در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی این داستان را برای من تعریف میکرد، گفت حساب و کتابش در انتهای ماه اول نشان میداد بدون هیچ سودی، 300 دلار از جیبش هزینه کرده بود. حاصل خالص ماه دوم سود ده دلاری بود. یعنی توانسته بود ضرر را بپوشاند و سود ناچیزی هم او را بالای خط صفر نگه میداشت، اما با شروع ماه سوم، با استفاده از توصیههای کتابها و تجربه دو ماه اول، توانست سیستمی برای خود به وجود بیاورد که بسیاری از فعالیتهای مورد نیاز را برای بازاریابی آنلاین به صورت خودکار پیش ببرد. سرعت پیشرفت او چنان بالا رفت که در انتهای ماه سوم به طور متوسط روزانه چهار و نیمدلار درآمد داشت! او میتوانست با این پول هر روز برای خودش یک قهوه کوچک از استارباکس بخرد بدون این که به درآمد شغل روزانهاش دست بزند. این یعنی بهرهوری!
دوست من تصمیم گرفت، این سرگرمی را به یک بازی جدی تبدیل کند. از آنجا که هر بازی هدفی برای بازیکنانش تعیین میکند هدف او در ماه چهارم این بود که بتواند به جای قهوه کوچک، قهوه سایز بزرگ بخرد! در انتهای ماه ششم او با درآمد متوسط روزی هفت دلار توانست به هدفش جامهعمل بپوشاند. در این میان چشمانداز شخصی او این بود که روزی بتواند در بین دوستانش کل بگذارد که «آره و اینا. من هر روز میتونم یه قهوه مجانی بخورم!» ماه هشتم که آمد و رفت، دوستم دیگر میتوانست هر روز یک قهوه سایز بزرگ و یک ساندویچ هایدای مجانی داشته باشد و به این ترتیب کسب و کار شخصی خودش را آغاز کرد. رمز بهره وری دوست من دنبال کردن هدفهای بزرگ نبود، بلکه هر روز تنها به این فکر میکرد که چگونه میتواند از این کار برای خودش غذای مجانی دست و پا کند. آنقدر به رشد کسب و کارش ادامه داد که روزی به طور رسمی شرکتش را به ثبت رساند.
2. با ثبت رسمی، فضای کار دگرگون شد: آنها که میخواستند مثل شرکتهای خلاق بزرگ بترکانند، شروع کردند به نوشتن طرح تجاری، استخدام نیرو، سر و کله زدن با بانکها و... اما روند صعودی بهرهوری با مخ به سقف شیشهای خورد: همش استرس. همش کار تا آخر شب. یک ماشین داغون. یک خانه محقر. آنها ممکن بود یک میلیون دلار فروش داشته باشند، اما حاشیه سودشان بسیار ناامیدکننده بود. دوستم همواره از خودش میپرسید چه به روز تجارتش آمده است!
تا اینکه دانایی به او گفت رشد کسب و کار بیشتر از این که به استراتژی و اینها مرتبط باشد به تغییر در ساختار فکری کارآفرین مربوط است. دوستم اول نمیخواست چنین مزخرفاتی را بشنود، چون به هر حال از یک دانشگاه معتبر مدرک مهندسی داشت، اما تصمیم گرفت تا آخر به حرفهای دانا گوش کند. نتیجهاش این شد که در 18 ماه بعدی، فروش شرکتش 400 درصد رشد کرد و کار برای آنها دوباره مثل روزهای اول تبدیل به یک سرگرمی شد. منظور دانا از تغییر در ساختار فکری، حرکت به سمت خوشحالی بود، اما خوشحالی چیست؟
3. خوشحالی (عبارتی که با اجازه از فرهنگستان برای ترجمه STATE OF FLOW انتخاب کردم): یعنی این که فرد ابتدا از عملکرد امروز خویش راضی و خوشحال باشد و بعد هم تصویر ذهنی مشخصی از آینده داشته باشد. ساده به نظر میآید نه؟ بیایید یک بار با هم مرور کنیم.
یادتان باشد ما میتوانیم در هر لحظهای در یکی از این چهار حالت باشیم:
دور باطل: یعنی هیچ تصویری برای آینده ندارم و از امروزم هم راضی نیستم، بنابراین با تمرکز بر منفی بافی و در نبود چشمانداز مثبت آینده هر لحظه بیشتر در باتلاق افسردگی فرو میروم.
باتلاق رضایت از امروز: یعنی از امروزم ناراضی نیستم ولی از آن طرف تصویری هم برای آینده ندارم. شاید برای برخی این حالت خیلی هم بد نباشد چون از اکنونشان راضی اند ولی بدانند سطح رضایت امروزشان رشد نخواهد کرد.
استرس و اضطراب: یعنی از امروزم ناراضیام، اما هدفهای بزرگی برای آینده دارم. کارآفرینان جوان زیادی میشناسم که در این حالت گرفتارند یعنی چشمانداز بزرگی برای خود ترسیم کردهاند تا از وضعیت غیرایدهآل کنونیشان خلاص شوند، اما حواسشان نیست که منفی بودن فاز امروزشان روی بهرهوری کاری که برای فردا میکنند اثر مستقیم میگذارد.
حالت خوشحالی: یعنی از امروزم راضیام و البته تصویر بزرگی برای آینده در ذهن دارم. حالا شما صادقانه کلاهتان را قاضی کنید: آیا از عملکرد امروزتان راضی هستید و در عین حال چشمانداز روشنی برای آیندهتان ترسیم کردهاید یا دچار تناقض هستید؟ شاید فکر میکنید هدفهایتان برای شما خوشحالی به ارمغان خواهند آورد؟ در حالی که نباید خوشحالی را به اهداف گره زد! من باید قبل از رسیدن به هدفم خوشحال باشم چون خوشحالی من تاثیر مستقیم فعالیتهایم را دوچندان خواهد کرد.
دوستم حدود یک ساعت برایم صحبت کرد و کاش میشد همه آنچه برایم گفته بود را در این مجال کوتاه برایتان بازبگویم. با درود و بدرود.
مصطفی پورمهدی
مشاور کارآفرینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: