حرف هایی که باورکردنی نیستند

یکی از کارهای اصلی احزاب ، تحلیل دقیق از شرایط روز است. این کار اگرچه ممکن است به یک سرگرمی سیاسی تبدیل و در پاره ای موارد نیز با اشتباهات فاحش همراه شود، اما نیاز اصلی گروههای سیاسی است.
کد خبر: ۷۸۶۶۷

ادعای بزرگی نیست اگر بگوییم ماندگاری احزاب در گروی تحلیل های بموقع ، درست و منطقی آنهاست. تحلیل احزاب هنگام شکست های فاحش آنها در انتخابات و در مواقع رویارویی با بحران ها ممکن است با توجیهات متعدد روبه رو یا هنگام پیروزی ، نوعی ناواقع بینی بر آن حاکم شود.
تازه ترین بیانیه حزب مشارکت که 3ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری صادر شده ، از منظر بالا قابل اعتناست. حزب مشارکت در سالهای گذشته دست کم در طول عمر مجلس ششم تلاش می کرد خود را قدرتمندترین حزب در عرصه سیاسی کشور معرفی کند.
شاخصه های یک حزب پرقدرت ، گرچه متعدد است ، اما نگاه نتیجه گرا به موضوع حزب حکم می کند که داشتن اکثریت پارلمانی را ملاک قدرت بدانیم. به این معنا، حزب مشارکت پر قدرت ترین گروه سیاسی ای بود که توانست علاوه بر قوه مقننه ، بسیاری از اعضای هیات وزیران و گروه پرشماری از مدیران میانی وزارتخانه ها را دراختیار گیرد.
حزب مشارکت ، قدرت خود را مرهون کاهش مقبولیت جناح رقیب بود. رکود حاکم بر گروههای سیاسی جناح اصولگرا و نیاز به اندیشه تازه از یک سو و تغییر شرایط فرهنگی از سوی دولت هاشمی رفسنجانی از جانب دیگر، زمینه را برای دست به دست شدن قدرت پدید آورد.
حزب مشارکت با تکیه بر حمایت معنوی دولت خاتمی ، با رهبری افرادی غالبا ناشناس و کم تجربه در سیاست ورزی پا گرفت. شاید اگر حضور برخی عناصر برخوردار از چهره های اطلاعاتی و سیاسی در میان سران حزب وجود نداشت ، حزب مشارکت قادر به رشد سریع نمی شد.

ماه عسل مشارکت
حزب مشارکت با همراهی دیگر گروههای متحد خود توانست اکثریت قاطع کرسی های مجلس را از آن خود کند.
سعید حجاریان که نظریه پرداز اصلی حزب به شمار می رفت، پس از پیروزی خویش در مجلس ششم در اظهارنظری که معمولا تنها از سیاستمداران عجول انتظار می رود، به نمایندگان دور پیشین مجلس اهانت کرد و آنها را مستحق روانه شدن به زباله دانی تاریخ دانست.
این تعبیر را حتی تندروترین عناصر جناح رقیب ، پس از پیروزی در انتخابات نهم ریاست جمهوری نیز به کار نبردند سرخوشی ناشی از موفقیت حزب مشارکت تا مدتهای طولانی تیتر اول روزنامه های جناح دوم خرداد بود.

سراشیبی سقوط
ساختار ناقص و ناکارآمد حزب مشارکت نمی توانست پایداری آن را برای مدتهای طولانی تضمین کند. آمارهای کذایی و غیرواقعی از تعداد اعضای حزب ، ارتباط از بالا به پایین ناشی گری سیاسی و... رخصت نداد حزب مشارکت ، دوران طلایی پیروزی را برای درازمدت تثبیت کند.
بویژه این که این حزب ، دیگر متحدان را به مسخره گرفت و گاهی آنها را تحقیر کرد. بیشتر گروههای هجده گانه ای که متحد حزب مشارکت بودند.
بتدریج از آن فاصله گرفتند. با این حال ، مشارکت خود را به تنهایی از مجموع 17 گروه دیگر برتر می دانست و همین ویژگی می توانست جناح دوم خرداد را به تخریب حزبی که خود را برادر بزرگتر می دید، وادارد.

3 شکست پیاپی
انتخابات دومین دوره شوراهای مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم بر پیکره حزب مشارکت ضرباتی هولناک وارد کرد، اما از آنجا که بسیاری از عناصر حزبی درک کار تشکیلاتی را نداشتند، ترجیح دادند خود را به بی خیالی بزنند و با تراشیدن بهانه ها و توجیه های مختلف ، تقصیر را به گردن این و آن بیندازند.
حزب مشارکت و نزدیک ترین متحد آن سازمان مجاهدین انقلاب در این میان حتی به برخوردهای عصبی و اهانت به جناح پیروز هم متوسل شدند.

زیان های نبود ائتلاف
بیانیه حزب مشارکت معتقد است:
1-عدم ائتلاف ، باعث توزیع آرای اصلاح طلبان شد.
2-ائتلاف نکردن ، باعث سردرگمی رای دهندگان و در نتیجه انصراف عده ای از مردم از حضور در انتخابات شد.
3-ائتلاف در مرحله دوم انتخابات ، امری ناگزیر و ضروری بود. این تحلیل در بند اول و سوم درست به نظر می رسد، اما در مورد بند دوم نوعی شتابزدگی به چشم می خورد.
شرکت نکردن بخشهایی از جامعه در انتخابات ، قطعا به دلیل عدم ائتلاف دیگر نامزدهای اصلاح طلبان با نامزد حزب مشارکت نبوده است. برعکس حضور کروبی و مهرعلیزاده ، سلایق بیشتری را به پای صندوق های رای کشاند. فهم این نکته که ائتلاف جناح دوم خرداد بر سر مصطفی معین ، حضور در پای صندوق های رای را کمتر هم می کرد چندان نباید مشکل باشد.
حتی برخی صاحب نظران معتقدند بر فرض که مهندس موسوی به میدان رقابت می آمد و ائتلاف اصلاح طلبان حول نامزدی او شکل می گرفت ، باز هم پیروزی او تضمین شده نبود. میرحسین موسوی که این نکته مهم را به فراست دریافته بود و حاضر نشد با ریسمان جناح دوم خرداد به چاه برود.

ویژگی های نامزد حزب
بیانیه حزب مشارکت معتقد است نامزد آنها ظرفیت های زیادی داشته (مثل ساده زیستی ، خط امامی بودن ، برجستگی علمی ، پیشینه موفق اجرایی) و حزب می توانسته از این ظرفیت ها در تبلیغات بهره بیشتری ببرد. به نظر می رسد این بخش از بیانیه نتواند حتی متعصب ترین عناصر وابسته به حزب را هم قانع کند، زیرا تاکید بر ساده زیستی دکتر معین در برابر ویژگی مشابهی که مردم آن را در شخص دکتر احمدی نژاد جستجو می کردند، رنگ باخته بود؛ ضمن این که اساسا ساده زیستی ، از ملاکهای ارزشی جناح دوم خرداد به حساب نمی آمد.
خط امامی بودن نیز بشدت محل مناقشه است ، نه این که بخواهیم ادعا کنیم دکتر معین از چنین صفتی برخوردار نیست ، نه. ممکن است بخشی از ادعای حزب مشارکت درست باشد، اما واقعیت آن است که این حزب ، از مدتها پیش با جایگزین کردن ادبیات دیگری که شاه بیتهای آن دموکراسی و لیبرالیسم و... بود، تعبیر خط امام را کنار گذاشته بود.
اگر حزب مشارکت می خواست خط امامی بودن معین را در بوق کند، با ریزش جدی رای طرفداران خود روبه رو می شد. در آن سوی نیز، مردم متدین و اقشار علمی جامعه که همچنان امام راحل ره را مقتدای خود می دانند، ویژگی خط امامی بودن را در مجموعه اصولگرایان ، به شکل پررنگ تری نیافتند.
ویژگی دیگر دکتر معین ، برجستگی علمی او عنوان شده ، حال آن که تاکنون چنین خصوصیتی برای نامزد حزب مشارکت مطرح نبوده است. دکتر مصطفی معین به عنوان یک پزشک متخصص اطفال ، در کارنامه علمی دانشگاهی اش ، درخشش قابل اعتنایی نداشته که حتی رسانه های اصلاح طلبان آن را مهم یافته و در سالهای گذشته روی آن تبلیغ کرده باشند.
سابقه اجرایی موفق نیز که در بیانیه حزب به آن اشاره شده احتمالا برای نویسندگان بیانیه هم قابل باور نیست. معین ، در اوج بحران کوی دانشگاه فقط توانست لقب مرد استعفا را برای خود بخرد.
مطمئنا اگر او به رئیس جمهوری می رسید، با مشکلات فراوانی روبه رو می شد که بحران کوی دانشگاه برابر آن ناچیز به حساب می آمد. در آن صورت ، مرد استعفا قادر به ارائه کدام کارآمدی از خود بود؛
بیانیه حزب ، به نکته دیگری هم درباره نامزد خود اشاره دارد که بیشتر به لطیفه شبیه است بیانیه معتقد است نامزد حزب بر عناصر کاریزماتیک تاکید نداشت. پوپولیستی انتخابات ، این وجه ، توجه مردم را کمتر به خود جلب کرد.
جای این پرسش به طور جدی مطرح است که بر فرض ، اگر حزب می خواست بر عناصر کاریزمایی معین تاکید کند، کدام ویژگی او را شاخص می دانست؛ از این گذشته ، مگر در میان نامزدهای جناح رقیب ، عنصر کاریزماتیک حرف اول را زده است؛

تبلیغات حزب مشارکت
حرف اصلی بیانیه در موضوع تبلیغات این است که اولا جامعه هدف برای حزب مشارکت ، طبقه متوسط و بالا بوده و ثانیا حزب به دنبال گروههای مرجع بوده تا آنها بتوانند بر جامعه تاثیر بگذارند، اما در این مرحله، آنان (گروههای مرجع) به صورت جدی و به موقع وارد کار نشدند.
مشکل اساسی حزب مشارکت فهم این نکته بود که طبقات مختلف جامعه از جناح دوم خرداد بشدت دلزده اند. دلیل این رفتار جامعه ، اصرار فراوان اصلاح طلبان بر سیاست زدگی و ایجاد فضای عصبی در جامعه بود.
متاسفانه حزب مشارکت و هم پیمانان آن ، برای مدتهای طولانی سر در لاک خود فرو برده بودند و گمان می کردند مردم تا ابد گوش به فرمان آنها ایستاده اند. این رفتار منحصر به اقشار پایین تر از متوسط نبود، بلکه قشر متوسط و بالاتر نیز خسته و خموده شده بودند.
حزب مشارکت باید بداند حتی همین 4میلیون رای دکتر معین ، متعلق به کسانی نیست که در طبقه متوسط و بالا قرار دارند و به اصطلاح پای کار هستند، بلکه بخش عمده این رای را کسانی به صندوق ریخته اند که از حزب مشارکت دل خوشی نداشته اند؛ اما به دلیل تبلیغات فراوان حزب برای این که با روی کار آمدن جناح رقیب با مشکل بزرگتر روبه رو نشوند، به معین رای داده اند.

ضعف ستاد مرکزی
بیانیه می نویسد ستادهای حزب مشارکت در مناطق محروم و از جمله جنوب تهران حضور قابل توجهی نداشته اند و علاوه بر آن اعضای مرکزیت حزب نیز در انتخابات به اندازه ظرفیت های خود فعال نشدند.
نداشتن تمکن مالی ، ضعف آموزش ، نداشتن شبکه های ارتباطی و اجتماعی برای جلب آرای مردم از جمله ضعف های دیگر است. بیانیه همچنین مدعی است از قدرت و امکانات دولتی در هیچ جا استفاده نکرده است و این را یک پیروزی اخلاقی می خواند. فراموش نکرده ایم که بسیاری از اعضای مرکزیت حزب مشارکت با حضور بسیار فعال در شهرهای مختلف، یک نهضت سخنرانی به راه انداخته (عدم استقبال مردم از این سخنرانی ها که گاه به 10 نفر هم نمی رسید، بحث دیگری است) و تبلیغات حزب را سازماندهی کردند.
آنها بودند که دایم تکرار می کردند معین در صدر نظرسنجی ها قرار دارد! و اتفاقا نظرسنجی هایی که در برخی دستگاه های دولتی انجام می شد همین نکته را تاکید می کرد.
اگر نظرسنجی ها بخوانید نظرسازی را مصداق استفاده از امکانات دولتی ندانیم دفاع رسمی و قاطع بسیاری از وزیران و مدیران ارشد دولت از دکتر معین را چگونه باید توجیه کنیم.
بخصوص دفاع شخص خاتمی به عنوان رئیس جمهور از نامزدهای حزب مشارکت در مرحله دوم انتخابات؛ از طرفی ، اگر بپذیریم حتی شورای مرکزی حزب مشارکت انگیزه ای برای ورود به میدان را نداشت با کدام دلیل ، بیانیه کنونی را باید مورد تایید آنها دانست؛ و از کجا معلوم که چند صباح دیگر معلوم نشود که شورای مرکزی این تحلیل را قبول ندارد؛

محمد مهاجری
mohajeri@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها