چشم ها رابر واقعیت هانبندیم

طبیعت زندگی اجتماعی اقتضا می کند باهم بودن ، تبادل اندیشه و همفکری حرف نخست را بزند که فوتبال نیزبه عنوان یک پدیده اجتماعی از این پیکره جدا نیست.
کد خبر: ۷۹۲۵۶
هر مربی و مدیری که خرد جمعی را باور کند و به آن احترام بگذارد، راحت و بی دغدغه می تواند به اهدافش دست یابد و تیمش را به سوی اعتلا رهنمون شود.
خبر این بود؛ 17نفر از مدیران باشگاه های حاضر در بوندس لیگا در سالن اجتماعات فدراسیون فوتبال آلمان ، زیر یک سقف جمع شدند تا با کادر فنی تیم ملی این کشور به بحث و تبادل نظر بپردازند و دیدگاه های خود را به یورگن کلینزمن سرمربی و اولیور بیرهوف ، مدیر تیم ملی آلمان ارائه دهند.
این نشست در فضایی کاملا صمیمی و با حضور فرهیختگان فوتبال آلمان برپا شد و حتی اولی هوینس ، بازیکن سالهای دور و مدیرعامل بایرن مونیخ که از منتقدان سرسخت کلینزمن است ، با جدیت تمام از برنامه های سکاندار تیم ملی انتقاد کرد و نظرات خود را با او مطرح کرد.
جلسه همفکری با نخبگان سرزمین قیصر، به دنبال شکست تحقیرآمیز مقابل ترکیه و بازی پرانتقاد مقابل چین در مقر فدراسیون فوتبال آلمان برگزار شد و کلینزمن تمامی موارد را با دقت گوش داد و از نظرات حاضران نت برداری کرد.
سرمربی آلمان شش دانگ حواسش را به اظهارات حاضران و حتی انتقاد شدید برخی مدیران جمع کرد و نه تنها برآشفته نشد، بلکه بر اشکالات موجود در پروسه کاری خود مهر تایید زد. در کشورهای صاحب فوتبال ، این دست گردهمایی و تبادل اندیشه ها تازگی ندارد. روزی که انگلیس در جام جهانی 1966جام جهانی را در آغوش کشید و سر بر آسمان فوتبال دنیا سایید، سر الف رمزی ، سرمربی وقت این تیم عامل اصلی در قهرمانی تیمش را وفاق مردم و مسوولان بریتانیا و همفکری با کارشناسان دانست.
در جام جهانی 1998، همین شرایط در فرانسه حاکم شد و امه ژاکه در سایه بهره مندی از دیدگاه های مردان بزرگی چون میشل پلاتینی به اوج موفقیت رسید.

تک محوری
شاید امروز و در گرماگرم لیگ برتر بحث تیم ملی و اندیشه های برانکو آنچنان مناسب نباشد و به مذاق فوتبال دوستان خوش نیاید؛ اما ما اعتقاد راسخ داریم که امروز خیلی دیر است و باید با الهام و اقتباس از فوتبال روز دنیا، بر تفکرات غلط گذشته قلم قرمز کشید.
در آستانه بازیهای چهارجانبه تهران ، شایسته است برانکو در افکارش تجدیدنظر کند و به انتقاد سازنده و منطقی نخبگان احترام بگذارد.
وقتی خبر فراخوانی نخبگان فوتبال آلمان و همفکری کلینزمن با آنان را شنیدیم و خواندیم ، داغ دلمان تازه شد و افسوس خوردیم که چرا برانکو این گونه نمی اندیشد و بر تک محوری خود اصرار می ورزد.
برانکو مثل کلینزمن در گذشته انتقادپذیر و حرف گوش کن بود؛ اما امروز به فردی لجوج و یکدنده تبدیل شده و تعجب همگان را برانگیخته است. برانکو باید ادبیاتش را اصلاح کند و به جای پرخاش به منتقدان و لجاجت از نظرات نخبگان به نحو شایسته بهره ببرد.
یادمان می آید مربی کروات ، پیشتر حرف شنو و انتقادپذیر بود؛ نمونه بارز آن در جریان بازیهای آسیایی بوسان و حتی پیش از آن به چشم آمد؛ اما پس از برتری بر بحرین و صعود به جام جهانی ، بناگاه او مصاحبت با کارشناسان را کنار گذاشت و خود را علامه دهر پنداشت.
اصرار بیهوده وی به استفاده از یک سیستم و بهره گیری از یک سری بازیکنان خاص (چه در دوران اوج و چه در دوران ناتوانی) و از همه بدتر بی مهری به آماده ها و بهترین های لیگ برتر، سبب شد برانکو مقبولیت خود را در میان رسانه ها و مردم از دست بدهد.
نمونه بارز این اعتراض ها و انتقادهای شدید در بازی تدارکاتی با کره جنوبی به اوج خود رسید، اما وی در میان بهت همگان ، چون همیشه به کلی گویی پرداخت و از بازی و عملکرد ضعیف تیمش ، به نیکی یاد کرد. اکنون کار به جایی رسیده که کارشناسان و فوتبالدوستان بشدت مضطرب هستند که در صورت تداوم این اندیشه ها و تفکرات غلط، تیم ملی ما در جام جهانی 2006به حریفی تمرینی تبدیل شود.
پیشنهاد مشخص ما این است که شخص دکتر دادکان ، سکاندار فوتبال کشور که سردی و گرمی فوتبال را چشیده است و زیر و بم تیم ملی را می فهمد، همین امروز دست به کار شود و برانکو را به مراوده با نخبگان فراخواند.
شک نداریم ، اگر فدراسیون فوتبال و برانکو همانند آلمانی ها و فرانسوی ها به همفکری و استفاده از دانش و تجارب کارشناسان ایمان بیاورند، می توانیم بسیاری از گره های کور را باز کنیم و برای اعتلای تیم ملی کشورمان ، قدمهای موثری برداریم.

تبادل افکار
برانکو نیک می داند که جام جهانی میدان کسب تجربه نیست و در این میدان ، باید تیمی بزرگ و بالطبع بازیکنانی بزرگ داشت.
با اتکا به یکسری نفرات خاص نمی توان در میدانی چون جام جهانی آبروداری کرد و لبخند رضایت بر لبان میلیون ها ایرانی نشاند. هیچ کس توقع ندارد برانکو، تیم ملی را به مقام قهرمانی برساند، اما حداقل انتظار می رود نماینده ایران در جام جهانی ، فوتبال بازی کند و زیرتوپ نزند.
ابراهیم قاسمپور، یکی از بهترین های تاریخ فوتبال ایران که در جام جهانی 1978آرژانتین حضور داشت می گوید: فاز اول ، برنامه ریزی و حمایت مردم و رسانه ها در راستای صعود به جام جهانی بود، اما اکنون در فاز دوم باید تلاش کنیم تیمی یکدست و قدرتمند داشته باشیم که در جام جهانی ، انتظارات را برآورده کند.
متاسفانه برانکو با مربیان و کارشناسان تبادل اندیشه نمی کند و این ضعف بزرگی است ، در حالی که او با این حرکت می تواند بر بسیاری از ضعفها فائق آید و نقاط مثبت تیم ملی را افزایش دهد. قاسمپور می افزاید: تیم ملی بی اشکال نیست و در خط دفاعی و جناح چپ مشکلات زیادی دارد. بحث دیگر این است که برانکو همیشه با شیوه « ´231تیمش را به میدان می فرستند.
در حالی که این تاکتیک برای حریفان شناخته شده و آنان مثل کف دست خود به این موارد آشنا شده اند. او باید در تیم ملی و در تمامی خطوط، رقابت ایجاد کند، نه این که گروهی از بازیکنان تحت هر شرایطی به بازی گرفته شوند؛ حتی در صورت مصدومیت با اجبار به میدان فرستاده شوند و در بازیهای دوستانه که تعویض محدودیت ندارد این دسته از ملی پوشان با اصرار به بازی گرفته شوند.
این حرکات موجب سرخوردگی نفرات ذخیره می شود. فوتبالیست درخشان دیروز و معلم موفق امروز تاکید می کند برانکو باید ضمن همفکری با صاحبنظران ، خونی تازه در رگهای تیم ملی جاری کند وگرنه اصرار بیهوده بر افکار قدیمی ، موجب تضعیف تیم ملی کشورمان خواهد شد و دود آن در جام جهانی به چشم همه ما خواهد رفت.

رضا میرزاییان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها