در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، آنها که در نخستین اجرای غیررسمی این ارکستر حضور داشتند این موضوع را حس کردند که هر چند نوازندگان خوب مینوازند، اما اجرایشان چندان زنده و پرشور نیست، گویی خیلی خستهاند یا انگیزه کافی برای کارشان ندارند. بعد از همین اجرا بود که زمزمههایی مبنی بر اعتراض و انتقاد نوازندگان از مدیر تازه این ارکستر علی رهبری شنیده شد. زمزمههایی که شاید مسئولان وزارت ارشاد هم فکر نمیکردند در مدت زمان یکی دو ماه تا این حد جدی شود و باعث میشود نوازندگان برجستهای عطای ارکستر را به لقایش ببخشند.
ناصر رحیمی، علی جعفریپویان، پدرام فریوسفی، آیدین احمدینژاد و نیلوفر محبی از ارکستر سمفونیک جدا شدند و پس از آن هم این ارکستر شاهد خداحافظی ارسلان کامکار نوازندهای بود که سالها مایستر ارکستر سمفونیک بوده است، نوازندهای که هر چند بازنشسته شده بود، اما به سبب توانایی بالایی که داشت برای اجرا در ارکستر باز هم دعوت شده بود، او با آغوش باز آمده بود، اما خسته رفت...
ماجرا به اینجا ختم نشد و خداحافظی نوازندهها هنوز هم ادامه دارد. روز گذشته خبر خداحافظی نوازندهای اعلام شد که علی رهبری با تمجید و احترام فراوان او را از اتریش به ایران دعوت کرده بود. رضا ناژفر نوازندهای بود که رهبری از او با عنوان بهترین فلوتیست یاد کرده بود، اما او هم از ارکستر جدا شد.هر چند برخی نوازندگان به میل خود از ارکستر جدا شدهاند، اما در میان سخنان دو نوازنده با این موضوع روبهرو میشویم که علی رهبری شخصا به آنها گفته دیگر نیایید. علی جعفریپویان نوازندهای است که قرار شده بعد از یکی دو روز فکر کردن درباره حضورش در ارکستر اطلاع دهد، اما با او تماس گرفته و گفتهاند دیگر به ارکستر نرود.
رضا ناژفر هم سخنان جالبی در این باره دارد. چنانچه او میگوید علی رهبری به آنها ایمیل زده که به دلیل پایین بودن سطح نوازندگیشان با ارکستر خداحافظی کنند.
این نوازنده فلوت ساکن وین اتریش بیان میکند: ساعتهای تمرین ما با ارکستر پر از استرس بود و بحثهای لفظی نیز درمیگرفت. این در حالی است که در هیچ جای دنیا چنین رفتارهایی مرسوم نیست.
او به ایسنا میگوید: اگر آقای رهبری کار ما را زیرسوال برده است، اهمیت ندارد، من دلم برای نوازندگان ایرانی میسوزد، اینها هنرمندان مملکت هستند و هر کدام شخصیتی برای خودشان دارند. شرایطی که اکنون در ارکستر حاکم شده، غیردوستانه و بسیار اشتباه است. نباید فراموش کنیم که آقای فرهاد فخرالدینی ـ رهبر پیشین ارکستر ملی ـ 30 سال برای این ارکستر زحمت کشیده است.
ناژفر درباره ادغام ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی اظهار میکند: این موضوع ناراحتکننده است که آقای رهبری میخواهد یکشبه و با یک حرکت، ارکستر ملی را از بین ببرد. در صورتی که بافت ارکستر ملی با ارکستر سمفونیک تفاوت دارد و رپرتوآر آنها نیز متفاوت است.
رویکرد حذفی علی رهبری
حذف نوازندگان خوب، رویکرد قهری با نوازندگان منتقد، حذف ارکستر ملی ایران و ادغام آن با ارکستر ملی از جمله مواردی هستند که بیانگر رویکرد حذفی علی رهبری دارد. گویی او هیچ انتقادی را برنمیتابد. آن هم در شرایطی که بسیاری از نوازندگان نسبت به رفتارهای او با نوازندگان انتقاد دارند.
ناصر رحیمی از رفتارهای رهبری تحت عنوان متلکپرانی! به نوازندگان یاد کرده و میگوید: هر روز که آقای رهبری سر تمرین میآمدند، به بچهها حرف بد میزدند و کلماتی را بیان میکردند که من از بازگوکردن آنها شرم دارم. حتی ما به آقای ارسلان کامکار (مایستر ارکستر که استعفا داده است) این موضوع را منتقل کردیم که این طرز برخورد با ما درست نیست و ایشان به گونهای رفتار میکنند که انگار ما بدبخت هستیم و باید بر سر ما بزنند! ارسلان کامکار این موضوع را تائید و منتقل کرد، اما باز هم نتیجهای نداشت.
تکرار یک تجربه
اتفاقاتی که این روزها در ارکستر سمفونیک رخ میدهد، مشابه اتفاقاتی است که با حضور حسین طاهری در عرصه تئاتر رخ داد. هنرمندان متعدد با تجمع و نوشتن نامه از معاون هنری خواستند طاهری را از مدیریت مرکز هنرهای نمایشی عزل کند، اما این اتفاق هرگز مطابق خواست هنرمندان رخ نداد، مرکز هنرهای نمایشی و تئاتر کشور آسیبهای جبرانناپذیری خورد و در پایان هم طاهری با نوشتن نامهای معاونت هنری را زیر سوال برد و استعفای خود را اعلام کرد.
ماجراهای حضور علی رهبری هم بیشباهت به این اتفاقات نیست، دیری نمیپاید که بالاخره علی رهبری هم میرود و ارکستر سمفونیک و ملی دوباره از هم جدا میشوند. اما این اتفاقات تبعاتی برای موسیقی کشور خواهد داشت که فراموش نمیشود.
پیگیریهای خبرنگار جامجم برای گفتوگو با علی رهبری و در میان گذاشتن این انتقادها و پاسخهای او به نتیجه نرسید و از طرفی مدیر روابط عمومی معاونت هنری وزارت ارشاد نیز خود هفته گذشته استعفا داد و به همین دلیل در شرایط فعلی پاسخگوی خبرنگاران نیست و جایگزین او نیز معرفی نشده است.
ارشاد هم پشت علی رهبری را خالی کرد
پیروز ارجمند، مدیر دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی روز گذشته به برخی نکات درباره ماجراهای انتخاب رهبر ارکستر سمفونیک و دیگر حاشیههای این موضوع اشاره کرد.
ارجمند در گفتوگو با فارس درباره انتخاب علی رهبری بهعنوان رهبر ارکستر سمفونیک گفت: من شاید خیلی واضح نتوانم درباره این مساله صحبت کنم، من درواقع مخالف این انتخابها بودم. من نظرم آقای صهبایی بود، این را تا آخرین روز هم بیان کردم، ولی با سفر غیرمنتظره آقای رهبری و مذاکراتی که ایشان داشتند، خیلی سریع این تصمیم از طریق معاونت اتخاذ شد که ایشان باشند.
او افزود: من نظرم این بود که حداقل ما حدود 6 ماه ارکستر را با آقای صهبایی و روحانی پیش ببریم. جلساتی هم با آنها داشتم که قرار شد این دو بزرگوار ارکستر را باهم پیش ببرند و حتی ما برای اجرا در جشنواره فجر هم به توافق مشترک رسیدیم که این اتفاق بیفتد. من باز پیشنهادم این بود که آقای رهبری با تأخیری شروع به کار کنند تا زمانی که ما کار را آغاز کنیم به هر حال نظرات دیگری در این مورد مطرح شد.
ارجمند ادامه داد در اینکه آقای رهبری درحال حاضر با این شرایط وارد شوند موافق نبودم، اما وقتی این اتفاق افتاد من هم به نظر دوستان احترام گذاشتم، اما بعد از اجرای مراسم رونمایی ارکستر، ارکسترها بهطور کامل به بنیاد رودکی واگذار شد. در ابتدا قرار بود شورایی برای ارکستر ایجاد شود و حتی شورای فنی از من حکم گرفتند که این شورا هم منحل شد.
مدیر دفتر موسیقی اظهار میکرد: آقای فخرالدینی هم با ما همکاری کردند، اما طرح اولیهای که آقای رهبری در روز ورود به ایران دادند، مبنی بر اینکه ارکستر سمفونیک ایران را ایجاد کنیم، بنده بشدت با آن مخالفت کردم حتی جلسهای که قرار شد با آقای فخرالدینی برگزار شود بعد از مخالفت من این جلسه کنسل شد، چراکه من معتقد بودم ارکستر سمفونیک و ملی جدا کار کنند. بنابراین بعد از اینکه ارکسترها از دفتر موسیقی منفک شدند من نقشی در راهبرد ارکسترها نداشتم، اما چون کار توسط شورایی پیش میرود من هم احترام میگذارم حتی اگر مخالفتهایی هم داشته باشم.
او گفت: صحبتی که من دیروز درباره شورای راهبردی ارکستر داشتم، به نظر میرسد که مسائل قابل حل است، اما طرفین باید با هم به توافق برسند و در وهله اول آقای رهبری باید به شرایط ایران نزدیک شوند، ایشان به نظم بسیار اعتقاد دارند که البته من هم اعتقاد دارم و اتفاقا یکی از حلقههای گمشده شکلگیری ارکسترها در ایران عدم نظم است. این خیلی نکته خوبی است، اما اینکه این را چگونه پیش ببریم راهبردش را به نگاه سیستماتیک گروهی و شورای فنی اعتقاد دارم.
زینب مرتضاییفرد / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: