این مدرسه فکری و در این دستگاه اندیشه «تعقل و تفکر» جایگاه بسیار ویژهای دارد و به نحو حداکثری دیده میشود و همتی تمام برای این امر وجود دارد که عقل با همه قوایش به میدان بیاید و بیندیشد و غنای علمی ایجاد کند، اما در عین حال باور این است که عقل به عنوان یک راهنما و دلیل به میدان میآید و نه به عنوان یک منبع معرفتی. برخی میپندارند که ما دو منبع معرفتی داریم که یکی وحی است و دیگری عقل. اما از دیدگاه مدرسه فکریای که با بینش و نگرش حضرت آیتالله جوادی آملی در حال شکل گیری است تنها منبع معرفتی اصیل وحی است. اگر که کتابها و اندیشههای ایشان نیز با عنوان علوم وحیانی ارائه شده و میشود به این دلیل است که معطوف به وحی شکل میگیرد و از گزارهها و آموزههای وحیانی کتاب و سنت بیرون نیست. بر این اساس عقل دلیل و راهنما در مسیر کشف قول یا فعل خدا و در مسیر کشف تدوین یا تکوین است.
این نگاه بسیار مهم است و بارها در نوشتهها و گفتههای استاد این مطلب تذکر داده شده است که هیچ وقت نگوییم وحی و عقل؛ و به این نحو عقل را یک منبع معرفت در کنار وحی بدانیم. عقل کاشف است و مانند چشمی است که میبیند و مینگرد ولی هیچ چیز در عقل به عنوان یک منبع نیست. به تعبیری که ایشان میفرمایند سراج است و نه صراط. ما یک صراط داریم به نام وحی و یک سراج داریم به نام عقل و سراج دیگری هم هست به نام نقل که این دو دستگاه کاشفیت، یعنی عقل و نقل، در مسیر پیدایش حقیقت در وادی وحی گام برمیدارند.
در راستای ویژگیهایی که بیان شد آثاری که در این اندیشه شکل میگیرد از انسجام و همگونی و همسویی نسبت به یکدیگر برخوردار است و اکنون که قریب به 140 اثر مستقیم از آیتالله جوادی آملی منتشر شده این هماهنگی، انسجام و وحدت بینشی که در این دستگاه معرفتی وجود دارد، بخوبی از سوی اهل تحقیق و فکر و فرهنگ قابل مشاهده و ملاحظه است. این وحدت، همسویی و همگرایی موجود در رشتهها و گرایشهای مختلف فقهی، کلامی، فلسفی و عرفانی بر اساس ویژگیهایی که بیان شد ایجاد شده است.
آن چه اکنون در مورد این مدرسه فکری ضروری است کمک به انتقال مطالب و اندیشههای آن به صحن عمومی فرهنگ جامعه است. در این مورد توجه به این نکته لازم است هر چند ممکن است در حوزه عمومی مکتب اسلام عناوینی مانند تفسیر موضوعی یا حتی به شکل مشخصتر معاد در قرآن ارائه شود اما معاد در قرآنی که در این مدرسه تولید میشود با مدارس دیگر متفاوت است. عناوینی مانند معاد در قرآن یا توحید در قرآن یا وحی و نبوت در قرآن در مکتب عام اسلام تعریف خودشان را دارد اما اینها در مدرسه تخصصی آیتالله جوادی آملی معنای دیگری دارد. این مدرسه فکری نظام علمی دیگری را در خود دارد و نباید تصور شود که 140 اثری که در این مدرسه تولید شده، همسو با آن چیزی است که در ساحتهای مختلف و دستگاههای دیگر فکری تولید شده است؛ همانگونه که دستگاه حکمت متعالیه با دستگاه حکمت مشاء با دستگاه حکمت اشراق یا با دستگاه عرفان متفاوت است. در این مدرسه روشهای معرفتی اعم از روشهای عقلی و نقلی و شهودی که معطوف به وحی شکل میگیرد، آثار و ثمرات و نتایج خاص خود را دارد. سرّ این که مرکز نشر اسراء نیز در طول بیش از 20 سال عمر خود مشخصا بر آثار استاد تکیه کرده است همین امر است که این آثار همه از یک مدرسه فکری، با ویژگیهای خاص و آثار و نتایج خاص، منتشر میشود.
در همین راستا مناسب است اصحاب فکر و فرهنگ با خصوصیات ویژه این مدرسه فکری آشنا شوند و اقتضائات آن شناخته شود و اصحاب رسانه نیز قدرت انتقال این معنا را به سطح عمومی جامعه پیدا کنند؛ زیرا این مدرسه فکری میرود که یک فرهنگ را ایجاد کند. این مدرسه فکری امتیازاتی دارد که به نظر میرسد جامعه هنوز به این ویژگیها و برجستگیها نرسیده است. البته خواص و بخش ویژه و نخبگانی جامعه ما از آن مطلعاند، اما برای این که این مدرسه فکری با آثار و نتایج خاصی که برای آن هست به درستی به جامعه منتقل شود و این جریان فکری به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود باید تلاشهای شایستهای صورت گیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: