بزرگترین پروژه اقتصادی ورزش فوتبال یعنی واگذاری دو باشگاه پرسپولیس و استقلال هم با شکست سنگینی روبهرو شد و حتی کار به تشکیل جلسه هم نرسید و دو مزایده بدون مشتری به پایان رسید. تقریبا دیگر خصوصیسازی فوتبال هم به بنبست رسید و در این سال باشگاههایی مثل راهآهن، داماش و پدیده با مشکلات عدیده مالی و مدیریتی دست و پنجه نرم کردند و میکنند. در زمینه زیرساختها و بسترها هم هیچ عزم و ارادهای برای بهبود وضع اقتصادی فوتبال به چشم نمیخورد و هنوز هم قراردادهای میلیاردی بدون پشتوانه لازم امضا میشود.
در بعد فرهنگی هم یک سال اسفبار دیگر را برای فوتبال شاهد بودیم. ادبیات این فوتبال به شکل غیرقابل تحملی نزول یافته است. گاهی مصاحبههایی میخوانیم که باید بالای آن نوشت؛ خواندن آن برای کودکان زیر 18 سال ممنوع است. تهمت و توهین مثل نقل و نبات در فوتبال ما پخش میشود و همه در یک چارچوب از پیش پذیرفته شده، دارند از خجالت هم درمیآیند. دیگر حرف زدن از آیین پهلوانی و مرامهای اخلاقی یک شوخی بیشتر نیست. در فضاهای ورزشگاهها همانطور که میبینیم، کلمات غیرپاستوریزه دیگر خشم و شادی نمیشناسد و دشنام، عادت همه سکوها شده است. گاهی حتی کار به آسیبهای جانی میرسد و قربانیانی مثل بازیکن برزیلی پرسپولیس که تا کور شدن کامل تنها و تنها چند سانتیمتر فاصله داشت، کم نداشتیم. دعوای وزیر و رئیس، سرمربی و مدیر، بازیکن و مربی و... هم که سیاهه بلندی از اتفاقات نامطلوب را رقم میزند. سال 93 برای فوتبالی که برد بزرگ نداشت، نه سال فرهنگ بود و نه سال اقتصاد.
افشین خماند / دبیر گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم