در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
1ـ ماجرای لیگ قهرمانان آسیا با لیگ برتر فوتبال کشورمان بسیار متفاوت است و نباید از اینکه صدرنشین لیگ ایران در آسیا به این شکل حذف میشود، خیلی تعجب کرد، زیرا موفقیت در عرصه آسیا ابزار لازم خودش را میخواهد و تراکتورسازی هرچند به عنوان یک تیم پرطرفدار تماشاگران خونگرمی دارد، اما وجود تماشاگر به تنهایی نمیتواند باعث موفقیت یک تیم شود و ابزارهایی چون مدیریت منسجم و قوی و داشتن بازیکنان نخبه یک ضرورت به نظر میرسد؛ ضرورتی که حریفان آسیایی ما بخوبی از آن بهرهمند هستند و با جذب سه، چهار بازیکن نخبه خارجی در لحظات حساس مسابقههای مهم، همین بازیکنان گره بازی را باز میکنند و نتیجه را برای تیمشان برمیگردانند. آنها براحتی موقعیتهایشان را از دست نمیدهند، در حالی که در بازی تراکتورسازی با همین تیم نسف قارشی، عکس این موضوع را شاهد بودیم. این موضوع را خود من وقتی از تراکتورسازی به پرسپولیس آمدم در جام باشگاههای آسیا چندبار تجربه کردم که وقتی به نیمهنهایی میرسیدیم مغلوب نخبگان تیمهای مقابل شده و به مقامهای سوم یا چهارم قناعت میکردیم. بنابراین حریفان ما در حالی ستارههای گرانقیمتی را به خدمت میگیرند که تیمهای فوتبال ایران از جمله تراکتورسازی، سراغ بازیکنان درجه چندم خارجی میروند و به قول معروف از این بازیکنان هم آبی گرم نمیشود.
2ـ دومین نکته که هم در بازی فولاد و هم در دیدار تراکتور مشخص بود ساقهای خسته بازیکنان بود و این هم موضوع تازهای در فوتبال ما نیست. متاسفانه هنوز بازیکنان ما نتوانستهاند خود را با شرایط بازیهای سنگین وفق دهند و دیدهایم هر وقت لیگ به برهه بازیهای فشرده و انجام بازی به صورت سه روز یا چهار روز در میان میرسد تیمهای ما زمین خوردهاند. همان طور که در سالهای گذشته استقلال و سپاهان به این سرنوشت دچار شدند، بازیکنان تراکتور و فولاد بویژه در نیمه دوم دیدار برابر حریفانشان توان لازم جسمی را نداشتند. این در حالی است که حریفان ما چنین شرایطی ندارند و اگر میگوییم فوتبالمان حرفهای است باید بدانیم در فوتبال حرفهای و در کشورهای پیشرفته بازی فشرده هم وجود دارد و باید خود را برای تقویم فشرده بازیها آماده کنیم.
3ـ نکته دیگر پیرامون عملکرد کادرفنی تراکتورسازی است. من از همان ابتدا مخالف برکناری رسول خطیبی و آمدن تونی اولیویرا بودم. بهتر است مسئولان تراکتور بگویند تونی اگر خوب بود، چرا سال گذشته با او قطع همکاری کردند و اگر بد است چرا دوباره او را سرمربی تیم کردند؟ متاسفانه فرصت لازم را به رسول خطیبی ندادند. یک مربی بومی که از همان ابتدا در تراکتور خوب کار کرده بود و اگر میگذاشتند کارش را ادامه دهد الان تیم چنین شرایطی نداشت، ضمن اینکه سرمان بالا بود که یک مربی بومی در تبریز پرورش دادهایم که در سطح آسیا حرفهایی برای گفتن دارد، اما متاسفانه چنین نشد.
4ـ بیثباتی مدیریتی از دیگر عوامل ناکامی تراکتورسازی در آسیاست، متاسفانه تراکتورسازی هم مثل پرسپولیس چپ و راست با تغییر مدیرانش مواجه میشود؛ تغییراتی که در وهله اول آرامش را از تیم و بازیکن میگیرد و آخر و عاقبت آرامش نداشتن را نیز که همه میبینیم.
5ـ تردید جدی دارم تراکتورسازی امسال در لیگ برتر هم قهرمان شود، زیرا صلابت لازم در بازیهایش دیده نمیشود. گاهی تیمی اتفاقی میبازد که آن باخت نگرانکننده نیست، اما وقتی تیمی اتفاقی پیروز میشود ـ برد تراکتورسازی مقابل سایپا در آخرین بازیشان در لیگ ـ که در آن صورت نمیتوان گفت آن تیم چهره یک قهرمان را دارد.
امیدوارم تراکتورسازی حالا که تجربه سه بار حضور در لیگ قهرمانان آسیا را به دست آورده است در فصول آینده بخوبی از این تجربه بهره برده و موفقیتهای ارزشمندی کسب کند.
اسماعیل حلالی / ملیپوش سابق تراکتورسازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: