اقتصاد و آفات کلام

یکی از موضوعات مغفول در مباحث مختلف و از جمله اقتصاد این نکته است که مسوولان و کارشناسان و رسانه ها تا چه اندازه و چگونه در خصوص مباحث و مسائل اقتصادی اظهار نظر می کنند و اصولا آیا باید همواره اظهارنظر کنند؛
کد خبر: ۷۹۵۱۶

تجربه نشان می دهد که هر چند بعضی از افراد حقیقی و حقوقی باید همواره یا در مقاطعی از زمان در خصوص بعضی از امور و مسائل مبتلا به و یا پیش روی جامعه اظهارنظر کنند، لیکن کسانی هم هستند که نباید زیاد صحبت کنند و همواره دغدغه مراقبه از خود را در خصوص واژه ها و کلماتی که می گویند و اندازه و حجم آنها و کوتاهی و بلندی جملات و حتی نوع تاکید بر کلمات به کار گرفته شده را داشته باشند. چه بسیار اتفاق می افتد که با سکوتی ، مساله ای که اصولا وجود ندارد ، ایجاد می شود و چه بسیار مواردی است که مسائلی بخاطر عدم سکوت و اظهارنظر نابه جا (و نه لزوما غلط) از مسیر خویش خارج و موجب مشکلات عدیده می شود. در این زمینه می توان به امور ذیل توجه داشت و در آنها تامل کرد:

1- بورس تهران و سایر شهرستان ها ایام و روزهایی را تجربه می کند که وقتی ویژگی های آن در معرض ارزیابی و قضاوت قرار می گیرد ، برخوردار از زنجیره ای از مسائل علت و معلولی است ، یعنی می توان بخوبی تحلیل کرد که چرا اوضاع بورس ، این چنین است که هست (فعلا درباره خوب یا خوب نبودن شرایط آن صحبت نمی کنیم) و واضح است برای اتخاذ تصمیمات معطوف به اهداف بخش سرمایه ای کشور ، باید از ساز و کارها و روندهایی بهره جست که بسیاری از آنها نه گفتاری که عملیاتی هستند . گفتارهای متفرقه و گوناگون و غیرمتناسب به لحاظ زمان ارائه می تواند بر وضع موجود، پریشانی و یا آرامش هدیه کند. فراموش نکنیم که آنها که مسوول ترند در این زمینه موظف تر هستند و رسانه ها در این ارتباط به لحاظ نوع مطالبی که منتشر می کنند از تاثیر فراوان برخوردارند. آنها هم باید بخوبی بدانند که چه چیزی را در چه زمانی و چگونه مطرح کنند. کافی است که رسالت همگان ، تزریق سرمایه به بازار سرمایه باشد.

2- آیا بودجه عمومی دولت دچار کسری است؛ اندازه آن چقدر است؛ منشاء این کسری کجاست؛ آیا پیش بینی ها غلط بوده اند و یا عدم تحقق به لحاظ عدم اجرای احتمالی قانون بوده است؛ کسانی که در این خصوص اظهار نظر می کنند تا چه اندازه مسوولیت حرفهای خود را می پذیرند؛ با این سوالات به همراه دهها سوال دیگر که در جامعه اقتصادی وارد می شود ، چگونه باید خود را مواجهه بدهیم؛ آیا در قبال آنها باید سکوت کرد و یا در خصوص ریشه های عدم تحقق درآمدها باید رازگشایی نمود. به نظر می رسد در اینجا هم همان نکته اساسی وجود دارد سکوت قانونگذاران و نظارت سنگین آنان برای تحقق قانون از جانب دولت . بدین ترتیب بسیاری از آمار و ارقام مطروحه رنگ می بازند و واقعیات از قبال عمل مشخص می شوند و جامعه زیان ناشی از این فکر در ارقام و الفاظ را تجربه نمی کند. بیاموزیم که در اقتصاد هر چند حرف زدن راحت به نظر می رسد ، لیکن آثار ناشی از حرف زدن بسیار تعیین کننده است. این حد از تعیین کنندگی ، خود مهمترین ملاک و معیار برای تشخیص سکوت و یا عدم سکوت است.

دکترحسن سبحانی
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها