در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، روز هفتم آبان سال گذشته مردی با حضور در پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران از مرد جوانی به اتهام سرقت کارت بانکی اش و برداشت پول شکایت کرد و گفت: عصر روز گذشته مقابل دستگاه خودپردازی در منطقه نبرد تهران رفتم. دستگاه خراب بود و نتوانستم کارتم را بردارم. مرد جوانی که پشت سرم ایستاده بود، از من خواست موضوع را به نگهبان بانک اطلاع دهم تا شاید او کارتم را به من پس دهد. اما در آنجا نگهبانی نبود. به سمت دستگاه خودپرداز بازگشتم و متوجه شدم دستگاه درست شده و ازمردغریبه و کارت بانکیام خبری نیست.
وی ادامه داد: پس از دقایقی پیامکهایی دریافت کردم که نشان میداد مبلغ سه میلیون و 200 هزار تومان ازموجودی حسابم خالی شده است. دیگر اطمینان یافتم، مشتری جوان همان سارق کارتم است. روز بعد که موضوع را به بانک اطلاع دادم، متوجه شدم دوربین مداربسته بانک تصویر مرد سارق را ثبت کرده و او همان مردی بوده که پشت سرم ایستاده بود.
همزمان با شروع تحقیقات، جستجوها ادامه داشت تا این که افراد دیگری نیز با حضور در پلیس آگاهی شکایتهایی را ارائه کردند. در ادامه تجسسهای پلیس معلوم شد تصویر متعلق به یک دزد حرفهای است. پاتوقهای احتمالی وی به طور نامحسوس زیر نظر گرفته شد تا این که دو روز پیش مخفیگاه او در محله مشیریه تهران شناسایی و وی دستگیر شد.
متهم که احسان نام داشت، با انتقال به پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران بازجویی شد و به سرقتهای سریالی از حساب مشتریان بانکهای سطح شهر اعتراف کرد و گفت: مدتی قبل از زندان آزاد شدم. چون تبحر خاصی در سرقت کارتهای بانکی داشتم، دوباره سرقتهایم را از سر گرفتم. در ساعات غیراداری و تعطیلی شعب بانکی، با ریختن چسب قطرهای درون دستگاههای خودپرداز کلیدهای آن را از کار میانداختم و زمانی که افراد به دستگاههای خودپرداز مراجعه میکردند، رمز کارت آنها را حفظ کرده و بعد کارت بانکیاشان را سرقت و حسابشان را خالی میکردم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: